پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
کاملاً مطمئن نیستم ( که ) منظور شما را بفهمم.
آیا کاملاً مطمئن هستی؟
موتورها واقعاً سروصدا می کند.
کاملاً رک بگویم، من تو را مقصر نمی دانم
بیرون هوا نسبتاً گرم است.
بیرون هوا نسبتاً گرم است.
پیروزی در این مسابقه واقعاً دستاوردی بزرگ بود.
او نسبتاً خوب بازی می کند.
واقعا احساس افسردگی کردم.
کار شما بی عیب و نقص است
او نسبتاَ باهوشه
او نسبتاَ باهوشه
با فکر کردن به کار سختی که پیش رو داشتم واقعا احساس افسردگی کردم.
نسبتا گرسنه یا کمی گرسنه
من باید مراقب وزنم باشم
او با حالتی عصبی به ساعت مچی اش نگاه کرد.
وقتی بیرون هستیم مراقب خانه ما باشید
من مطالعه می کردم در حالی که دوستانم داشتند بازی ویدیویی می کردند.
او عاشق گیاهان است در حالیکه حیوانات را نیز دوست دارد.
اگرچه او نمی تواند آشپزی کند، ولی خیلی خوب خیاطی می کند.
من بهت گفتم. . .
هنوز هم صدای اهنگ رو در سرم میشنوم.
با این حال، چندین ماهی بزرگ در یک انبان [چنته / کفه / گودی/ کیسه] در قایق وجود داشت.
اگر یه زمانی دوباره باهاش حرف بزنه، میزنمش.
اگر بخواهی به جای انجام کار X کار Y را انجام دهی، آنگاه به Z نیاز داری. ever= بجای/در عوض
آیا تاکنون به پاریس رفته اید؟
درختان همیشه سبز
بهترین کریسمس تا به الآن!
بزرگترین داستان تا زمان حال
اگر روزی ( هر زمان ) خواستید خانه جدیدی بسازید، مرتکب این اشتباهات نشوید
تو اصلا می دانی چه چیزی برایت آوردم؟
درست مثل یک گیاه
اصلا می دانی من کی هستم؟
و گاهی موزیسین ها حتی روی پل می نوازند!
مسأله ای بی نهایت جالب
صدایش یکنواخت و آرام بود
حتی بهتر هم می تونی انجام بدی
در نهایت روش طرح پیشنهاد به صورت رسمی هم راه به جایی نمی برد.
تازشم، بهترین قسمتش رو بهت نگفته ام.
تازشم اسمم رو هم یادش نبود!
چرا فردا شب برای شام نمیای سر بزنی؟
پسرعموهام هر آخر هفته میان خونمون که دور هم باشیم.
می دونستم که سر عقل میای. Come around= سر عقل آمدن
او داره به هوش می آید. بهوش آمدن پس از بیهوشی در جراحی ، بهوش آمدن از غش کردن . این مهمترین معنی come around است.
او داره به هوش می آید. بهوش آمدن پس از بیهوشی در جراحی ، بهوش آمدن از غش کردن . این مهمترین معنی come around است.
به هوش آمدن
آیا این ماشین متعلق به شماست؟
این کتاب متعلق به برادرمه ( مالِ برادرمه )
من مال توام .
تو مال منی