تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

شبگیر نبینی که خجسته به چه دردست کرده دو رخان زرد و برو پرچین کردست دل غالیه فامست و رخش چون گل زردست گویی که شب دوش می و غالیه خوردست بویش همه بوی ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

نارنج چو دو کفهٔ سیمین ترازو هردو ز زر سرخ طلی کرده برونسو آکنده به کافور و گلاب خوش و لؤلؤ وانگاه یکی زرگر زیرک دل جادو با راز به هم باز نهاده لب ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

شبگیر نبینی که خجسته به چه دردست کرده دو رخان زرد و برو پرچین کرده ست دل غالیه فامست و رخش چون گل زردست گوییکه شب دوش می و غالیه خورده ست بویش همه ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

فروش چیزی به قیمت کم از روی اجبار و ناچاریو نیاز به فروش مال به اجبار، به هر دلیل. دوستان عزیز خواهش می کنم توجه کنید که این چاره نداشتن و اجبار در ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درود جناب افشین عزیزم نظر دادن و صحبت کردن و حرف تازه زدن اصلا چیز بدی نیست، ولی حد و اندازه دارد، خیلی عذر می خواهم، هیچ قصد توهین ندارم، ولی خواهش ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جناب جوانمهر گرامی، این صحبت شما بدین می ماند که من بروم در دشت لوت مثلا و آنجا در تکه زمینی، دیواری ( نه حتی لزوما به شکل دایره ) به شعاع برای مثال ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جناب جوانمهر گرامی، این صحبت شما بدین می ماند که من بروم در دشت لوت مثلا و آنجا در تکه زمینی، دیواری ( نه حتی لزوما به شکل دایره ) به شعاع برای مثال ...

پیشنهاد
٠

جناب جهانمهر گرامی من نمی دانم شما چه قصدی از چنین تاویلی دارید؟ شما بیشتر از دنیای متمدن، ( بفرض صحت سخن شما ) تنها اقیانوس آرام را محدود کرده اید ک ...

پیشنهاد
٠

جناب جوانمهر گرامی، این صحبت شما بدین می ماند که من بروم در دشت لوت مثلا و آنجا در تکه زمینی، دیواری ( نه حتی لزوما به شکل دایره ) به شعاع برای مثال ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خبرگی، دانش بسیار در یک زمینه ی خاص به همراه تجربه بسیار در به کار بستن آن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

وند پسوندی است که گویا هموطنان بزرگوار ارجمند و عزیز لُر ما بخصوص برای نام گذاری طوایف واز آنجا برای نام های خانوادگی خویش بسیار به کار می برند، درو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گویا در قدیم قصبه معمولا به آبادیی گفته می شد که از روستا بزرگتر می بود و از شهر کوچک، کوچکتر. امن این موضوع را فقط از این بابت می گویم که در بسیاری ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

درود علاوه بر همه ی توضیحاتی که در فرهنگ های و لغتنامه های ارزشمند داده شده و علاوه بر همه ی توضیحاتی که دوستان دادنذ، باید در نظر داشت که نخستین ابل ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

جیم شدن ( در معنی فاعلی ) ، فلنگ رو بستن، به چاک زدن! ! ) ، در رفتن، و از این قبیل

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ی �بیخک�، هم وزن با واژه ی "دیشب“ تلفظ می شود، به عبارت دیگر، به صورت زیر : /BikhAk/

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

ریشه ی گیاهی که وقتی با آب مخلوط گردد، همچون صابون کف می کند و انیان را تمیز می کند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در ایران ندامتگاه یا زندان محلی است برای در بند کردن مخالفان حکومت، شکنجه کردن ودر بسیاری موارد، اعدام اشخاص موجهی که به خود اجازه داده اند که پایشان ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

همان گو نه که دوسان عزیزم گفتد، "واژه شناسی" ترجمه ی مناسبی است، بویژه در زمینه های گونگون مانند علوم ( به معنای knowledge ) و هنگام گفتگوی روزمره

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

این کلمه معنی *عجیب" و" خیلی جالب" را به خود گرفته و در تداول، ( درست یا نادرست ) ، عموما با بار معنایی مثبت به کار می رود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اموال عمومی یک مملکت آدم که به سادگی آب خوردن از گلوی بعضی از همان آدم ها که مسول نگهداری یا مصرف صحیح آن اموال هستند پایین می رود و کوفت می کنند بدو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پولی که یک کارمند بازنشته بابت سی سال کار و پرداخت حق بیمه بعلاوه پولی که به اسم رایانه و رسم صدقه و کلا همه ی درآمد هایی که با رسیدن انتهای برج ( هم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پولی که یک کارمند بازنشته بابت سی سال کار و پرداخت حق بیمه بعلاوه پولی که به اسم رایانه و رسم صدقه و کلا همه ی درآمد هایی که با رسیدن انتهای برج ( هم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چیزی که فرد در انتظار آن نباشد و هرگز به آن فکر نکند حتی اگر حق مسلم او باشد، برکیارق پسر بزرگ ملکشاه پس از مرگ وی، طوری نسبت به سلطنت و جانشینی ملک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

