پیشنهادهای بابک (٨٧)
با سلام گویا شماری از دوستان کوشش بسیاری می کنند تا به جای سخن گویی برای یاد گرفتن یا آماج و اهداف راست و درست و مثبت، به دنبال بازنمایی و اُستانش و ...
درود ستار و موسی به دشواری توانستند کنار دیوار خانه قرشمال ها خود را نگاه دارند. محله قرشمال ها کوچه ای تنگ با یک خم، لانه هایی کوچک و خفه تو در تو و ...
یکی از آرش ها ( معانی ) واژه ی چم، واژگان خم، پیچ و از این دست است که بخصوص برای کوچه و خیابان و همچنین برای پرواختن به ریزه کاری های یک حرفه و یا یا ...
یکی از معانی آن با ضم گاف، به معنی اندک است که درباره جا و مکان و گاه زمان به کار می رود، برای نمونه گویند، همه جمخ شده اند در همان یک گله جا که سایه ...
نانی که بر خلاف نان های دیگر آن را در تنور نمی پزند بلکه خمیر را روی فلزی گرد و محدب ( برآمده ) ای به نام ساج پهن کرده و ساج را از پشت روی آتش قرار م ...
نام میوه ای که در خراسان و اطراف مشهد بسیار یافت می شود
بهت زده، گیج و گنگ، حالی که پس از پشت سر گذاشتن لحظاتی بسیار پر خطر و سرنوشت ساز مانند خطر مرگی بسیار نزدیک از کنار انسان یا عزیزانش معمولا به سلامت ...
در خراسان بزرگ به همان معنی کانال ( آب ) است، خواه توسط انسان کنده شده باشد ( مسیل ) خواه با بارش باران و سیل ( رود فصلی ) ، کال های بی نهایت زیبا در ...
"کلبه ی جنگلی" نیز یکی از معانی آن است به گویش خراسانی قدیم، همچنین کلبه ای در دل طبیعت به گونه ای که نزدیکی آن هیچ منطقه مسکونی نباشد ( حدود یک شبان ...
گمان من این است که تنها واژگان "زمان پریشی" بسنده است، شاید بهتر این باشد که در بهره گیری از پشتوانه زبانی خویش چندان ریخت و پاش نکنیم.
رصد کردن، مشاهده ی منظم و هدفمند سوژه ای، برای به دست آوردن نتایج خاص، بویژه در علوم تجربی کاربرد بسیار دارد
کمی، اندکی، بیشتر برای زمان به کار می رود ولی برای سایر مسائل هم گاه مورد استفاده قرار می گرفت گ اکنون هم به کار می رود، در واقع مدت کمی که میزان آن ...
تنبور در دوره تاریخی ایران باستان نام نوعی طبل کوچکی شبیه به دهل بوده است در ایران قدیم یعنی دوره اسلامی تا قرون هفت و هشت هجری گویا به هر نوع وسیله ...
اتفاقی، بدون قرار و قاعده، randomly
یکی از معانی آن با تلفظ غُز که در اصل گُز است در روستاهای خراسان بخصوص اطراف مشهد به صورتجُز یا جوز تلفظ می شود که به معنی گردکان که همان گردوست، می ...
از داستان کوتاه "ترس" احمد محمود . . . . خالد زانو زد و سر یحیی را به دامان گرفت. قطره ای اشک خالد با آب باران به هم آمیخت: - یحیی. . . من تو رو ک ...
علاوه بر آنچه ذکر شد، پیشیتر گویا چم برجسته ( معنی خاص تر ) آن، پس گردنی زدن و افزون بر آن، تو سری زدن بوده است است
تونیکا به معنای طاقه، بخصوص درمورد ابریشم به کار می رود تونیکا ابریشم : طاقه ابریشم مراجعه شود به کتاب تاریخ تمدن ویل دورانت جلد چهارم، بخش یکم
با سلام ما واژگان آشکار و هویدا را داریم، شاید به قدرت واژه ی مورد سخن نباشند ولی بی گفتگو، واژه "بی گفتگو" این توان را دارد گویی بیشتر دوستان عرب یا ...
همان گُوه ی خودمان
واژه ای به فارسی سره به معنای محکوم کردن
نام یکی از بزرگترین و طولانی ترین بزرگراه های تهران که شرق تهران را به غرب آن متصل می کند، با اینکه مسافتی از شرق این بزرگراه را بزرگراه زین الدین ن ...
سرواژه ای جدید مخفف هزار میلیارد تومان با توجه به اینکه اینن سرواژه لغتی جدید است، هنوز بیشتر در نوشتار استفاده می شود و کمتر در گفتار و از همین رو ه ...
شمس دوست
گشاد و فراخ، راحتی و آرامش بخصوص پس ازعمل جماع برای هر دو جنس،
مغلق گویی، پیچاندن سخن و دشوار گویی یا دشوارنوبسی
یک به ضم سین به معنی سیخونک، میخ، مهمیز، تکان، جنبش است، همچنین گاه به معنی نیشگون به کار می رود و یکی دو یا سک زدن گاه به معنی اذیت کردن های گاه گا ...
بوق شاخ شاخی شکل به این دلیل که در قدیم بوق های با صدای نسبتا بلند را که به منظور ارتباطات به خصوس در میادین جنگ واز این قبیل را از شاخ چهارپایان شاخ ...
باری به هر جهت، همینجوری، برای خالی نبودن عریضه مثال : برای اینکه پدرم را بهتر بشناسید دلم می خواهد ولو خارج از موضوع هم باشد لامحاله شرحی در باب ...
زندیده از مصدر زندیدن فارسی سره به معنی شرح داده شده و مشروح پیشنهاد : مطلبی که ثابت شده، واقعیت، فکت پذیرفته شده
همانطور که فرمودند از جمله واژه های برساخته جناب احمد کسروی و به معنی حزب و جمعیت می باشد مرحوم کسروی به جای وازه ی تازی حزب این واژه بسیار زیبا را ب ...
سیتا نام یکی از خدایان هندی است که معنای آن شیار کشتزار بود همچنانکه واژه دیوس ابتدا آسمان بود که وقتی به یونان و روم مهاجرت کرد زئوس و ژوپیتر شد و ...
باده پنهانی نوشیدن، بی نظمی، آشوب، هرج و مرج، بی نظم، دچار آشوب و هرج و مرج، آشفته
ممزوج شدن، آمیختن، به خاطر آوردن، ذکر کردن، مخلوط کردن mingle
در ورزش فوتبال، گذشتن و عبور دادن توپ از بازیکن حریف به صورت عبور دادن توپ از بین پاهای وی توسط بازیکن صاحب توپ را لاپایی زدن به وی گویند که عموما با ...
معنای فر احتملا واضح است، اما تاش محل اختلاف است. حتی اگر هم معنی تاش کاملا مشخص می بود، باز دلیلی برای دانسته بودن معنی این نوع ترکیب ها وجود نداشت ...
نوعی روش بسیار دردناک اعدام که در آن، در بدن محکوم، بخصوص ناحیه سینه، سوراخ هایی ایجاد کرده و در هر یک شمعی افروخته قرار می دادند و وی را در کوی و بر ...