برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

English User

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

351 هم جواری، همراهی
هم جوار، همراه
١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

352 هاج و واج ١٣٩٩/٠٩/٠٦
|

353 کسی که برای شغلش باید دائم تغییر مکان بده و در سفره، یکجا ثابت نیست، سیار
a traveling businessman
١٣٩٩/٠٩/٠٦
|

354 تو فارسی میگیم: روش بیاره(یعنی ارزشمند و مهم و جذاب جلوه بده طرف رو) ١٣٩٩/٠٩/٠٦
|

355 کسی که خوشش شده و احساس مهم بودن بهش دست داده، بخاطر تعریف کسی دیگه از او یا بخاطر کاری که دیگر ی انجام داده
She was flattered by his attention.
١٣٩٩/٠٩/٠٦
|

356 به نظر میرسه در فارسی لغتی که دقیقا بیانگر بار معنایی این کمله باشه رو نداریم فقط می تونیم اینطوری توضیحش بدیم: بالا گذاشتن برای کسی،بالا بردن کسی و ... ١٣٩٩/٠٩/٠٦
|

357 طبق قول و قرار ١٣٩٩/٠٩/٠٦
|

358 غرولند کردن ١٣٩٩/٠٩/٠٥
|

359 از چیزی مشکل و سخت فارق و خلاص شدن
I like to get my homework out of the way on a Friday night so that I can enjoy the weekend.
١٣٩٩/٠٩/٠٥
|

360 جوش زدن برای کاری ١٣٩٩/٠٩/٠٥
|

361 عوض به در کردن ١٣٩٩/٠٩/٠٥
|

362 با توجه به ضمیر ما بعدش برو به درک یا بره به درک و... معنای میشه ١٣٩٩/٠٩/٠٥
|

363 بدرد چیزی خوردن، به کاری آمدن
He's not cut out for teaching.
He's not cut out to be a teacher.
١٣٩٩/٠٩/٠٥
|

364 معنادار
a knowing look/glance/smile
اگاهانه و از روی علم
a knowing breach of the order by the appellants’
یک جایی دیدیم که به این معناهم ...
١٣٩٩/٠٩/٠٤
|

365 1برگرفته و ناشی از الهام
an inspired suggestion/guess
2عالی
١٣٩٩/٠٩/٠٤
|

366 هوای چیز رو کردن، هوایی شدن
Sometimes I just yearn to be alone.دلم هوای تنهایی کرده
١٣٩٩/٠٩/٠٤
|

367 موی حجم داده شده به شکل دایره بزرگ روی سر ١٣٩٩/٠٩/٠٤
|

368 رسیدگی به بر و رو
تیمار
١٣٩٩/٠٩/٠٤
|

369 انتقال
مخابره
قسمتی از ماشین که قدرت را از موتور به چرخها منتقل می کند
١٣٩٩/٠٩/٠٤
|

370 خدا رحمت و حفظ(ت، ش و ...)کنه
عافیت باشه، خیر باشه(بعد از عطسه)
١٣٩٩/٠٩/٠٤
|

371 هم معنای خیلی خوب و باحال میده هم معنای خیلی بد ١٣٩٩/٠٩/٠٤
|

372 بریم تو کارش، یالا
England versus Brazil - bring it on!
١٣٩٩/٠٩/٠٤
|

373 خط و لاین جدا شده مخصوص عبور چیزی یا کسی
a bus/bike/cycle lane
The German runners/swimmers are in lanes 4 and 6.
خطوط کشتی رانی یا هوایی
...
١٣٩٩/٠٩/٠٣
|

374 جا افتادن، هماهنگ شدن
She quickly settled down in her new house/job/school.
مقیم شدن، سکنی گزیدن(زن و زندگی دار شدن)
Eventually I'd like to ...
١٣٩٩/٠٩/٠٣
|

375 برداشت و تلقی خاصی داشتن ١٣٩٩/٠٩/٠٣
|

376 با اینکه ١٣٩٩/٠٩/٠٣
|

377 وقتی مدتی کوتاه مهمان رو تنها می ذاریم برای انجام کاری، می گیم:راحت باش ١٣٩٩/٠٩/٠٣
|

378 پاکار و جدی، کاری ١٣٩٩/٠٩/٠٢
|

379 کلنجار رفتن ١٣٩٩/٠٩/٠٢
|

380 1در حالتی صفتی به معنای شخص خوابیده(در حالت و ضعیت خواب)، وبا asleep فرق داره که به معنای شخص خواب(adj) است
2معنای اسمی: خود مفهوم خواب
مثال ...
١٣٩٩/٠٩/٠٢
|

381 رسوندن کسی با وسایل نقلیه ١٣٩٩/٠٩/٠٢
|

382 هر کس یا هر چیز که از حدمعمول و منتاسب ومقعول خود فراتر رفته(حسن نیست بلکه بار منفی دارد) ١٣٩٩/٠٩/٠٢
|

383 همه جوره
the best all-around performance so far
همه کاره
an all-around performer
همه منظوره
an all-around tool
١٣٩٩/٠٩/٠١
|

384 آدمی که چون خیلی چارچوب مند و خشک هست خسته کننده و حوصله سر بره ١٣٩٩/٠٩/٠١
|

385 سر چیزی دعوا کردن
don't fight over remote
١٣٩٩/٠٩/٠١
|

386 نثر مسجع
Shakespeare wrote mostly in verse
آیه
She recited a verse from the Bible/the Koran.
بیت
Each verse was sung as a solo and the ...
١٣٩٩/٠٩/٠١
|

387 عجیب(البته در بیشتر موارد با کمی بار منفی)
It's peculiar that they didn't tell us they were going away.
١٣٩٩/٠٨/٢٩
|

388 مرغوب ترین ١٣٩٩/٠٨/٢٩
|

389 با کمال میل،بی حرف پس و پیش
١٣٩٩/٠٨/٢٩
|

390 کسی که به راحتی تو دل دیگران جا باز می کنه،تو دل برو(گاهی از بعد منفی به این کلمه نگاه میشه که به معنای ناقلا ترجمه میشه)
He's a real charmer, so ...
١٣٩٩/٠٨/٢٩
|

391 قابل ستایش، درخور تحسین ١٣٩٩/٠٨/٢٩
|

392 به پا خواستن، قیام کردن ١٣٩٩/٠٨/٢٨
|

393 بی شوخی، جداً
No kidding, there were about 200 people at the party.
١٣٩٩/٠٨/٢٨
|

394 به اصطلاح خودمون همینطور مونده بود... ١٣٩٩/٠٨/٢٨
|

395 یه دونه
I've received no replies to my job applications - not a single one (= none).
١٣٩٩/٠٨/٢٨
|

396 باعث خوشحالیه(در جواب کسی که از ما تشکر کرده)
عبارت کاملش اینه it's my pleasure
١٣٩٩/٠٨/٢٨
|

397 we’ll give a call if anything comes up.اگه خبری شد بهت زنگ می زنیم(در جایی که مثلا درخواست کار در شغلی رو کردیم) ١٣٩٩/٠٨/٢٨
|

398 کار تموم(شکست و مرگ و نابودی و فنا)
This is a doomed city.
١٣٩٩/٠٨/٢٨
|

399 1به شکل پسوند معنای :یاب می دهید مثل talent-spotter
2مکان یاب
3لکه پا کن
4کسی که در تمرین همراه کسی است تا آن شخص آسیب نبیند
١٣٩٩/٠٨/٢٨
|

400 1زبان خارجه
2زبان مخصوص یک حرفه یا صنف که دارای اصطلاحات خاص خودش هست
١٣٩٩/٠٨/٢٨
|