هر جایی در ساختمان یا کوچه و معبر که مسقف باشد و آن سقب یا برای جلوگیری از آفتاب یا باران ایجاد شده باشد تا رهگذر اذیت نشود و یا بار و بنه خیس نگردد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یادآر زشمع مرده یادآر ای مرغ سحر! چو این شب تار / بگذاشت ز سر سیاهکاری وز نفحه ی روح بخش اسحار / رفت از سر خفتگان خماری بگشود گره ز زلف زرتار / مح ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اصطلاحی در گویش قدیم تهرانی است به معنی از اوضاع شلوغ و درهم و برهم استفاده کردن و گریختن، اوضاع را به هم زدن و با استفاده از وضعیت پریشانی که خود شخ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برترین و بهترین برابر پارسی برای این واژه همانا �برنر� است. با درود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

١ - بنا کردن، تاسیس کردن، ٢ - ازدواج کردن،

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

درود تلفظ درست این کلمه mashoub است، بر وزن فعول مانند منوط. خواهشمندم دوستان توجه کنند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تخمین زدن، برآورد کردن و غیذه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

سلام خوش به حالت رفیق، من هم یه ژیلا داشتم که اگه بگم همه چیز من بود کم گفتم، هر دو عاشق هم بودیم، هیچ مشکلی از هیچ بابت نداشتیم برای به هم رسیدن، ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخفف بنکدار در بعضی از گویش های محلی ایران در رمان کلیدر، یکی از شخصیت های منفی رمان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شگرف، جانانه، فراوان، فوق العاده، عظیم، مهیب، هراس انگیز به انگلیسی tremendous

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تکانه، حاصلضرب جرم یک جسم د� سرعت آن، اندازه حرکت نامیده می شود، در متون جدید تر پارسی از واژگان "تکانه" استفاده می شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی که شغل و کارش مربوط به دارو های گیاهی باشد، گردآورنده، کشاورز فروشنده گیاهان دارویی، پزشکی که در معالجات خود از گیاهان دارویی استفاده می کند و از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

یکی از معانی آن شب است و دیگر افسانه و داستان و قصه چرا که قدیم که وسایل سرگرمی امروزی نبود ( و چه خوب بود و عالی که نبود ) افراد خانواده شب ها دور ه ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دومین شاه روم پس از تاتیوس در دوران شاهی روم و پیش از دوره جمهوری که هر دو سابینی بودند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

یکی از معانی شرنگ در روستاهای خراسان، رقص و پایکوبی است، آقایی که هنرمند بزرگ پارسی زبان مان جناب محمود دولت آبادی را بی سواد می خوانی، شما خودت می ت ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

درود به ویژه به دوست عزیزم جناب عطار، محمدعلی نکته ای بسیار پر اهمیت را بیان فرمودید، البته هر اندازه که محیط زیست و طبیعت کره زمین تغییر کند برای ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

درود ما به جای واژه ی "براده" که عربی است، واژه ی بسیار زیبا تری در پارسی که همانا "سونِش" است و به دقت و پادنگرش بسیارْ، همان معنی و چم را دارد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

یکی از معانی حقنه کردن دروغ گفتن است به خصوص دروغ گفتن به صورت زیرپوستی به گونه ای که شخص متوجه دروغ نشود و آن را بپذیرد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

با درود خدمت همه ی عزیزان، من ریشه ی همه ی این نابسامانی ها که گریبانگیر زبان پارسی و سایر زبان هایی که هموطنان بی نهایت عزیز و ارجمندم در هر گوشه ا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جنبیدن در جای خود ( در این معنی در گویش خراسانی بسیار به کار می رود ) ، وول وول کردن، تکان خوردن عموما بی سبب معین همچنین نشد کردن و تراوش کردن به آر ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

پول دادن به کسی، هزینه کردن، چیزی به کسی دادن، دادن حق کسی به وی به گونه ای که دهنده راضی نباشد حتی اگر آن پول یا هزینه یا هر چیز دیگر از این قبیل حق ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جنبیدن در جای خود ( در این معنی در گویش خراسانی بسیار به کار می رود ) ، وول وول کردن، تکان خوردن عموما بی سبب معین همچنین نشد کردن و تراوش کردن به آر ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرو هی به خر زد و گفت بگذارم به سیاه روزگاری خودم پسر کربلایی خداد تو مگر کار و زندگانی نداری آخر عباسجان به لبخندی چرکین و� موذیانه دندان های کرم ج ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

( صدایً و ) فریاد چوپانان دشت بانان و گاه کشاورزان و دهقانان و. . . برای نامیدن و صدا زدن دیگرانی که احیانا در صدارس آدمی قرار دارند و جلب توجه ایشان ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

درود عزیزان در نظر داشته باشید زمانی نه چندان دور احتمالا اواخر قرن نوزدهم، در دانشگاهِ، فکر می کنم، آکسفورد یا کمبریج، کامپیوتر عبارت بود از یک خانم ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

با سلام گویا شماری از دوستان کوشش بسیاری می کنند تا به جای سخن گویی برای یاد گرفتن یا آماج و اهداف راست و درست و مثبت، به دنبال بازنمایی و اُستانش و ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

درود ستار و موسی به دشواری توانستند کنار دیوار خانه قرشمال ها خود را نگاه دارند. محله قرشمال ها کوچه ای تنگ با یک خم، لانه هایی کوچک و خفه تو در تو و ...