پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
من واقعا از اینکه بالاخره شما را می بینم خوشحالم!
بیا و دوست من را ملاقات کن
ما توافق کردیم که سه شنبه دور هم جمع شویم و در مورد پروژه بحث کنیم.
خواسته ای را برآورده ساختن
او به شهرت رسید.
او به قدرت رسید.
او به قدرت رسید.
آن ها به بالاترین سطح شغلی خود رسیدند.
لطفاً وقتی قاضی وارد دادگاه میشه، بلند شید.
انتظار میره قیمت ها ماه آینده بالا بره/افزایش پیدا کنه.
فردا خورشید ساعت 6 صبح طلوع می کنه.
افزایش حقوق
یه موج بزرگ از اقیانوس شروع به بالا اومدن کرد.
خورشید در شرق طلوع می کند و در غرب غروب می کند .
تصویرى از ریانن جلوى چشم ذهنم تداعی شد
خیلی بدجنسی ( اکنون و همیشه )
خیلی بدجنسی ( اکنون و همیشه )
:یک جراحت نامطبوع
یک شکستگی ( استخوان ) وخیم
داری بدجنسی می کنی ( اکنون نه همیشه )
داری بدجنسی می کنی ( اکنون نه همیشه )
دختر دریده، سلیطه، پاچه پاره
زن دریده، سلیطه، پاچه پاره
معنی خشن رفتار کردن به منظورهای سکسی
در دردسر و هچل افتادن دچار مشکل بودن
من در کارم دچار مشکل شده ام. اصطلاح : To be in the doghouse : دچار مشکل بودن
من در کارم دچار مشکل شده ام. اصطلاح : To be in the doghouse : دچار مشکل بودن
به کار انداختن باطری Roll:به کار انداختن.
او ژامبون را در آب نمک خیساند.
بزدل نباش ترسو نباش یکم چیز داشته باش جیگر
بوی گه میدی ، بوی کثافت میدی
درست نیست مردم رو از روی ظاهر قضاوت کنیم by the way به جز معنی ضمنا و معانی گفته شده معنی ( از روی یا از طریق ) هم میده
راستی من . . . . هستم.
الان کاملاً آماده ام.
او شخص کاملاً باهوشی است.
پروژه تقریبا تمام شده است.
الان کاملاً آماده ام.
مدرسه جدید من بسیار متفاوت است.
"کیسی" خیلی بلند قد است.
آنها پول بسیار زیادی در می آورند.
شام هنوز کاملاً حاضر نیست.
اینجا خیلی راحت خواهی بود.
دستم کاملاً به آن نمی رسد
من کاملاً خوشحالم که اینجا منتظرت بمانم.
کاملاً دانستن
این دو موقعیت کاملاً متفاوت هستند.
سالن تئاتر کاملاً پر نشده بود.
من کاملاً نمی دانم بعدش باید چکار کنم.
کاملاً موافق بودن
مثل بودن در رشته کوه های آلپ است، اما نه کاملاً.