برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

🐾 مهدی صباغ

 🐾 مهدی صباغ

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

101 Noun-plural :
نشخوار کنندگان
حیوانات چهارپا علف خوار
١٣٩٩/٠٦/٠٧
|

102 دَرکِت میکنم
تو را می فهمم
١٣٩٩/٠٦/٠٦
|

103 verb-transitive :
امتحان کردن
آزمایش کردن
try out
examine
test
١٣٩٩/٠٦/٠٥
|

104 Noun-countable :
مزاحم تلفنی
١٣٩٩/٠٦/٠٥
|

105 اصطلاح :
تلافی می کنم.
جبران می کنم.
١٣٩٩/٠٦/٠٤
|

106 اصطلاح:
مزخرفه
افتضاحه
خیلی بده
١٣٩٩/٠٦/٠٤
|

107 Don't worry
نگران نباش
١٣٩٩/٠٦/٠٢
|

108 اصطلاح :
ما هوای یکدیگر را داریم.
ما مراقب یکدیگر هستیم.
ما از یکدیگر پشتیبانی می کنیم.
١٣٩٩/٠٦/٠١
|

109 اصطلاح :
من مشکوک هستم.
١٣٩٩/٠٦/٠١
|

110 Noun-countable/uncountable :
عصاره گوشت
عصاره سبزیجات
مایع ساخته شده توسط جوشاندن گوشت یا استخوان ها و سبزیجات ، که برای تهیه سوپ یا اضافه ک ...
١٣٩٩/٠٦/٠١
|

111 Adjective :
چِندِش آور
منزجر کننده
حال به هم زن
١٣٩٩/٠٦/٠١
|

112 Noun-countable :
زیستگاه طبیعی (محلی که به صورت طبیعی حیوانات و گیاهان در آن زندگی می کنند.)
١٣٩٩/٠٥/٣١
|

113 Noun-countable :
عروس دریایی جعبه ای (که نیش سمی و کشنده دارد.)
١٣٩٩/٠٥/٣١
|

114 Noun-uncountable :
برفاب
آب به دست آمده از ذوب شدن برف و یخ (به خصوص ذوب شدن یخچال های طبیعی)
١٣٩٩/٠٥/٣١
|

115 Noun-uncountable :
صنعت ماهیگیری
١٣٩٩/٠٥/٣١
|

116 سه چهارم
هفتاد و پنج درصد
١٣٩٩/٠٥/٣١
|

117 Adjective :
دخیل در
مشارکت کننده در
شرکت کننده در
١٣٩٩/٠٥/٣١
|

118 اصطلاح :
روی من را زمین نینداز.
خواهش من را بپذیر.
درخواست من را قبول کن.
١٣٩٩/٠٥/٣١
|

119 Phrasal verb :
بستن کمربند ایمنی (در اتومبیل، هواپیما و ....)
Do up
Fasten
١٣٩٩/٠٥/٣٠
|

120 noun-countable-usually singular :
جریان خون
١٣٩٩/٠٥/٣٠
|

121 noun-plural :
کاکتوس ها
cactuses
١٣٩٩/٠٥/٣٠
|

122 adjective :
محل خالی از سکونت
محل خلوت
١٣٩٩/٠٥/٣٠
|

123 بیابان زایی
تخریب زمین های زراعی و تبدیل آن ها به زمین های بایر و غیرقابل کشت
erosion
denuding
١٣٩٩/٠٥/٣٠
|

124 پوشش گیاهی
گیاهانی که در یک منطقه به صورتی بومی وجود داشته و رشد می کنند.
Flora
Vegetation
Botany
١٣٩٩/٠٥/٢٩
|

125 Noun - countable :
تپه شنی
تپه ماسه ای
تَلِ شنی
توده شن ساحلی
Quicksand
Dune
١٣٩٩/٠٥/٢٩
|

126 Adjective :
کِشسان
کِش آمدنی
لباس یا ماده ای که خاصیت کشسانی یا الاستیکی دارد و پس از این که کِشیده می شود و ابعاد آن تغییر می یابد، دوباره ...
١٣٩٩/٠٥/٢٩
|

