برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

علیشاهی

فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید
شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 I literally facepalm when i read some of those comments
زمانی که بعضی از آن نظرات را خواندم واقعا خجالت زده شدم
١٣٩٩/٠٦/١٩
|

2 دوباره فیلمبرداری کردن ١٣٩٩/٠٦/١٩
|

3 گسترده ١٣٩٩/٠٦/١٨
|

4 تمیز کردن/سابیدن/خراشیدن چیزی از روی سطحی سخت ١٣٩٩/٠٦/١٨
|

5 استاندارد شده ١٣٩٨/٠٤/٢٤
|

6 مقاله ١٣٩٨/٠٤/٢٤
|

7 اقتصادی بودن ١٣٩٨/٠٤/٢٤
|

8 یه ظرف پفیلا
١٣٩٨/٠١/٢٧
|

9 اعصاب خوردی راجب چیزی ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

10 خیلی زیاد ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

11 کلمه ای غیر مودبانه که برای نژادهای آسیایی به کار می رود. ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

12 خبر خوشی ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

13 با آروزی بهترین ها ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

14 آشنا شدن با... ١٣٩٨/٠١/٢٣
|

15 i'll leave it to your discretion
اختیارش با خودت
١٣٩٨/٠١/٢٣
|

16 برایت فرستادم
i just shipped you something
١٣٩٨/٠١/٢٣
|

17 فرستادن ١٣٩٨/٠١/٢٣
|

18 anything at all ١٣٩٨/٠١/٢٣
|

19 استفاده از دست برای کندن چیزی، کندن و بریدن ١٣٩٨/٠١/٢٣
|

20 چرت زدن ١٣٩٨/٠١/٢٣
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 bane
• He lamented that drink was the bane of his life.
• او تاسف می خورد که آن نوشیدنی بلای جان او شده بود
١٣٩٩/٠٦/١٩
|

2 considerably
• His new film is considerably longer than his earlier ones.
• فیلم جدیدش به طور قابل ملاحظه ای طولانی تر از فیلم های قبلی اش است.
١٣٩٨/٠١/٢٤
|