پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
چند هزار تا
چند تا دوست
چند روزی
معمولا اوضاع رو اینطوری میبینم
از چند جهت زیباترین اتفاق بود
هیچ چیز برای پوشیدن ندارم.
من چیزهای شیرین نمیخورم.
همه وسایل آنها در آتش نابود شد.
دیشب یک چیز ( واقعه ) وحشتناک اتفاق افتاد.
یک چیز دیگر هست که دوست دارم از تو بپرسم.
یک چیز دیگر هست که دوست دارم از تو بپرسم.
رفتار مکزیکی طور شخصیت مکزیکی خلق و خوی مکزیکی آدم مکزیکی ای
همه موجودات زنده از سلول ساخته شده اند.
با در نظر گرفتن همه چیز، او بسیار خوب عمل کرده است.
گل ها باب میل/باب طبع من نیست
ایول
چه ماشینِ خفنی!
همه چیز تحت کنترل بود
همه چیز تحت کنترله
( آمریکا - خودمونی ) کسی مخالف با چیزی نبودن / کسی مشکل با قضیه ای نداشتن
ما میتونیم بعدا بریم. من مشکلی ندارم.
( آمریکا - خودمونی ) کسی مخالف با چیزی نبودن / کسی مشکل با قضیه ای نداشتن
من مشکلی ندارم
من مشکلی ندارم
اگه الان میخوای بری، من مشکلی ندارم
بیا، امتحانش کن!
زود باش، بریم!
بازی داره شروع میشه.
واقعا؟ داری شوخی می کنی؟
ای بابا، این منصفانه نیست! بی خیال، این که دیگه انصاف نیست!
بگو دیگه! ( در حالت اصرار )
بیا، بزن منو! / بزن دیگه! ( در حالت مبارزه طلبی )
گرمایش ( بخاری ) باید دوباره شروع به کار کنه.
دست از سرم بردار
چراغ های خیابان روشن شده بودند
به محض اینکه آن چراغ روشن شد باید کمربندهایمان را ببندیم.
محفظه قرار گرفتن چرخهای هواپیما در هنگام جمع شدن.
کودکان همگی به خوبی [خوب] رفتار کردند.
او اخیرا خیلی سلامت نبوده.
اما زنده، شاداب و سالم بود.
دیرزمانی آن جا ایستادم و به آن درخت چشم دوختم
توصیه اکید میکنم که این فیلمو ببینید
خانه او آنسوی رودخانه است.
خانواده اسمیت آن طرف تپه سکونت دارند.
اوناهاش اونجاست.
محیط زیست مقدم بر رفاه
امسال 41 روز سپری شده . ( ۴۱ روز از سال تموم شده یا پایان یافته )
نباید سر ( اختلافات ) دین با هم بجنگیم
در طول یک بازه زمانی
"برای" تماشای یه بازی فوتبال