127 Noun-countable :
صحرای سوزان
بیابان گرم
١٣٩٩/٠٥/٢٩
|

128 Noun-uncountable :
مسافتی که یک توپ پس از پرتاب شدن، یا یک گلوله پس از شلیک شدن، می پیماید.
١٣٩٩/٠٥/٢٩
|

129 Noun-countable :
عقاب سر سفید (سمبل کشور آمریکا)

نکته :برخی به اشتباه این عقاب را عقاب گَر (تاس-کچل-بی مو) نامیده اند، که نامگذاری کاملا غل ...
١٣٩٩/٠٥/٢٩
|

130 Noun-countable :
شیرخشک
پودر شیرِ خشک شده که به نوزادان داده می شود.
Baby milk
Infant milk
Milk powder
١٣٩٩/٠٥/٢٨
|

131 Leatherback turtle
لاک پشتِ پشت چرمی
١٣٩٩/٠٥/٢٨
|

132 Noun-countable :
لاک پشتِ پشت چرمی (گونه ای از لاک پشت ها)
١٣٩٩/٠٥/٢٨
|

133 Noun-countable :
پروانه شهریار (نام نوعی پروانه است که در ایران نیز بسیار زیاد دیده می شود.)
١٣٩٩/٠٥/٢٨
|

134 تخم گذاری کردن
تخم کردن (پرندگان، حشرات و ...‌..)
١٣٩٩/٠٥/٢٨
|

135 تسلیم شدن
کم آوردن
وا دادن
١٣٩٩/٠٥/٢٨
|

136 اصطلاح :
پاشو، صبح شده
بیدار شو، آفتاب زده
١٣٩٩/٠٥/٢٨
|

137 Dig a burrow :
نقب زدن در زمین
سوراخ حفر کردن
١٣٩٩/٠٥/٢٧
|

138 چربی ذخیره کردن
(کاری که حیوانات می کنند تا برای خواب زمستانی خود آماده شوند.)
١٣٩٩/٠٥/٢٧
|

139 به خواب زمستانی فرو رفتن
زمستان خوابی کردن
١٣٩٩/٠٥/٢٧
|

140 Go into hibernation :
به خواب زمستانی فرو رفتن
زمستان خوابی کردن
١٣٩٩/٠٥/٢٧
|

141 بازگشتن
برگشتن
Return
Come back
١٣٩٩/٠٥/٢٧
|

142 Noun-countable :
زادگاه
محل زادآوری
محل فرزندآوری
١٣٩٩/٠٥/٢٧
|

143 پرستوی دریایی شمالگان
(پرستویی که در قطب شمال زندگی می کند.)
١٣٩٩/٠٥/٢٧
|

144 Report on something :
گزارش نوشتن درباره چیزی
تهیه کردن گزارش درباره چیزی
Report of something
Report about something
١٣٩٩/٠٥/٢٧
|

145 بَر حسبِ

به عنوان مثال :

These numbers are in terms of percent.
این اعداد برحسب درصد هستند.
١٣٩٩/٠٥/٢٧
|

146 Noun - countable :
جانور موذی (مثل موش، مگس، پشه و ....)
بچه ی شیطان و آتش پاره
١٣٩٩/٠٥/٢٧
|

147 Informal :
شب بخیر
Good night
١٣٩٩/٠٥/٢٦
|

148 Adjective :
ارزیابی کننده
تحلیل کننده
بررسی کننده
ارزشیابی کننده
به عنوان مثال :
An evaluative report : یک گزارش ارزشیابی
١٣٩٩/٠٥/٢٥
|

149 Noun-plural :
چشم انداز شغلی
احتمال موفقیت یک شغل در آینده
١٣٩٩/٠٥/٢٥
|

150 Noun-plural :
لغاتی که در آنها به جنسیت (این که مردانه است یا زنانه) اشاره شده است. به عنوان مثال : fireman, waitress, chairman و .....
در دنیا ...
١٣٩٩/٠٥/٢٥
|