پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
حتی الان که دیگر کارمان تمام شده است ( . . . به آخر خط رسیده ایم )
ایا میدانستید روزانه بیش از هزار درخت قطع میشود؟
داستان تا بعد از اون صفحه ادامه پیدا میکنه
حتی الان که دیگر کارمان تمام شده است ( . . . به آخر خط رسیده ایم )
در طول چند سال گذشته
لامپ بیش از صد سال پیش اختراع شده است
او پول بیشتری خارج از صورتحساب به زور خواهد گرفت.
تماس گرفتن
این هفته در سینمای محلی ( چه فیلمی در اکران / در حال پخش است ؟ )
من زمان زیادی را برای این ( کار ) هدر دادم.
من با دوچرخه ام آمدم.
ما سوار بر کشتی به فرانسه رفتیم.
به سفری کاری خواهم رفت.
او پالتوی سیاهی به تن دارد.
چرا پیراهن جدیدت را نمی پوشی؟
او نپذیرفت که بیشتر از 30 دلار برای یک جفت کفش خرج کند.
تولد من ( در ) روز سی ام ماه می است.
تولد من ( در ) روز سی ام ماه می است.
هنوز آن مهمانی برای فردا برقرار است؟
چراغ تمام روز را روشن بوده است.
در ( خیابان ) برادوی به راست بپیچید.
خانه ی ما اولی در سمت چپ بعد از اداره ی پست است.
( در ) روز جمعه چه می کنی؟
( در ) روز جمعه چه می کنی؟
روی پیراهنت خون هست.
ما می توانیم این عکس را روی دیوار کنار در نصب کنیم.
نگاه کن به این همه کتاب روی میزت!
من خودکارم را بر زمین انداختم.
بحثی بر سر موجودیت شهرها
کتابی پیرامون توسعه
دونده در طول مسابقه سرعت ثابتی را حفظ کرد.
با احترام به نظر فلانی، برای مخالفت کردن محترمانه با نظر کسی استفاده می شود.
با احترام به نظر فلانی، برای مخالفت کردن محترمانه با نظر کسی استفاده می شود.
این نتیجه گیری معمولاً نادرست است
لازمه که اون قرص ها رو با فاصله مصرف کنی pace= با فاصله کاری انجام دادن
او سرعت کار خود را تنظیم کرد تا از خستگی جلوگیری کند.
او شروع به قدم زدن به جلو و عقب کرد، در حالی که عمیقاً در فکر بود.
پیشبرد اهداف
روند پیشرفت
باید بگویم با نهایت احترام با سناتور برجسته مخالفم، همه نتیجه گیری های ایشان کاملا اشتباه میباشند!
با نهایت احترام با سناتور برجسته مخالفم، همه نتیجه گیری های ایشان کاملا اشتباه میباشند!
کمبود خواب می تواند بر خلق و خوی و بهره وری شما تاثیر بگذارد.
افراد مبتلا ( روان شناسی و روان پزشکی )
زلزله زده
آسیب دیده از کووید
اون فیلم کاملاً مزخرف بود. junk ( فرهنگی – رسانه ای ) : آثار هنری، فیلم، موسیقی یا محتوایی که بی کیفیت یا سطح پایین تلقی می شن
باید همه ی آت و آشغال های گاراژ رو جمع کنم. junk ( فیزیکی – روزمره ) : اشیاء قدیمی، خراب یا بی استفاده که معمولاً دور ریخته می شن
این قدر غذای آشغال نخور. ( سلامتی – تغذیه ای ) : در ترکیب *junk food* یعنی غذاهای ناسالم، پرچرب، پرقند، و فرآوری شده
به اون آشغال های احساسی تو زندگیم نیاز ندارم. junk ( استعاری – احساسی ) : برای توصیف افکار، احساسات یا حرف های بی ارزش یا آزاردهنده
یک اتاق زیرشیروانی پر از خرت و پرت و آشغال