پیشنهادهای سید علی همایون (٤٠)
آشفته شدن
در پزشکی: سیاه شدن یک اندام به دلیل قانقاریا. در رمان برفهای کلیمانجارو ارنست همینگوی در صفحات ابتدایی رمان نیز Black با B بزرگ نوشته شده.
برانداز کردن
بی آب و علف
قوم و خویش
بند کرست
کرست
moist suger: شکر سرخ
عشقه
پول پارو کردن
فرایض بطور مثال در ترکیب: theological positions به معنای فرایض دینی
زوزه ی باد میان برگ درختان
حسی که بعد از قسم خوردن به آدم دست میدهد
در آن واحد
مرغ پر کنده
خوراکی
کنایه از : در ناز و نعمت غرق شدن
شرعیات
زحمت worth my while به زحمتم می ارزید
کلوخ انداز را پاداش سنگ است
جگرسوز
دست مریزاد
ره آورد
تعداد کامندان به حداقل رسیده بود
احمق ( در زبان عامیانه )
احمق و کله پوک ( در زبان عامیانه )
به کمال رسیدن
شگرد
برابر است با که مخفف ( cf ) است
نظر
دست درازی کردن
به زیر یوغ چیزی یا کسی در آوردن
لاادری گری
فردی مشرب
اومانیستی
سکولار
جمله
جا بده بشینم