پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
دی وی دی گیر میکنه، به اصطلاح خش داره
در ذهن ماندن
رد کردن / نه گفتن به چیزی
من حرفاتو منتقل می کنم به اون فرد مورد نظر
من حرفاتو منتقل می کنم به اون فرد مورد نظر
کتابها رو بده به دیگران
آنها منتقل میکنند به دیگران آنچه را که میدانند
نورپردازی چهره او را خوشایند جلوه می داد.
او داشت به او تملق می گفت تا ترفیع بگیرد.
بهت میاد
تو این عکس خوب نیفتادی.
او از دعوت شدن خوشحال شد.
احساس خوشحالی میکنم که مرا به یاد آوردی.
او از تعریف خوشحال شد.
او از تمام توجهاتی که دریافت کرد خوشحال شد.
من از توجه او بسیار خوشحال شدم.
او واقعاً از تحسین آنها خوشحال شد.
خوشحالم، اما نمیتوانم پیشنهاد را بپذیرم.
الان خیلی خر کیف و خوشحالم ( از تعریفت )
از محبتشان بیش از حد خوشحال شدم.
دختر خانمه خوشحال بود بخاطر پرس و جویی ( تحقیق قبل خواستگاری ) که چند وقتیه راجع بهش در جریانه.
بنظرم ما بایستی خوشحال باشیم چرا که اون سرانجام موافقت کرد که بیادش.
تو بهترین فردی هستی که تا حالا باهاش ملاقات کردم
مایه مباهات او بود
پسره خوشحال بود از توجهی که دختره بهش داشت
من کیف کردم وقتی ازم خواستن که سخنرانی بکنم
ماشین ظرفشویی ای توی آشپزخونه نیست.
این یه خونه ی قدیمیه، میدونید.
میدونی، من ماشین ندارم چونکه بی پولم.
میدونید، این یه اتوبوس قدیمیه و هیچ صفحه نمایشی وجود نداره.
( شخص اول ) من قطعا ایندفعه میخوام که سیگار را ترک کنم ( شخص دوم یا شما ) باور نمی کنم!
( شخص اول ) من قطعا ایندفعه میخوام که سیگار را ترک کنم ( شخص دوم یا شما ) باور نمی کنم!
خدایا، من خیلی عصبانی بودم من متوجهم/می فهمم که تو ( در آنجا ) حضور داشتی
من خیلی عصبانی بودم من متوجهم/می فهمم که تو ( در آنجا ) حضور داشتی
باهات شرط می بندم که او نمیاد
از دست آدما قلبم خاکستر شده!
صرفا بخاطر . . . صرفاً به این خاطر که. . .
به دلیل زلزله
سامسونگ اصلا ( هیچ ) گوشی با صفحه نمایش 240 هرتز می فروشد؟
من دیگر پولی ندارم.
من دیگه اینو نمیخوام
من دیگه آواز نمیخونم
چرا اون دیگه با من حرف نمی زنه ؟؟
تنها کاری که می توانید انجام دهید این است که به راه خود ادامه دهید.
من دوست دارم یک خاطره خوب را حفظ کنم
نگهداری چیزی را به عهده ی کسی گذاشتن
نگهداری کسی را به عهده ی کسی گذاشتن
مسلم است که. . . یقینا
مسلم است که. . . یقینا
صحیح و سالم