پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٦٨
پیشنهاد
١

یه عالمه مطالب جالب در این کتاب هست

پیشنهاد
١

او با من درباره ی تمام این مطالب صحبت کرده است

پیشنهاد
١

این هفته، یک سری کارهایی را دارم که انجام بدهم

پیشنهاد
١

دارم کمی خرت و پرت برای خونه میخرم دارم کمی وسایل برای خانه خرید میکنم

پیشنهاد
١

چه نوع مطالبی را دوست داری بخونی؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خشم ات را خفه کن stuff= سرکوب کردن، فرو نشاندن، فرو خوردن

پیشنهاد
١

کارشون رو خوب بلدن

پیشنهاد
١

من می تونم بشقاب کاغذی و این جور چیزا بیارم! Stuff : این جور چیزا

پیشنهاد
١

اسم اینو غذا میزاری ( این چیزو ) ؟

پیشنهاد
١

بیا منو مورد لطف و مغفرت خودت قرار بده ( نمودن )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

وسایل یا چیزهای کسی

پیشنهاد
١

این پارچه از چه ماده ای است؟

پیشنهاد
١

من مطالعه و این جور چیزا رو دوست دارم stuff= مسائل/چیزهای مشابه/ و غیره . . . / وامثالهم

پیشنهاد
١

بیا یه فنجان قهوه بنوشیم و گپ بزنیم

پیشنهاد
١

میخواد بارون بباره، با خودت چتر بردار

پیشنهاد
١

من نمیخام هرروز صبح گرب ( تاکسی ) بگیرم Grab اسم یک اپلیکیشن هست مثله اسنپ

پیشنهاد
١

میخواین فرداشب بریم یه نوشیدنی بزنیم؟

پیشنهاد
١

یک درمان جدید سرطان در این هفته، در صدر خبرها نشسته است ( توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. )

پیشنهاد
١

کل پولارو بالا کشید

پیشنهاد
١

میخوای بریم یک چند تا آب جو بزنیم؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یچی بزن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یکم بخواب

پیشنهاد
١

زود برو جاهای خوب و بگیر

پیشنهاد
١

او موبایل من را قاپید و در رفت.

پیشنهاد
١

میخوای یه شام بزنیم؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مجموعه ای از آواها

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نظرم عوض شد

پیشنهاد
١

وقتی سالگرد ازدواجشان فرا رسید ، براش یک ماشین خرید.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به هوش آمدن از بی هوشی

پیشنهاد
١

لوگان واسه کاری که باهام داشت، سر زده به دیدنم اومد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مجبور شدم دست بردارم.

پیشنهاد
١

بعد از ساعت ها تلاش برای تعمیر ماشین، مجبور شدم دست بردارم.

پیشنهاد
١

بیا دست بزنیم برای اجرا کنندگان

پیشنهاد
١

او می دانست که تماشاگران وقتی او با آهنگ جدیدش به صحنه می رود، برایش دست خواهند زد.

پیشنهاد
١

جمعیت ایستادند و برای رقصندگان دست زدند و به تلاش و فداکاری آنها ارج نهادند.

پیشنهاد
١

او مجبور شد کلیدهای ساختمان را تسلیم کند.

پیشنهاد
١

ما باید برای معلمانی که فراتر از وظیفه شان برای الهام بخشی به دانش آموزان تلاش می کنند، احترام بگذاریم.

پیشنهاد
١

آنها برای رویداد خیریه دست زدند

پیشنهاد
١

او بالاخره تصمیم گرفت شغل قدیمی اش را رها کند و وارد یک حرفه جدید شود

پیشنهاد
١

منتقدان برای دیدگاه منحصر به فرد و روایت گری کارگردان در فیلم دست زدند.

پیشنهاد
١

او انتظار نداشت که جمعیت برای سخنرانی اش دست بزنند

پیشنهاد
١

ورزشکاران برای هوادارانشان دست زدند

پیشنهاد
١

مربی از تیم خواست که برای حریفانشان دست بزنند

پیشنهاد
١

او مجبور شد به خاطر سلامت روانی اش این را رها کند.

پیشنهاد
١

در ساختار خانواده های امروزی ممکن است هم پدر و هم مادر شاغل باشند.

پیشنهاد
١

من یک ست کامل ( مجموعه ی لوازم کامل ) ضبط را در خانه دارم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

set - up : انجام دادن کاری ، چینش Organizational set - up ، چینش سازمانی - سازمان دهی کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ثبت کردن یک رکورد جدید.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک جلسه معارفه ترتیب دادن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

این یه پاپوشه برامون پاپوش دوختن