پاسخهای علی سیریزی
فراخی گهی قرارش نمی بود سبق برده چابک دبیر فرخ نبرد تازی تیزجوش
درود فراخی گهی به معنای چاقی اندک یا چربی جزئی است. قرارش نمیبود یعنی مناسب نبود یا جایش نبود. سبق برده به کسی میگویند که سابقه تقلب یا بردن ناحق دارد. چابک دبیر یعنی فرد زیرک و ماهر در امور اداری یا نوشتاری. فرخ نبرد اشاره به شادی یا پیروزی ناموفق دارد. تازی تیزجوش به معنای کسی پرجنبوجوش و تندخو است.
زیر چاقی شکم باب زنی اورته بزستان ظلمگی نقیر و قطمیر
درود زیر چاقی به معنای چاقی زیرپوستی یا چربی زیر پوست اشاره دارد، که نوعی ذخیره چربی بین پوست و عضلات است. شکم باب زنی نوعی چاقی موضعی در ناحیه شکم است که اغلب با هورمونها یا سبک زندگی مرتبط است. ...
آثار صنادید فس فرنگی زنخ زنی مامولم تفیدند بتکادو
درود آثار صنادید: آثار بزرگان و دانشمندان فس فرنگی:زبان فرانسوی (یا فرهنگ و آداب فرانسوی) زنخ زنی: سخن چینی، غیبت کردن مامولم: مامورم، وظیفهام تفیدند: تغذیه کردند، خوردند بتکادو: احتمالاً «بت کدو» یعنی مجسمه یا بت به شکل کدو (یا استعارهای برای چیز بیارزش)
در صفِ ناوردگهِ لشکرش دست علم بود و زبان خنجرش خنجر او ساخته دندان نثار خوش نبود خنجر دندانهدار ✏ «نظامی»
درود. دست علم بود و زبان خنجرش، یعنی در ظاهر، پرچم صلح و دانش در دست داشت، اما در واقع، زبان و تصمیمش مانند خنجر برنده و جنگی بود. خنجر او ساخته دندان نثار، یعنی خنجرش آنقدر تیز و کشنده بود که ...
در صفِ ناوردگهِ لشکرش دست علم بود و زبان خنجرش خنجر او ساخته دندان نثار خوش نبود خنجر دندانهدار ✏ «نظامی»
درود. دست علم بود و زبان خنجرش، یعنی در ظاهر، پرچم صلح و دانش در دست داشت، اما در واقع، زبان و تصمیمش مانند خنجر برنده و جنگی بود. خنجر او ساخته دندان نثار، یعنی خنجرش آنقدر تیز و کشنده بود که ...
درود اگر «چنگ» منظور ساز موسیقی باشد، چنگ یکی از قدیمیترین سازهای زهی ایرانی است که با انگشتان یا مضراب نواخته میشود. این ساز در موسیقی کلاسیک ایرانی و برخی موسیقیهای سنتی آسیای میانه و شرق ...
درود و به معلمانشان.
بشائیم بی تجشم دهای صاحب المصلحه شبهای مقمر مصدقت ملابست اعمال
درود بشائیم : بشنویم، بشنوید (فرم آرشیایی/قدیمی) بیتجشم : بیادب، بیاحترام، بیپروا دهای : دها (کوهها، تپهها) یا دها (دهها، روستاها) صاحب ...
درود نزدیکترین معادل کلمه «کینهای»در انگلیسی، «vengeful» یا «spiteful»است. Vengeful: پر از کینه، انتقامجو Spiteful: بدخوی، کینهتوز اگر منظور شما صفت برای توصیف کسی است که کینه به دل دارد، «grudging» یا «rancorous»هم میتواند مناسب باشد.
تکسر احوال من محال لوازم تعارف اعزه و اعیان کورنادر
درود تکسر احوال : پرسش از حال و احوال، جویا شدن از وضعیت من محال : غیرممکن، ناممکن، محال است لوازم تعارف ، آداب معاشرت، ملزومات ادب و احترام اعزه و اعیان : بزرگان و اشراف، افراد سرشناس و ثروتمند کورنادر : احتمالاً منظور "کورناد" (Cornard) است، که معادل فارسی آن را نیافتم