پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٥٨
پیشنهاد
١

به موضوع ارتباطی نداره

پیشنهاد
١

چه سگ کوچولوی بامزه ای!

پیشنهاد
١

نشانه ی مهربانیش بود که تو را تا خانه رساند.

پیشنهاد
١

تو در آن پیراهن زیبا شده ای.

پیشنهاد
١

از حرف زدن با شما خوش حال شدم.

پیشنهاد
١

از حرف زدن با شما خوش حال شدم.

پیشنهاد
١

هوا خیلی خوبه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به نظر باحال میان.

پیشنهاد
١

یک دختر زیبا که روی گونه های صورت پسر زیبا رو بوسه می زند nice= جذاب /زیبا

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آنها از کشور فرار کردند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او به اتاقش گریخت.

پیشنهاد
١

نمیتونی از مسوولیت هات فرار کنی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پس چرا فرار نمیکنی ؟

پیشنهاد
١

آیا این شلوار به من می آید؟

پیشنهاد
١

کت جدید روی تن او خیلی بزرگ به نظر می رسد.

پیشنهاد
١

آن رنگ به شما خیلی می آید.

پیشنهاد
١

ما داریم گزینه های مختلفی رو برای تعطیلاتمون بررسی می کنیم.

پیشنهاد
١

ما داریم گزینه های مختلفی رو برای تعطیلاتمون بررسی می کنیم.

پیشنهاد
١

به اون غروب آفتاب زیبا نگاه کن!

پیشنهاد
١

از نزدیک به کسی نگاه کردن

پیشنهاد
١

می تونی قبل از اینکه مقاله ام رو تحویل بدم یه نگاهی بهش بندازی؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

از این زاویه بهش نگاه کن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خوشمزه به نظر رسیدن

پیشنهاد
١

قیافه ای فراموش نشدنی پیدا خواهی کرد.

پیشنهاد
١

بیا از نزدیک به من نگاه کن.

پیشنهاد
١

آیا با این کلاه خنگ به نظر میرسم؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تغییر نکرده ای. ( وقتی دو دوست قدیم، یکدیگر را بعد از مدتی طولانی، ملاقات می کنند )

پیشنهاد
١

من از پنجره به بیرون نگاه کردم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ظواهر می توانند فریب دهنده باشند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خسته به نظر میرسی.

پیشنهاد
١

به این چیزها روی زمین نگاه کن.

پیشنهاد
١

فکر می کنی رفتن به آنجا ممکن و شدنی است.

پیشنهاد
١

این امکان ( احتمال ) وجود داره که اصلا به مهمونی نیاد.

پیشنهاد
١

انتخاب گسترده ای از مواد زیستی مجاز برای استفاده در هر کاربرد پزشکی وجود دارد. possible =مجاز

پیشنهاد
١

از بین تمام گزینه های ممکن ( امکان پذیر ) ، این یکی مناسب ترینه.

پیشنهاد
١

از بین تمام گزینه های ممکن ( امکان پذیر )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به هوای تازه نیاز داشتم فعل need به معنای بایستن این فعل به التزام انجام یک عمل اشاره دارد. عملی که به هر شکل ممکن باید انجام شود و نمی توان آن را نا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من محتاج ( گدا ) نیستم؛ پولت مال خودته. به کمکت نیاز ندارم.

پیشنهاد
١

او باید موهایش را بشوید.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او به یک عمل جراحی نیاز دارد. واژه need به عنوان یک فعل اشاره دارد به احتیاج به چیزی یا کسی که از اهمیت و نقشی حیاتی برخوردار است

پیشنهاد
١

هیچ لزومی برای تغییر سیستم کنونی وجود دارد؟

پیشنهاد
١

باید نیاز های مرا برآورده کنی.

پیشنهاد
١

او دیگر به من نیازی نداشت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آماده ی انفجار

پیشنهاد
١

زندگی ای که داری رو دوست داشته باش، زندگی ای را که دوست داری زندگی کن

پیشنهاد
١

قشنگ می خونت و رسوات می کنه. read ( عامیانه – فرهنگی ) : در فرهنگ عامیانه، به ویژه در میان جامعه LGBTQ ، به معنای افشای نقاط ضعف یا باطن واقعی فرد ب ...

پیشنهاد
١

روی صحنه یه طعنه بی رحمانه زد! read ( طنزآمیز – نمایشی ) : در اجراهای Drag یا موقعیت های نمایشی، به معنای طعنه زدن با شوخی های تند و هوشمندانه

پیشنهاد
١

آدما رو مثل کتاب می خونه—قشنگ می فهمه چی تو ذهنشونه. read ( تحلیلی – شناختی ) : در معنای غیرتحقیرآمیز، اشاره به توانایی درک دقیق احساسات، نیت ها یا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

لطفا تایید کنید .

پیشنهاد
١

هردوی آنها در دانشگاه کیمبریج، ( رشته ) تاریخ می خوانند.