٢ رأی
تیک ١ پاسخ
٢٠٦ بازدید

کوزهٔ سربسته اندر آب زفت از دل پر باد فوق آب رفت مولانا

١ سال پیش
١ رأی

کوزه سربسته اندر آب زفت از دل پرباد فوق آب رفت بادِ درویشی چو‌ در باطن بود بر سر آب جهان ساکن بود مقصود از کوزه سربسته باطن و دل درویش است به شرطی که دهانِ دل را بسته نگاه دارد « پس دهان دل ببند و ...

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٢ پاسخ
٢,٠٤٨ بازدید

در بیت "تو را با غیر می‌بینم، صدایم در نمی‌آید"، شاعر چه نوع احساسی را بیان می‌کند و چرا صدایش در نمی‌آید؟ تو را با غیر می‌بینم، صدایم در نمی‌آید دلم می‌سوزد و کاری ز دستم بر نمی‌آید

١ سال پیش
٠ رأی

شاعر نوعی احساس سرخوردگی و ناامیدی رو بیان می‌کنه، غیر در اینجا به نوعی رقبای عشقی محسوب می‌شن و وقتی شاعر می‌بینه که معشوق به رقیب بیشتر تمایل داره دیگه شکایت چه حاصلی داره؟ همین می‌شه که شاعر ناامیدانه سکوت پیشه می‌کنه

١ سال پیش
١ رأی
٧ پاسخ
٢٨٥ بازدید

بیت عاقبت بینست عقل از خاصیت نفس باشد کو نبیند عاقبت  چگونه تضاد بین عقل و نفس را توضیح می‌دهد و مولانا چگونه عقل را به عنوان وسیله‌ای برای دیدن عاقبت معرفی می‌کند؟  

١ سال پیش
٠ رأی

بدون اینکه تعریف مولانا از عقل ر‌و بررسی و شرح کنیم پاسخ این سوال امکان پذیر نیست، مولانا عقل رو دارای مراتبی جداگانه می‌دونه، عقلِ کل که خاص انبیا و اولیاست و عقل معاش یا عقل جزئی یا عقل تحصیلی که تع ...

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٢ پاسخ
١,٠٨٠ بازدید

ضرب‌المثل  'خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا می‌رود دیوار کج'  کنایه از چیه ؟

١ سال پیش
١ رأی

کنایه از اهمیت گامهای ابتدایی در آغازِ کارهاست. اگر کاری بدون فکر و مقدمه صحیح آغاز بشه در ادامه هم مداوم غلط اندر غلط خواهد شد. همون اصطلاح معروف که تو خیاطی می‌گن اول اندازه بگیر بعدش ببر. 

١ سال پیش
١ رأی
٢ پاسخ
٢٦٥ بازدید

در بیت  "آن دو زلف کافر خود را بگو / کای یگانه اهل ایمان را مکش"  چرا شاعر زلف معشوق را به "کافر" و مخاطب را به "اهل ایمان" تشبیه کرده است؟  

١ سال پیش
٠ رأی

کافر یعنی کافر به مذهب و آیین عشق، یعنی مراعات عاشقان رو نمی‌کنی و هیچ آداب و ترتیبی برای تو مهم نیست و بی‌محابا دل می‌بری، چرا؟ چون نسبت به آیین عشق کافری، اگر به عشق ایمان داشتی مردمی و دلداری می‌کردی دلهای عاشقان رو.  عاشقان هم طبعا اهل ایمانند، اگر به عشق کافر بودند که اصلا عاشق نمی‌شدند…

١ سال پیش
٣ رأی
تیک ٣ پاسخ
٧٠١ بازدید

مفهوم کنایی  "گفتا تو بندگی کن /او بنده پرور آید " چیست ؟

١ سال پیش
٥ رأی

ابتدا ذکر این نکته مهمه که در بعضی از نسخه‌ها به جای -او-، -کو- ضبط شده،  گفتا تو بندگی کن-کو بنده‌پرور آید(که او بنده‌پرور خواهد آمد) الزامی نداره چندان الهی و آسمانی معنی کنیم بیت رو، کنایه ا ...

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٢ پاسخ
٢٢٠ بازدید

مفهوم  "صورتی بر نیاید ز دست / که نقشش معلم ز بالا نبست"  در ابیات مرا صورتی بر نیاید ز دست که نقشش معلم ز بالا نبست  گرت صورت حال بد یا نکوست نگارندهٔ دست تقدیر، اوست  به چه چیزی اشاره دارد؟

١ سال پیش
٠ رأی

هر آفریده‌ای که امروز می‌بینیم پیش از آن که ما به‌وجود بیاییم در علم خدا موجود بوده،  یا به تعبیر کلامی اعیان ثابته، با عالم الست هم ارتباط دارد. و هر نقشی، چه خوب و چه بد، در تقدیر ما اینطور بو ...

١ سال پیش
٣ رأی
٤ پاسخ
٣٥٦ بازدید

در بیت  جهان آفرینت گشایش دهاد که گر وی ببندد که داند گشاد  شاعر به چه نکته‌ای درباره "جهان آفرین" و مفهوم گشایش و بسته شدن اشاره می‌کند؟

١ سال پیش
٣ رأی

خداوندِ جهان آفرین تنها کسی است که می‌تواند گشایش و آسانی‌ای در کار تو پدید آورد یا درهای بسته را به روی تو بگشاید مصرع دوم: اگر خداوند دری را ببندد یا نخواهد باز کند هیچ کس دیگر هم نمی‌تواند سبب گشایش آن شود گشایش و تمام امور جهان تنها در دست قدرت جهان آفرین است و قادر متعال اوست

١ سال پیش
١ رأی
تیک ١ پاسخ
١٦٧ بازدید

این شعر  هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی کنایه از چیه ؟منظور شاعر  چی بوده ؟

١ سال پیش
١ رأی

عارف یا فرد صاحبدل اگر کشف و شهودش پیوسته و بهم نزدیک بشه دیگه تنها شب قدر نیست که خودش رو به ملکوت نزدیک‌تر می‌بینه و اگر چشم دلش باز بشه اون زمان هر شبی براش به منزله شب قدر خواهد بود از نظر ادراکات غیبی و شهودات باطنی

١ سال پیش
١ رأی
١ پاسخ
١٣٩ بازدید

 در بیت زیر ، چگونه "رخ تازه صبح" به "روی مزار" تشبیه شده و این تشبیه چه پیامی دارد؟ پیش چشمی که دل زنده شب را دریافت چون گل روی مزارست رخ تازه صبح

١ سال پیش
١ رأی

شاید بشه گفت چشم و دلی که متوجه بشه شب برای راز و نیاز و کشف و مکاشفه چقدر ضروری و مهمه(مثل شبهای قدر)  با صبح شدن ناراحت می‌شه که چرا اون وصالِ حقیقت و راز ‌و نیاز ادامه پیدا نکرده و شب تموم شده و  مثل دیدن گل روی سنگ قبر ناراحت می‌شه از رسیدن صبح و تمام شدن شب

١ سال پیش
١