پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٧٢
پیشنهاد
١

معقول است که فرض کنیم. . . منطقی است که بپذیریم. . .

پیشنهاد
١

خاطر جمع که خاطر آسوده که

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک راننده محتاط

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک مکان امن و مطمئن برای مخفی شدن.

پیشنهاد
١

بچه های گم شده همه سالم و در امان هستند.

پیشنهاد
١

جواهرات در بانک محفوظ و ایمن اند.

پیشنهاد
١

با اطمینان میشه گفت کارت ساخته ست ( بدون شک به فنا رفتی )

پیشنهاد
١

با اطمینان میشه گفت کارت ساخته ست ( بدون شک به فنا رفتی )

پیشنهاد
١

من انگشتر را در یک گاو صندوق نگهداری می کنم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارو بی خطر است.

پیشنهاد
١

یک درمان بی خطر و موثر

پیشنهاد
١

پول شما در بانک امن است.

پیشنهاد
١

بچه ها اینجا بسیار امن هستند.

پیشنهاد
١

بنابراین من محض احتیاط یک میان وعده اضافی بسته بندی کرده ام.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

محض احتیاط

پیشنهاد
١

در بعضی از شهر ها اگر شما شب ها تنها بیرون بروید احساس ایمنی نمیکنید

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

be protected from an attack

پیشنهاد
١

بهترین راه برای جابه جا شدن در لندن چیست؟

پیشنهاد
١

من ترجیح می دهم برای گشتن در شهر کوچک، پیاده روی کنم.

پیشنهاد
١

جابه جا شدن در خانه برای او دشوار بوده است.

پیشنهاد
١

نمی رسم/ وقت نمی کنم شام درست کنم

پیشنهاد
١

پس ی راهی پیدا می کنند که دورشون بزنن!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دور زدن قانون

پیشنهاد
١

رفت و آمد در لندن آسان است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اون دختره هر روز با یکیه ( یه روز با اون یه روز با یکی دیگه )

پیشنهاد
١

رفت و آمد در لندن آسان است.

پیشنهاد
١

شما حدود ۲ ساعت استفاده مداوم خواهید داشت قبل از اینکه نیاز به شارژ پیدا کنید . - get around قبل از واحد شمارش زمان به معنای حدوداً یا در حدودِ است.

پیشنهاد
١

باید سعی کنیم تحریم ها را دور بزنیم

پیشنهاد
١

اینی که چجوری از این مشکل طفره میرید ( و حل ش نمی کنید ) درک و فهم ش مشکله

پیشنهاد
١

ما می دونیم چطور ترافیک رو دور بزنیم

پیشنهاد
١

خبر مرگش در شهر پخش شد

پیشنهاد
١

اینی که چجوری از این مشکل طفره میرید ( و حل ش نمی کنید ) درک و فهم ش مشکله

پیشنهاد
١

جابجا شدن ( رفت و آمد کردن ) خیلی راحته. ( رفتن از جایی به جای دیگر با وسایل نقلیه مثل انواع خودرو، هواپیما، اتوبوس و . . . )

پیشنهاد
١

جابجا شدن ( رفت و آمد کردن ) خیلی راحته. ( رفتن از جایی به جای دیگر با وسایل نقلیه مثل انواع خودرو، هواپیما، اتوبوس و . . . )

پیشنهاد
١

وقت پیدا کردن برای انجام کاری وقت کردن

پیشنهاد
١

برای برطرف کردن این مشکل

پیشنهاد
١

پبچیدن این خبر زمان میبرد.

پیشنهاد
١

من نمیتونم از صحبت کردن با همسایه ام طفره برم/فرار کنم!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آنفلوانزا شیوع پیدا کرد

پیشنهاد
١

او یک کسب و کار کوچک دارد.

پیشنهاد
١

مشتریان از جاهای دیگر خرید می کنند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

راه انداختن کسب و کار

پیشنهاد
١

اینکه کجا میره به من ربطی ندارد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اجازه دارم برم؟ میتونم برم؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اگر اجازه دهید، زحمت را کم کنیم؟!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ما را از جامعه دور میکند ( میراند ) اگر excuse بصورت فعل بیاد "راندن" هم معنی میده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

درحال خجالت سرخ شدن/ شرمنده و خجالت زده!

پیشنهاد
١

معلمی هنگام تدریس در یک مدرسه ابتدایی به طور مختصر در مورد والها توضیح می داد.

پیشنهاد
١

نفهمیدم چم شد! ( نفهمیدم چه بلایی سرم اومد! )

پیشنهاد
١

نمیدونم چمه! ( نمی فهمم چه بلایی سرم اومده! )