پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
انفجار ساختمان را نابود کرد.
انفجار اولیه
مدیر به خاطر تاخیرش به او تاخت.
بوق ماشین صدای بلندی داد.
صدای شیپور
صدای شیپور کشتی
صدای شاتگان
تندباد یخ زده
تندباد هوای سرد
انتقاد تند
مهمانی فوق العاده بود!
شعاع انفجار
با صدای بلند پخش کردن
با انفجار سوراخ ایجاد کردن
گندش بزنن، نمی تونم درستش کنم!
دیروز خیلی بهم خوش گذشت
این ۷روز در نیویورک کولاک ی بود. ( ترکوندیم ) blast= طوفان ( خوشی ها ) ، کولاک ( خوشی ها ) موج ( انفجار خوشی ها )
داری منو بیرون میندازی
حساب چیزی را داشتن ( حالا رو کاغذ یا تو ذهن )
قبلاً آن فروشگاه یک بانک بود.
آن ها قبلاً یک کلبه کوچک کنار دریا داشتند.
وقتی بچه بودم، قبلاً در پاریس زندگی می کردم.
قبلاً یک درخت بزرگ وسط این باغ وجود داشت.
او قبلاً فکر می کرد یادگیری یک زبان جدید غیرممکن است.
قبلاً این محله قبل از شروع ساخت و ساز خیلی آرام بود.
ما قبلاً در طول تعطیلات تمام شب بازی های ویدیویی می کردیم.
او قبلاً هر روز صبح پیاده سر کار می رفت.
او قبلاً از موسیقی کلاسیک متنفر بود
عادت داشتند تا نیمه شب در کتابخانه درس بخوانند.
قبلاً عادت داشتم قبل از خواب قهوه بنوشم، اما بیدار نگهم می داشت.
مادربزرگم قبلاً هر آخر هفته نان تازه می پخت.
من قبلاً در . . . . زندگی می کردم.
برای . . . . عادت داشتید کجا بروید؟ ( حالت سوالی )
او قبلاً اصلاً قهوه دوست نداشت
او قبلاً هر روز بعد از مدرسه بسکتبال بازی می کرد.
قبلاً یک درخت بزرگ در حیاط ما بود.
آیا قبلاً به آن رستوران می رفتی؟
ما قبلاً ماشین نداشتیم.
او قبلاً اصلاً قهوه دوست نداشت، اما حالا همیشه می نوشد.
ترجمه صحیح چنین است: تو دیگر آن آدم گذشته نیستی تو با گذشته فرق کرده ای
ترجمه صحیح چنین است: تو دیگر آن آدم گذشته نیستی تو با گذشته فرق کرده ای
در گذشته این طوری نبود.
همیشه برای سر کار رفتن صبح زود بیدار می شوم.
آن روزها مشغول کار در کارخانه بودم.
عادت داشتم یک روز درمیان به باشگاه بروم.
قبلنا اینجا زندگی میکردم.
عادت داشتم چای تلخ بخورم. ( الان نه )
آیا او عادت داشت پینگ پنگ بازی کند ؟
به زودی به زدن لنزا عادت میکنه
به سر و صدای شهر عادت دارم.