پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٨,٠٥٦
پیشنهاد
١

من نمیخوام واردش بشم

پیشنهاد
١

من باید ببرمش خونه

پیشنهاد
١

سرپا نگه داشتن مرد مست دشوار بود.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

با ماشین تصادف کردن

پیشنهاد
١

اون بچه ها همیشه به دردسر می افتند

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

باعث افتخارمه.

پیشنهاد
١

آنچه در قلب شما است، خوشبختی را به همراه دارد

پیشنهاد
١

با کمال میل موافقم از خشنودی خود

پیشنهاد
١

ممکنه من افتخار دیدن شما رو داشته باشم

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

در اوج لذت

پیشنهاد
١

کار ما به طولانی زمان می انجامد

پیشنهاد
١

اجازه میدید در سالن را با کلید موقتی ببندم

پیشنهاد
١

افتخار بزرگی شامل حال بنده شد

پیشنهاد
١

او در مسابقه انشانویسی برنده شد.

پیشنهاد
١

برنده مسابقه خوانندگی، قرارداد ضبط موسیقی دریافت می کند.

پیشنهاد
١

یک رقابت برای رهبری حزب

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک مسابقه بوکس

پیشنهاد
١

مسائل با گرمی {مورد} جر و بحث قرار گرفته بود.

پیشنهاد
١

ما به حکم اعتراض کردیم.

پیشنهاد
١

او قصد داشت برای جایگاه مبارزه کند.

پیشنهاد
١

در آن مسابقه جزو سه نفر اول نبود.

پیشنهاد
١

رقابت نزدیکی بود .

پیشنهاد
١

خیلی ضدحاله که باید آخر هفته کار کنیم.

پیشنهاد
١

فرصتش رو تو مصاحبه خراب کرد.

پیشنهاد
١

اون فیلم واقعاً افتضاح بود.

پیشنهاد
١

او ثروت قابل ملاحظه ای را بخاطر اتوموبیل های مسابقه ای به باد داد.

پیشنهاد
١

وقتی داور سوت پایان بازی را به صدا در آورد، تماشاگران تشویق میکردند

پیشنهاد
١

هری شانسش را در پیوستن به ارتش از دست داد زمانی که او آزمون پایه را رد شد

پیشنهاد
١

به تو فرصت دادند ولی تو گند زدی

پیشنهاد
١

ما با بستن اون قرارداد به شانسمون گند زدیم.

پیشنهاد
١

بهتر بود بازی رو میبردن ولی اونا گند زدن.

پیشنهاد
١

باد بذر درختان و گیاهان را با خود به مزارع دیگر می برد

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

خاطر نشان کرد که. . . اظهار داشت که . . .

پیشنهاد
١

من تصمیم گرفتم اظهارات دروغ او را نادیده بگیرم

پیشنهاد
١

آیا به پیش خدمت انعام دادی؟

پیشنهاد
١

برای تولد پدرت به او چه می دهی؟

پیشنهاد
١

نامه را به مادرت بده.

پیشنهاد
١

نامه را بعد از اینکه خواندی به مادرت بده.

پیشنهاد
١

آنها همه تشنه بودند برای همین به آنها نوشیدنی دادم.

پیشنهاد
١

اسم و آدرس ات را به من بده.

پیشنهاد
١

آن دو مرتب به خیریه پول دادند.

پیشنهاد
١

او به همکارانش ایتالیایی درس می دهد.

پیشنهاد
١

بابت آن ماشین چقدر به من پول می دهی؟

پیشنهاد
١

قاضی به او حکم 9 ماه بازداشت را داد.

پیشنهاد
١

او به تکلیف من نمره عالی داد.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

فردا به من زنگ بزن.

پیشنهاد
١

او کم کم احساس اضطراب کرد.

پیشنهاد
١

او شروع به درک مشکل کرد .

پیشنهاد
١

سخنرانی با یک نقل قول اغاز شد.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

آسمان کم کم تاریک شد.