بهروز مددی

بهروز مددی English teacher

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



ring the bell١٦:١٩ - ١٣٩٩/٠٦/١٥آشنا بودن باعث یادآوری چیزی شدن Does the case ring any bell آیا این پرونده آشنا نیست؟ I hear no bells مطلقا آشنا نیست.گزارش
7 | 0
consensus١٦:٠٧ - ١٣٩٩/٠٦/١٥اجماع informed consensus = اجماع صاحب نظرانگزارش
12 | 1
informed١٦:٠٣ - ١٣٩٩/٠٦/١٥informed consensus اجماع صاحبنظران informed به تنهایی معنی آگاه می دهد.گزارش
16 | 0
tinker١٥:٥٨ - ١٣٩٩/٠٦/١٥scum tinker = آشغال پایین شهریگزارش
9 | 0
treaty١٥:٥٤ - ١٣٩٩/٠٦/١٥صلح مثال : against the treaty = علیه صلحگزارش
14 | 1
for fuck's sake١٥:٤٧ - ١٣٩٩/٠٦/١٥گندش بزننگزارش
14 | 0
mix١٥:٤٣ - ١٣٩٩/٠٦/١٥جور در اومدن gas and electric don't mix گاز و برق باهم جور درنمیانگزارش
14 | 1
part of town١٥:٤١ - ١٣٩٩/٠٦/١٥محدودهگزارش
9 | 0
confetti١٥:٣٩ - ١٣٩٩/٠٦/١٥کاغذ رنگیگزارش
16 | 0
declare١٥:٣٥ - ١٣٩٩/٠٦/١٥اعلام کردن the structure's not yet declared safe هنوز اعلام نکردند ساختمون امنهگزارش
12 | 0
blessing٠٢:٢٦ - ١٣٩٩/٠٦/١٤موهبت دعای خیر طلب مغفرتگزارش
23 | 0
relinquish٠١:٤٥ - ١٣٩٩/٠٦/١٤چشم پوشی کردن از دست دادن رها کردنگزارش
16 | 0
deceptively٠١:٢٨ - ١٣٩٩/٠٦/١٤به طرز فریبنده ای به طرز عجیبی ( البته در بعضی جملات به این معنی بکار میرود )گزارش
32 | 0
toss١٨:٥٢ - ١٣٩٩/٠٦/١٢tosses pennies at me به من چندر غاز میدهگزارش
16 | 1
imposter١٨:٤٤ - ١٣٩٩/٠٦/١٢مناسب ترین معنی = "دغل باز"گزارش
71 | 1
jaywalker١٧:٢٥ - ١٣٩٩/٠٦/١٢fucking jaywalkers عابرای خرمگسگزارش
7 | 0
undercover١٧:٢١ - ١٣٩٩/٠٦/١٢مامور مخفیگزارش
16 | 0
settle١٧:١٥ - ١٣٩٩/٠٦/١٢کوتاه آمدن I do not want to settleگزارش
14 | 0
problematic١٧:١١ - ١٣٩٩/٠٦/١٢گیج کنندهگزارش
9 | 1
lame١٧:٠٩ - ١٣٩٩/٠٦/١٢مزخرف He thinks marriage is fucking lame. فکر می کنه ازدواج مزخرف ترین کار ممکنه.گزارش
18 | 1
diligent١٧:٠٢ - ١٣٩٩/٠٦/١٢پشتکار diligent exercise پشتکار در ورزشگزارش
12 | 0
parse١٦:٥٧ - ١٣٩٩/٠٦/١٢تحلیل کردن البته در مکالمه بصورت کنایه بکار می رود. برای مثال شخصی از حرف دیگری ناراحت می شود و آنرا نمی پسندد و در جواب خواهد گفت، این جمله ی تو نیا ... گزارش
14 | 0
work up١٦:٢٩ - ١٣٩٩/٠٦/١٢بهترین و پرکاربردترین معنی برای این عبارت پروراندن است. برای مثال : work up the courage to talk to somebodyیعنی شجاعت کافی برای صحبت با شخصی را پیدا ... گزارش
44 | 0
crudity١٦:١٩ - ١٣٩٩/٠٦/١٢crudity table بیشترین کاربرد را در زبان انگلیسی دارد. معنی = میز اردو ( غذا ) مثال : I hung out with crudites table all night معنی = کل شب اطراف می ... گزارش
7 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده