پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٥٨
پیشنهاد
١

بعضی از کودکان میتوانند در چهار سالگی ( کتاب ) بخوانند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آخرین مطالب منتشر شده

پیشنهاد
١

ما داریم ۷۰ هواپیمای ( ظاهرا ) متخاصم رو در منطقه شما مشاهده می کنیم لطفا تایید کنید .

پیشنهاد
١

من این ماه سه کتاب خوانده ام.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کاشکی پیشم بودی.

پیشنهاد
١

دلم میخواست یه موتور داشتم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ای کاش. . .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خیلی از مردم آرزوشونه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آرزوشونه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آرزومونه

پیشنهاد
١

آرزو داشتی/دوست داشتی چه چیزی وجود نداشت؟

پیشنهاد
١

میتوانم برایت چیز دیگری بخوانم؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یعنی پنجاه و خرده ای ساله ها، کسانی که بین ۵۰ تا ۵۹ سال سن دارند

پیشنهاد
١

باید در زمستان لباس گرم تری بپوشم.

پیشنهاد
١

آیا چیزی هست که بخواهی بگویی؟

پیشنهاد
١

او یک گردنبند زیبا می پوشد.

پیشنهاد
١

برای مهمانی چه لباسی بپوشم؟

پیشنهاد
١

او همیشه برای سر کار لباس های خوبی می پوشد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

موهاشو به سمت بالا شونه می کنه wear به معنی درست کردن مو ( حالت دادن )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ساییده شدن تایر

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او یک کت پوشید

پیشنهاد
١

تو در نیویورک زندگی می کنی، مگرنه؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او خدایی/واقعاً خسته به نظر می رسد.

پیشنهاد
١

او اینجا کار نمی کند، درست است؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من واقعا برای تو ارزش قائلم اینجا do برای تاکید آورده شده است

پیشنهاد
١

ما در کلاسش عملکرد بسیار خوبی دارم.

پیشنهاد
١

ما در کلاسش عملکرد بسیار خوبی دارم.

پیشنهاد
١

انباشت سهام هدف توسط موسسات یا بنگاه های تجاری بزرگ

پیشنهاد
١

تو بیشتر وقتت دلواپس/نگران من هستی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بنگاه تجاری کوچک/ خُرد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مسئولیت کسی، به عهده کسی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مسئولیت کسی، به عهده کسی

پیشنهاد
١

وقتی سرکار نمیری نگرانم میکنه

پیشنهاد
١

مسئله ای با بالاترین حد/حد اعلای اهمیت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مایه ننگ چیزی یا کسی بودن

پیشنهاد
١

مایه ننگ چیزی یا کسی بودن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مایه ننگ چیزی یا کسی بودن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مایه ننگ چیزی یا کسی بودن

پیشنهاد
١

اون گفت که به ازدواج ما رضایت نمیده

پیشنهاد
١

اون پسر کوچولو رو نگاه کنید داره سعی میکنه کمک کنه! وای!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

داشت گریه میکرد؟ آه، خدایا

پیشنهاد
١

اون دختر اطلاعات مهم رو فاش کرد! اون عوضی گوشی بزرگ داره.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اون دختر اطلاعات مهم رو فاش کرد!

پیشنهاد
١

کودک کوچک چای رو روی میز ریخت.

پیشنهاد
١

اون قهوه را بر روی لباسش ریخت

پیشنهاد
١

لطفاً مقداری آب در این لیوان بریز.

پیشنهاد
١

او یک فنجان چای برای مهمانش ریخت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

الان برات میریزم.

پیشنهاد
١

از چشم مسکین خود مرهمی بر این زخم ها می افشانم pour = افشاندن

پیشنهاد
١

وقتی باران شروع به باریدن کند، من آنجا خواهم بود