پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٧٢
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دی وی دی گیر میکنه، به اصطلاح خش داره

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

در ذهن ماندن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

رد کردن / نه گفتن به چیزی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من حرفاتو منتقل می کنم به اون فرد مورد نظر

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من حرفاتو منتقل می کنم به اون فرد مورد نظر

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کتابها رو بده به دیگران

پیشنهاد
١

آنها منتقل میکنند به دیگران آنچه را که میدانند

پیشنهاد
١

نورپردازی چهره او را خوشایند جلوه می داد.

پیشنهاد
١

او داشت به او تملق می گفت تا ترفیع بگیرد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بهت میاد

پیشنهاد
١

تو این عکس خوب نیفتادی.

پیشنهاد
١

او از دعوت شدن خوشحال شد.

پیشنهاد
١

احساس خوشحالی میکنم که مرا به یاد آوردی.

پیشنهاد
١

او از تعریف خوشحال شد.

پیشنهاد
١

او از تمام توجهاتی که دریافت کرد خوشحال شد.

پیشنهاد
١

من از توجه او بسیار خوشحال شدم.

پیشنهاد
١

او واقعاً از تحسین آنها خوشحال شد.

پیشنهاد
١

خوشحالم، اما نمیتوانم پیشنهاد را بپذیرم.

پیشنهاد
١

الان خیلی خر کیف و خوشحالم ( از تعریفت )

پیشنهاد
١

از محبتشان بیش از حد خوشحال شدم.

پیشنهاد
١

دختر خانمه خوشحال بود بخاطر پرس و جویی ( تحقیق قبل خواستگاری ) که چند وقتیه راجع بهش در جریانه.

پیشنهاد
١

بنظرم ما بایستی خوشحال باشیم چرا که اون سرانجام موافقت کرد که بیادش.

پیشنهاد
١

تو بهترین فردی هستی که تا حالا باهاش ملاقات کردم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مایه مباهات او بود

پیشنهاد
١

پسره خوشحال بود از توجهی که دختره بهش داشت

پیشنهاد
١

من کیف کردم وقتی ازم خواستن که سخنرانی بکنم

پیشنهاد
١

ماشین ظرفشویی ای توی آشپزخونه نیست.

پیشنهاد
١

این یه خونه ی قدیمیه، میدونید.

پیشنهاد
١

میدونی، من ماشین ندارم چونکه بی پولم.

پیشنهاد
١

میدونید، این یه اتوبوس قدیمیه و هیچ صفحه نمایشی وجود نداره.

پیشنهاد
١

( شخص اول ) من قطعا ایندفعه میخوام که سیگار را ترک کنم ( شخص دوم یا شما ) باور نمی کنم!

پیشنهاد
١

( شخص اول ) من قطعا ایندفعه میخوام که سیگار را ترک کنم ( شخص دوم یا شما ) باور نمی کنم!

پیشنهاد
١

خدایا، من خیلی عصبانی بودم من متوجهم/می فهمم که تو ( در آنجا ) حضور داشتی

پیشنهاد
١

من خیلی عصبانی بودم من متوجهم/می فهمم که تو ( در آنجا ) حضور داشتی

پیشنهاد
١

باهات شرط می بندم که او نمیاد

پیشنهاد
١

از دست آدما قلبم خاکستر شده!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

صرفا بخاطر . . . صرفاً به این خاطر که. . .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به دلیل زلزله

پیشنهاد
١

سامسونگ اصلا ( هیچ ) گوشی با صفحه نمایش 240 هرتز می فروشد؟

پیشنهاد
١

من دیگر پولی ندارم.

پیشنهاد
١

من دیگه اینو نمیخوام

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من دیگه آواز نمیخونم

پیشنهاد
١

چرا اون دیگه با من حرف نمی زنه ؟؟

پیشنهاد
١

تنها کاری که می توانید انجام دهید این است که به راه خود ادامه دهید.

پیشنهاد
١

من دوست دارم یک خاطره خوب را حفظ کنم

پیشنهاد
١

نگهداری چیزی را به عهده ی کسی گذاشتن

پیشنهاد
١

نگهداری کسی را به عهده ی کسی گذاشتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مسلم است که. . . یقینا

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مسلم است که. . . یقینا

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

صحیح و سالم