🔸 مثال ها:
• "The famous pianist gave a masterclass to a group of talented young musicians. "پیانیستِ معروف برای گروهی از نوازندگانِ جوانِ بااستعداد، یک کلاسِ استادی برگزار کرد.
• "Her performance in the debate was a masterclass in persuasive communication. "
... [مشاهده متن کامل]
اجرایِ او در مناظره، یک نمونه ی عالی در ارتباطِ اقناع کننده بود.
• "The chef's masterclass on making sourdough bread was sold out within hours. "
کلاسِ استادیِ آشپز در موردِ نانِ خمیرترش، ظرفِ چند ساعت کاملاً پر شد.
• تفاوتِ آن با "Workshop" یا "Seminar":
Workshop: کارگاهِ آموزشیِ عملی و تعاملی، معمولاً با تمرینِ گروهی.
Seminar: سمینار یا نشستِ علمی با ارائه ی مطالبِ نظری و بحث.
Masterclass: کلاسِ پیشرفته با حضورِ یک استادِ برجسته، معمولاً با تمرکز بر نمایشِ مهارت و بازخوردِ شخصی.
کلاس پیشرفته و سطح بالا که در کلاس های موسیقی مورد استفاده قرار می گیرد
نمونه عینی یک کار ( جهت آموزش )
۱ - کلاس پیشرفته که توسط استاد برجسته ( مثلا موسیقی ) برای دانش جویان مستعد برگزار می شود
She spent the remainder of her life teaching master classes, living in Modena۲ - در حد لالیگا، در حد تیم ملی، کلاس جهانی ، یا بسیار اعلا یا بسیار سخیف و سطح پایین
... [مشاهده متن کامل]
a situation in which someone does something extremely well or badly, showing how it should or should not be done
Imam Hossein's sacrifice was a master class in dignity.
کلاس پیشرفته
کلاس برجسته