پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٧٠
پیشنهاد
١

عادت دارم چای تلخ بخورم

پیشنهاد
١

عادت دارم چای تلخ بخورم

پیشنهاد
١

کاش دوست دخترم یه خورده وزن کم میکرد و اندامی میشد مثل گذشته

پیشنهاد
١

دارم به آب و هوا عادت میکنم

پیشنهاد
١

قبلاً ازت میترسیدم!

پیشنهاد
١

ما قبلاً تو اون ساختمون بودیم

پیشنهاد
١

من قبلا برای داشتن یه خواهر کوچکتر التماس میکردم

پیشنهاد
١

زمستون اینجا سردتر بود

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

عادت داشتم شنا برم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( قدیم ) تو . . . . زندگی میکرد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( قبلاً ) گربه ها رو دوست داشت

پیشنهاد
١

پیاده روی برای مادر من خوبه و او به این عادت داره

پیشنهاد
١

ناگهان یادم افتاد که کلیدهایم را در خانه جا گذاشته ام.

پیشنهاد
١

ناگهان متوجه شدم که برای اولین بار در سال های اخیر واقعاً خوشحال هستم.

پیشنهاد
١

هر بار که آن عکس را می بینم، ناگهان به یاد می آورم که چقدر دلم برای دوران کودکی ام تنگ شده.

پیشنهاد
١

هر بار که آن عکس را می بینم، ناگهان به یاد می آورم

پیشنهاد
١

( خطاب به شخصی ) حالا در نظر بگیر شادت نکنه. . .

پیشنهاد
١

موتور صداهای خیلی مسخره ای در می آورد.

پیشنهاد
١

امروز اتفاق عجیبی برای من افتاد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

این شیر مزه غیر عادی ( عجیب ) دارد funny معنی:عجبیب یا غیر عادی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کم کم به طعمش عادت می کنید و از آن خوشتان می آید.

پیشنهاد
١

کم کم از طعمش خوشم آمد.

پیشنهاد
١

کمی که می گذرد، آدم از طعمش خوشش می آید.

پیشنهاد
١

بیشتر از آنها خوشتان می آید.

پیشنهاد
١

الان دیگر به طعمش عادت کرده ام و از آن خوشم می آید.

پیشنهاد
١

شخصیت ها که شکل می گیرند، از آن کم کم خوشم می آید.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

از آن کم کم خوشم می آید.

پیشنهاد
١

ولی به محض این که او را بیشتر بشناسی، کم کم به دلت می نشیند.

پیشنهاد
١

بیشتر که با او وقت بگذرانی، کم کم از حس شوخ طبعی اش خوشت می آید.

پیشنهاد
١

الان واقعاً کم کم دارم جذبش می شوم.

پیشنهاد
١

هیچ وقت واقعاً از آن خوشم نیامد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کم کم خسته شد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به مرور عصبانی شد

پیشنهاد
١

این گونه نادر از لاکپشت، هر دو ماه یک بار یک لایه ی جدید به لاک محافظ خود اضافه میکند. grow=ساختن، اضافه کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من پیر خواهم شد ولی. . .

پیشنهاد
١

همین طور که آن ها سعی می کنند از شهر فرار کنند، تهدیدی غیرمنتظره و چه بسا شوم تر قد علم می کند. grow=قد علم کردن

پیشنهاد
١

او قبل از اینکه شعله ها بتوانند گسترش پیدا بکنند آن را خاموش کرد.

پیشنهاد
١

جوانه ها از زمین می رویند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

رشد دادن یک کسب و کار

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

جیمز خسته شد grew= جزو فعل های اسنادی به معنی ( شدن ) هم می باشد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نگران شد grew= شدن، دچار شدن

پیشنهاد
١

گُه خورده که نمی تونه انگلیسی حرف بزنه

پیشنهاد
١

گُه خورده که نمی تونه انگلیسی حرف بزنه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به برنامه خود پایبند بودن

پیشنهاد
١

زبون در آوردن ممکنه معانی زیادی داشته باشه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برش های خیار

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یه قالب کره

پیشنهاد
١

بهش بگو زبونشو در بیاره

پیشنهاد
١

دوباره کلاچ رو فشار بده و [دسته رو] بنداز دنده دو.

پیشنهاد
١

محکم نگه داشتن بوجه ماهیانه خرج نکردن بوجه ماهیانه