تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

**elusive** یکی از اون واژه های جذاب و چندکاره است که خیلی ها باهاش مشکل دارن چون کاربردهاش خیلی وابسته به زمینه است. ### 🔹 **Elusive** **معنی ا ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

به تفاوت بین Commerce و Business دقت کنیم: Commerce = خرید و فروش، مبادلات اقتصادی ( macro level ) Business = کلیت فعالیت اقتصادی/شرکتی ( micro mac ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

وقتی evasive برای "جواب/رفتار" به کار میره → یعنی طفره آمیز، غیرمستقیم، مبهم. وقتی evasive برای "action ( عمل/حرکت ) " به کار میره → یعنی فرارکننده، ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

استفاده کردن از چیزی ( معمولاً در انگلیسی رسمی )

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

اینجا barrier به معنی مانع یا گیت کنترل ورود و خروج هست. وقتی می گن ticket barriers یعنی همون گیت هایی که توی ایستگاه مترو یا قطار هست و فقط وقتی بلی ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

وقتی اتفاقی خیلی غیرمنتظره، عجیب یا معجزه گونه رخ بده، مردم می گن این حاصل divine intervention بوده. یعنی نه با علم و عقل، بلکه با دخالت قدرتی برتر ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

کلمه court چند معنی مختلف دارد، بستگی به متن دارد: 1. دادگاه → جایی که قاضی و وکلا به پرونده های حقوقی و کیفری رسیدگی می کنند. • He was taken to ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معنی کلمه household • Household یعنی: همه ی افرادی که در یک خانه یا مکان زندگی می کنند ( لزومی نداره حتماً خانواده باشن ) . 📌 پس فرقش با family ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

این عبارت یک way polite/soft برای گفتن "Yes" یا "I agree" هست. ترجمه ها: فکر می کنم همین طوره. بله، همین طور باید باشه. آره، احتمالاً این طور هست. ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Negative equity یعنی: زیان سرمایه. ارزش فعلی ملکی که خریدن کمتر از وامی ( یا وام مسکنی ) هست که براش گرفتن. مثلاً: • خونه رو ۳۰۰ هزار یورو خریدی، ب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

منظورش جایی است که وسایل حمل ونقل ( مثل اتوبوس، قطار یا حتی تاکسی های بین شهری ) جمع می شوند، مسافران سوار یا پیاده می شوند و معمولاً خدماتی مثل خرید ...

پیشنهاد
٠

آن قدر مهم است که بقیه نگرانی ها در مقایسه با آن کوچک و بی اهمیت به نظر می رسند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تمرکز کردن بر / دقیق شدن روی چیزی The teacher is honing in on grammar mistakes in our essays. معلم دارد روی اشتباهات گرامری در انشاهای ما تمرکز می ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

‎ ‎ • لقب احترام آمیز / عنوان افتخاری ( اسم ) ‎ • احترام آمیز / افتخاری ( صفت ) ‎ • مبتنی بر احترام ( honorific system )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حوضچه یا حوضچه های گل و لای است. این حوضچه ها می توانند به طور طبیعی در اثر بارندگی یا سیلاب ایجاد شوند، یا به صورت مصنوعی برای مقاصد مختلف مانند باز ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ادعاهای بزرگ و اغراق آمیز مطرح کردن مترادف های پرکاربرد: exaggerate ( اغراق کردن ) boast ( لاف زدن / با افتخار بیش از حد گفتن ) overstate ( بیش از ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از طریق توصیه و تعریف افراد

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یا �سیالیت شناختی� مفهومی در انسان شناسی و علوم شناختی است که به توانایی ذهن برای ترکیب و پیوند دادن حوزه های مختلف فکری اشاره دارد. 🔍 تعریف ساده ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"Guard over" یعنی مراقبت کردن از چیزی یا کسی، معمولاً با هدف حفاظت یا نظارت. به معنای �نگهبانی دادن بر� یا �مواظبت داشتن بر� است. مثال ها: The so ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تخلیه یا رها کردن پسماندهای خطرناک و مضر برای محیط زیست و سلامت انسان ها ( ریختن پسماندهای سمی در مکان های نامناسب، تخلیه پسماندهای سمی به صورت غیرقا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مانع شدن یا کند کردن پیشرفت کاری

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

اگه موضوع “بحث” باشه میشه بحث داغ

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عبارت “sprang up” شکل گذشته فعل “spring up” هست و به معنی ناگهانی پدیدار شدن، رشد کردن یا بالا آمدن سریعه. بسته به زمینه جمله، می تونه ترجمه های مختل ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

محدوده ی فعلی درک بشر از یک علم یا حوزه خاص – جایی که هنوز ناشناخته یا کشف نشده است

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دچار بودن به She was plagued by doubts. او دچار تردیدهایی بود. رنج بردن از The country is plagued by poverty. آن کشور از فقر رنج می برد. درگیر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: چیزهایی که بدون فاصله و وقفه پشت سر هم اتفاق می افتند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با شگفتی و تحسین به چیزی خیره شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مجذوب کردن / شیفته کردن / دل ربودن / اسیر کردن ( از نظر احساسی یا ذهنی ) captivate the audience She captivated everyone with her smile His voice cap ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه تعداد کمی یا یه مقدار کمی ( معمولاً در مورد دانش یا مهارت سطحی ) / یه ذره / مقدار کم / تعداد اندک/آشنایی اندک