پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
آن یک آزمون خیلی سختی بود.
او خیلی سریع صحبت می کند.
آزمون خیلی سخت بود.
او یک سخنران خیلی سریعی است.
او یک سخنران خیلی سریعی است.
من هیچ وقت چنین/اینچنین مهربانی ای ندیده ام!
خبری به این خوبی ( اینچنین خوب ) /چه خبر خوبی
من هرگز چنین شخصی را ندیده ام.
چنین فرصتی نباید از دست برود.
چه روزی! / چنین روزی!
چه فرد خوبی!
چه چیزی قانون توش اینقدر مهمه؟
ما هرگز سازش نمیکنیم توی مدیریتی که اینقدر مهمه
ما هرگز سازش نمیکنیم توی مدیریتی که اینقدر مهمه
عجب دروغگویی هستی
عجب دروغگویی هستی
اینقدرام مهم نیس
اینقدرام مهم نیس
چه چیزی قانون توش اینقدر مهمه؟
تو چقدر ( اینقدر ) گهی
تو چقدر ( اینقدر ) گهی
من چقدر احمقم
من چقدر احمقم
همچین چیز وحشتناکی هم نیست
همچین چیز وحشتناکی هم نیست
او سه بار در آزمون رانندگی مردود شد.
نمی توانیم بگذاریم مأموریت شکست بخورد.
ترمز بریدن
می تواند/ممکنه درست نباشد
ممکنه درست باشد ( میتواند صحت داشته باشد )
ممکنه/میتواند . . . نباشد
حافظه اش یاری نمی کند
تو در دوره مردود میشی
نمی تونم متوجه بشم که چرا . . . . . نمی تونم درک کنم که چرا . . . . . گوینده، از این عبارت برای نشان دادن خشم خود از چیزی که نمی تواند بپذیرد یا چی ...
انجام دادن کاری یا اتفاق افتادن چیزی به طور مکرر که دیگران انتظار دارن همیشه آن کار را انجام بدی
خورشید پشت ابرها ناپدید شد.
او پشت پرده است.
دفتر آنها پشت ساختمان اصلی است.
او پشت پرده است.
رالف خرابکار
مایلید برای شام به ما بپیوندید؟
او یک مدعی نویسندگی است She is a would - be novelist
او رهبر مدعی جنبش است. He is a would - be leader of the movement
دزدان بالقوه توسط پلیس دستگیر شدند. Would - be thieves were caught by the police
روی داده اما نافرجام
روی داده اما نافرجام
پادشاهی که می خواست قدرت مطلق داشته باشد می بایست حاکم چاره سازتری باشد. A would - be absolute monarch had to be a more efficient ruler
آنها که قصد حمله به او را داشتند عقب می نشینند. His would - be attackers backed down
پناهجویان احتمالی would - be refugees
قهرمان احتمالی/ کسی که امید دارد روزی قهرمان شود a would - be hero