پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٧٨٩)
واژه ایتالیایی : زعفران , زعفرانی , زعفرانی کردن , زعفران زدن به.
واژه ایتالیایی : باختر باد , باد صبا , باد مغرب , نسیم باد مغرب.
واژه ایتالیایی : ریزش , جریان , فوران , جوش , تراوش , روان شدن , جاری شدن , فواره زدن.
واژه ایتالیایی : ماسه , هرچیز سنگینی چون شن و ماسه که در ته کشتی میریزند تا از واژگون شدنش جلوگیری کند , بالا ست , سنگینی , شن و خرده سنگی که در راه ...
نامزدی، نامزد شدن، نامزد کردن.
نخ قلاب ماهی گیری.
مزاحم، موجب تصدیع خاطر، مزاحمت.
رنجه آور، پر زحمت، طاقت فرسا، پردردسر، مزاحم.
مرغ انجیر خوار آمریکائی
جهاز عروس، جامه یا رخت عروس.
دارای تعداد زیادی ماهی قزل آلا.
دادخواهی بر ضد کسی که چیزی را یافته و به صاحبش مسترد نمی کند، محاکمه ی یابنده، مطالبه ی خسارت از یابنده، یابنده.
بانو شاعره پریرخ/ حقیقی: پری رخ بانو: دختر شاه طهماسب اول پادشاه صفوی و خواهر شاه اسمعیل دوم است، این زن ماجراجو و حادثه طلب که حس جاه طلبی و لیاقت ذ ...
بانو شاعره بلقیس/ تصویر بانو تصویر که نامش را میرجوشش عظیم آبادی برای نویسنده تذکرة الخواتین بلقیس ذکر نموده بانوئی اهل مرشد آباد هندوستان بوده که ب ...
بانو شاعره پنجه: تذکره حسینی این زن را که باین نام یاد کرده دختر ملاعلی مشهدی و همسر میر مرتضی ارتیمانی معرفی کرده است: صراحی کز غمی داری زبخت سرنگو ...
بانو شاعره تونی: صاحب تذکرة الخوانین مینویسد: تونی از زنان ایران و در حسن صورت و شیرین زبانی و لطیفه گوئی بحد کمال بوده و شوهری داشته که با امردی الف ...
بانو شاعره جانان بیگم: تذکرة الخواتین مینویسد: از بانوان کشور هندوستان و دختر عبدالرحمن بن بیرامخان ملقب بخان خانان که مردی فاضل و دانشمند بوده و تفس ...
بانو شاعره جمیله/ جمالی: تذکره مرآت الخیال مینویسد این زن زیبا روی و خوش اندام بوده و بیش از این در باره اش چیزی ننوشته و مطلع ذیل را از او ذکر کرده: ...
هامر پورگشتال یوسف ناسی را یهودی بزرگ نامیده و این بدلیل جایگاه منحصر بفرد او در جامعه یهودی عصر عثمانی است. همچنین اروپائیان سلیمان قانونی را ترک بز ...
هامر پورگشتال یوسف ناسی را یهودی بزرگ نامیده و این بدلیل جایگاه منحصر بفرد او در جامعه یهودی عصر عثمانی است. همچنین اروپائیان سلیمان قانونی را ترک بز ...
نَرسینگره Narsinghgarh منطقه ای در مرکز هند، واقع در ایالت مادهیا پرادش کنونی. در حوالی نیمه سده شانزدهم در جنگلهای دورافتاده منطقه فوق خاندانی موسوم ...
شاه عباس کبیر: شاه عباس کبیر در سالهای اولیه سلطنت خود، بدلیل ضعف دولت صفوی و تهدید ازبکان در خراسان، بناچار با عثمانی صلح کرد و طبق پیمان سال ٩٩٩ ق ...
اسرای آذربایجان: حکومت عثمانی با ادعای مسلمان بودن، تهاجم و لشکرکشی به قفقاز و شمال ایران، آذربایجان و شروان، و تصرف آن، و با اسیر نمودن زنان و کودکا ...
سنجاق بیگی: واژه سنجاق به معنی ایالت و سنجاق بیگی به معنی والی ایالت بوده است.
یهودی بزرگ: هامر پورگشتال یوسف ناسی را یهودی بزرگ نامیده و این بدلیل جایگاه منحصر بفرد او در جامعه یهودی عصر عثمانی است. همچنین اروپائیان سلیمان قانو ...
عصر سلطنت زنان: اقتدار کانون یهود در دربار و حرمسرای سلیمان اول با تکوین آن دوران از تاریخ عثمانی پیوند دارد که حدود یک سده، تا صعود محمد کوپرولو ( ١ ...
