پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٦٣
پیشنهاد
١

آن یک آزمون خیلی سختی بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او خیلی سریع صحبت می کند.

پیشنهاد
١

آزمون خیلی سخت بود.

پیشنهاد
١

او یک سخنران خیلی سریعی است.

پیشنهاد
١

او یک سخنران خیلی سریعی است.

پیشنهاد
١

من هیچ وقت چنین/اینچنین مهربانی ای ندیده ام!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خبری به این خوبی ( اینچنین خوب ) /چه خبر خوبی

پیشنهاد
١

من هرگز چنین شخصی را ندیده ام.

پیشنهاد
١

چنین فرصتی نباید از دست برود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چه روزی! / چنین روزی!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چه فرد خوبی!

پیشنهاد
١

چه چیزی قانون توش اینقدر مهمه؟

پیشنهاد
١

ما هرگز سازش نمیکنیم توی مدیریتی که اینقدر مهمه

پیشنهاد
١

ما هرگز سازش نمیکنیم توی مدیریتی که اینقدر مهمه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

عجب دروغگویی هستی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

عجب دروغگویی هستی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اینقدرام مهم نیس

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اینقدرام مهم نیس

پیشنهاد
١

چه چیزی قانون توش اینقدر مهمه؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تو چقدر ( اینقدر ) گهی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تو چقدر ( اینقدر ) گهی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من چقدر احمقم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من چقدر احمقم

پیشنهاد
١

همچین چیز وحشتناکی هم نیست

پیشنهاد
١

همچین چیز وحشتناکی هم نیست

پیشنهاد
١

او سه بار در آزمون رانندگی مردود شد.

پیشنهاد
١

نمی توانیم بگذاریم مأموریت شکست بخورد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ترمز بریدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

می تواند/ممکنه درست نباشد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ممکنه درست باشد ( میتواند صحت داشته باشد )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ممکنه/میتواند . . . نباشد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حافظه اش یاری نمی کند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تو در دوره مردود میشی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نمی تونم متوجه بشم که چرا . . . . . نمی تونم درک کنم که چرا . . . . . گوینده، از این عبارت برای نشان دادن خشم خود از چیزی که نمی تواند بپذیرد یا چی ...

پیشنهاد
١

انجام دادن کاری یا اتفاق افتادن چیزی به طور مکرر که دیگران انتظار دارن همیشه آن کار را انجام بدی

پیشنهاد
١

خورشید پشت ابرها ناپدید شد.

پیشنهاد
١

او پشت پرده است.

پیشنهاد
١

دفتر آنها پشت ساختمان اصلی است.

پیشنهاد
١

او پشت پرده است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

رالف خرابکار

پیشنهاد
١

مایلید برای شام به ما بپیوندید؟

پیشنهاد
١

او یک مدعی نویسندگی است She is a would - be novelist

پیشنهاد
١

او رهبر مدعی جنبش است. He is a would - be leader of the movement

پیشنهاد
١

دزدان بالقوه توسط پلیس دستگیر شدند. Would - be thieves were caught by the police

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

روی داده اما نافرجام

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

روی داده اما نافرجام

پیشنهاد
١

پادشاهی که می خواست قدرت مطلق داشته باشد می بایست حاکم چاره سازتری باشد. A would - be absolute monarch had to be a more efficient ruler

پیشنهاد
١

آنها که قصد حمله به او را داشتند عقب می نشینند. His would - be attackers backed down

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پناهجویان احتمالی would - be refugees

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

قهرمان احتمالی/ کسی که امید دارد روزی قهرمان شود a would - be hero