پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٦٣
پیشنهاد
١

کسانی که قصد دارند در آینده هنرپیشه شوند would - be actors and actresses

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

رای دهندگان احتمالی/ کسانی که قصد دارند رای بدهند would - be voters

پیشنهاد
١

نویسندگان و کسانی که سودای نویسنده شدن دارند writers and would - be writers

پیشنهاد
١

کسی که سودای آن را دارد روزی خلبان بالگرد شود یا کسی که قصد دارد در آینده خلبان بالگرد شود و از این دست. a would - be helicopter pilote

پیشنهاد
١

مادران و پدرانِ آینده would - be mothers and fathers

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کسی که سودای سیاست مدار شدن دارد a would - be politician

پیشنهاد
١

محکومیت های حبس سنگین می تواند به عنوان بازدارنده برای سایر مجرمین باشد.

پیشنهاد
١

یه ثانیه دیرتر می تونست به قیمت جونش تموم شه ( یه ثانیه دیرتر ممکن بود باعث مرگش بشه )

پیشنهاد
١

یک ثانیه دیرتر ممکن بود باعث مرگش بشه یا به قیمت جونش تموم شه.

پیشنهاد
١

اگر شما کمکم کنید ممنون خواهم بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ما مقداری انگور میخوایم

پیشنهاد
١

من یک لیوان از آب میخواهم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

احتمالا . . . هستش

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شاید خواب مونده.

پیشنهاد
١

آنها می توانستند مسابقه را ببرند، اما به اندازه کافی تلاش نکردند.

پیشنهاد
١

می تونستم تا دیروقت بیدار بمونم، ولی تصمیم گرفتم زود به تخت برم.

پیشنهاد
١

او پرسید که آیا می خواهم به سفرشان بپیوندم

پیشنهاد
١

اگر واقعاً بخواهی، من موافقم که بیرون برویم.

پیشنهاد
١

اگر واقعاً بخواهی، من موافقم که بیرون برویم.

پیشنهاد
١

موافقم! چون هیجان انگیز به نظر می رسید.

پیشنهاد
١

موافقم! چون هیجان انگیز به نظر می رسید.

پیشنهاد
١

موافقم که چیز جدیدی را امتحان کنیم.

پیشنهاد
١

موافقم که چیز جدیدی را امتحان کنیم.

پیشنهاد
١

از آنجایی که برای آخر هفته برنامه ای ندارم

پیشنهاد
١

اگر واقعاً بخواهی تماشا کنی، من موافقم.

پیشنهاد
١

با اینکه معمولاً فیلم ترسناک دوست ندارم

پیشنهاد
١

پس از او پرسیدم چه شده

پیشنهاد
١

سعی می کنم مثبت بمانم.

پیشنهاد
١

امروز ناراحتم، حس خوبی ندارم.

پیشنهاد
١

امروز ناراحتم، حس خوبی ندارم.

پیشنهاد
١

به خاطر جدایی اخیرم ناراحت هستم

پیشنهاد
١

به خاطر جدایی اخیرم ناراحت هستم

پیشنهاد
١

سعی می کنم مثبت بمانم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من بلافاصله گفتم

پیشنهاد
١

موافقم که امتحانش کنیم!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

موافق شدم که داوطلب شوم.

پیشنهاد
١

موافقم که امتحانش کنیم!

پیشنهاد
١

بعد از شنیدن درباره رویداد خیریه

پیشنهاد
١

با اینکه برنامه ام شلوغ بود، موافق شدم که داوطلب شوم.

پیشنهاد
١

ناراحتم و الان حس صحبت کردن با کسی را ندارم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

از آنجایی که در امتحانم رد شدم

پیشنهاد
١

فرقی نمی کند چه فعالیتی را پیشنهاد دهند

پیشنهاد
١

ناراحتم و الان حس صحبت کردن با کسی را ندارم.

پیشنهاد
١

من همیشه برای یک ماجراجویی موافقم.

پیشنهاد
١

من همیشه برای یک ماجراجویی موافقم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اگه تو پایه ای

پیشنهاد
١

معلمان باید "رعایت کنند" استاندارد های خاصی را.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ایا میتوانید نیازهایش را برطرف کنید؟

پیشنهاد
١

رمزعبورتان الزامات را برآورده/تأمین/محقق میکند

پیشنهاد
١

قرار بود پدرم ساعت . . . . دنبالم بیاد. یکی از معانی meet به استقبال از کسی یا رفتن به دنبال کسی است