پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
بعضی از کودکان میتوانند در چهار سالگی ( کتاب ) بخوانند.
آخرین مطالب منتشر شده
ما داریم ۷۰ هواپیمای ( ظاهرا ) متخاصم رو در منطقه شما مشاهده می کنیم لطفا تایید کنید .
من این ماه سه کتاب خوانده ام.
کاشکی پیشم بودی.
دلم میخواست یه موتور داشتم.
ای کاش. . .
خیلی از مردم آرزوشونه
آرزوشونه
آرزومونه
آرزو داشتی/دوست داشتی چه چیزی وجود نداشت؟
میتوانم برایت چیز دیگری بخوانم؟
یعنی پنجاه و خرده ای ساله ها، کسانی که بین ۵۰ تا ۵۹ سال سن دارند
باید در زمستان لباس گرم تری بپوشم.
آیا چیزی هست که بخواهی بگویی؟
او یک گردنبند زیبا می پوشد.
برای مهمانی چه لباسی بپوشم؟
او همیشه برای سر کار لباس های خوبی می پوشد.
موهاشو به سمت بالا شونه می کنه wear به معنی درست کردن مو ( حالت دادن )
ساییده شدن تایر
او یک کت پوشید
تو در نیویورک زندگی می کنی، مگرنه؟
او خدایی/واقعاً خسته به نظر می رسد.
او اینجا کار نمی کند، درست است؟
من واقعا برای تو ارزش قائلم اینجا do برای تاکید آورده شده است
ما در کلاسش عملکرد بسیار خوبی دارم.
ما در کلاسش عملکرد بسیار خوبی دارم.
انباشت سهام هدف توسط موسسات یا بنگاه های تجاری بزرگ
تو بیشتر وقتت دلواپس/نگران من هستی
بنگاه تجاری کوچک/ خُرد
مسئولیت کسی، به عهده کسی
مسئولیت کسی، به عهده کسی
وقتی سرکار نمیری نگرانم میکنه
مسئله ای با بالاترین حد/حد اعلای اهمیت
مایه ننگ چیزی یا کسی بودن
مایه ننگ چیزی یا کسی بودن
مایه ننگ چیزی یا کسی بودن
مایه ننگ چیزی یا کسی بودن
اون گفت که به ازدواج ما رضایت نمیده
اون پسر کوچولو رو نگاه کنید داره سعی میکنه کمک کنه! وای!
داشت گریه میکرد؟ آه، خدایا
اون دختر اطلاعات مهم رو فاش کرد! اون عوضی گوشی بزرگ داره.
اون دختر اطلاعات مهم رو فاش کرد!
کودک کوچک چای رو روی میز ریخت.
اون قهوه را بر روی لباسش ریخت
لطفاً مقداری آب در این لیوان بریز.
او یک فنجان چای برای مهمانش ریخت.
الان برات میریزم.
از چشم مسکین خود مرهمی بر این زخم ها می افشانم pour = افشاندن
وقتی باران شروع به باریدن کند، من آنجا خواهم بود