گراسیا ناسی: برجسته ترین زن یهودی از زمان سقوط دولت یهود تا به امروز خوانده میشود، مهاجرت گراسیا ناسی ( مندس ) به عثمانی ( ١٥٥٣ ) و اندکی بعد، پیوستن ...
نوربانو سلطان: در اوایل صدارت رستم پاشا و حدود هفت سال پیش از استقرار گراسیا و یوسف ناسی در امپراتوری عثمانی، به همسری سلیم درآمد و مادر پسری از او ش ...
روش خدمات تفریحی: entertainment مهمترین روش یهودیان در تاریخ گذشته و برای نفوذ در دربار عثمانی، مانند دربارهای اروپا، ارائه خدمات تفریحی بوده. این کا ...
آقچه asper آسپر aspre سکه نقره سلجوقیان عراق و دولت عثمانی. هر ۱۲۰ آقچه معادل یک سکه طلای عثمانی بوده. آقچه واژه ای ترکی است و به معنی سفید کوچک است ...
ینگی چریک یا ینی چری، مرکب از دو واژه ینگی ( نو ) و چری ( چریک ) ، به معنی چریک جدید یا قشون جدید است، این نیرو مهمترین و زبده ترین بخش قشون عثمانی ر ...
شایسته سالاری Meritocracy رویه ای است که مناصب را در اختیار لایق ترین و کاردان ترین مدیران قرار میدهد. معمولا در برابر خویشاوندسالاری Nepotism بکار م ...
خویشاوندسالاری Nepotism رویه ای است که مناصب را در اختیار خویشان و آشنایان و دوستان مدیران قرار میدهد. معمولا در برابر شایسته سالاری Meritocracy بکا ...
آقچه asper آسپر aspre سکه نقره سلجوقیان عراق و دولت عثمانی. هر ۱۲۰ آقچه معادل یک سکه طلای عثمانی بوده. آقچه واژه ای ترکی است و به معنی سفید کوچک است ...
نَرسینگره Narsinghgarh منطقه ای در مرکز هند، واقع در ایالت مادهیا پرادش کنونی. در حوالی نیمه سده شانزدهم در جنگلهای دورافتاده منطقه فوق خاندانی موسوم ...
واژه آلمانی : دوم , دومی , ثانی , دومین بار, ثانوی , مجدد, ثانیه , پشتیبان , کمک , لحظه , درجه دوم بودن , دوم شدن , پشتیبانی کردن , تایید کردن.
واژه آلمانی : آلو, گوجه , آلوی برقانی , کار یا چیز دلچسب.
واژه فرانسوی : درنوردیدن , سفر کردن مسافرت کردن , رهسپار شدن , مسافرت , سفر , حرکت , جنبش , گردش , جهانگردی.
واژه فرانسوی : مسافر , پی سپار , رهنورد.
واژه فرانسوی : درنوردیدن , سفر کردن مسافرت کردن , رهسپار شدن , مسافرت , سفر , حرکت , جنبش , گردش , جهانگردی.
واژه فرانسوی : واکه , صوتی , صدادار , مصوته , واکه دار کردن.
واژه سوئدی : جانور شناس, ویژه گر جانورشناسی.
واژه سوئدی : جانور شناسی, حیوان شناسی.
واژه سوئدی : وابسته به جانور شناسی, حیوان ( به شوخی ) .
واژه فنلاندی : بلند کردن , بالا بردن , عالی کردن , نشاط دادن , افراشتن, ترفیع دادن , ترقی دادن , ترویج کردن, بهبود امکانات , ترفیع.
واژه اسپانیایی : مورداستهزاء قراردادن, دست انداختن, شوخی کنایه دار, خوشمزگی.
واژه اسپانیایی : زنگ اخبار, وزوز کن.
واژه فنلاندی : در بالا , بالا ی , بالا ی سر , نام برده , بالا تر , برتر , مافوق , واقع دربالا , سابق الذکر , مذکوردرفوق, بالا سری , هوایی, بالا , در ...
واژه فنلاندی : در بالا , بالای , بالای سر , نام برده , بالاتر , برتر , مافوق , واقع دربالا , سابق الذکر , مذکوردرفوق.
واژه فنلاندی : سرتاسر , ازاین سو بان سو , درمیان , ازعرض , ازمیان , ازوسط , ازاین طرف بان طرف, آنسوی , آنطرف ماوراء , دورتر , برتر از, بالای , روی , ...