١ رأی
تیک ١ پاسخ
٢٥١ بازدید

خواجه‌تاشانیم اما تیشه‌ات می‌شکافد شاخ را در بیشه‌ات ✏ «مولوی»  

١ سال پیش
١ رأی

تاش در حقیقت پسوندی برای اشتراک در چیزی هست، خواجه‌تاش یعنی دو خدمتگزاری که سرور و خواجه اونها یک نفر باشه، مثل خیلتاش که در تاریخ بیهقی اومده، یعنی دو سربازی که متعلق به یک خیل یا قوم و گروه باشند تاش در حقیقت همون -تا- و -لنگه- و -مثل- هست

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٢ پاسخ
٢٥٦ بازدید

منظور از "اَغیار " چه کسانی هستند ؟   تو با اَغیار پیش چشم من مِی در سبو کردی من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم

١ سال پیش
٣ رأی

اغیار جمع واژهٔ غیر هست، یعنی افراد بیگانه و ناآشنا. درینجا منظور شهریار اینه که خوشی و شادی خودت رو با افراد بیگانه(غیر از من)شریک شدی ولی من رو غریبه دونستی و به حساب نیاوردی

١ سال پیش
٠ رأی
٢ پاسخ
١٦٨ بازدید

حافظ چه نالی گر وصل خواهی خون بایدت خورد درگاه و بیگاه  لطفاً معنی این بیت ؟ درگاه و بیگاه؟ 

١ سال پیش
١ رأی

درگاه و بی‌گاه، گاه پسوندیه که برای زمان و هم مکان استفاده می‌شه، دانشگاه:محل دانش و صبح‌گاه: زمان صبح بی‌گاه منظور زمانِ دیر یا دیروقت هست، در معنی این بیت می‌شه گفت باید وقت و بی‌وقت خون دل خورد، روز و شب فرقی نمی‌کنه، در تمام احوال عاشق باید خون دل بخوره و متوجه معشوق باشه اگر تمنای وصال داره «در غم ما روزها بی‌گاه شد» مولانا

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٣ پاسخ
١٥٦ بازدید

"حکمت متعالیه"   مکتب چه کسی است ؟

١ سال پیش
٠ رأی

صدر المتالهین، ملاصدرا

١ سال پیش
٢ رأی
٣ پاسخ
١٦٢ بازدید

معنی واژه ی رایج  در سخنرانی و ....  "علی العموم"  چیه ؟

١ سال پیش
٠ رأی

به صورت عمومی، عموما

١ سال پیش
١ رأی
٢ پاسخ
٨٧٦ بازدید

"محرمی خود دیگرست" در این بیت یعنی چی؟   پس زبان محرمی خود دیگرست همدلی از همزبانی بهترست

١ سال پیش
١ رأی

خالی از لطف نیست اگر کاملِ قصه رو در مثنوی بخونید ولی درینجا مولانا می‌خواد بگه صرفِ هم زبان بودن یا خویش و پیوندی داشتن باعث همدل بودن و احساس نزدیکی نمی‌شه، به عبارت دیگه دل و یکی بودن دلها برای نزدیکی رو خیلی مهمتر می‌دونه تا نسبتهای خویشاوندی یا اجتماعی و … نزدیک بودن دلهاست که مهمه

١ سال پیش
٣ رأی
تیک ٤ پاسخ
٢٦,٦٩٨ بازدید
٢ رأی

گُل در خاک کاشته می‌شه و وقتی آبیاری بشه زمین حالت گل آلود پیدا می‌کنه ولی گُل آب مورد نیاز برای رشد رو از همین طریق تامین می‌کنه و خب به اصطلاح شاعر می‌خواد بگه گلی به این زیبایی و لطافت و سربلندی به ناچار برای چاره‌گشایی و بقا سر و کارش به گِل می‌افته همونطور که افراد عاقل هم کارشون بعضی از اوقات به دیوانگان و بی‌خردان می‌افته و به ناچار گرفتار اونها می‌شن و به چاره جویی می‌افتن 

١ سال پیش
٣ رأی
تیک ٥ پاسخ
٢٣٦ بازدید

"کهترست" در این بیت یعنی چی؟   گفت ای شه یک هنر کان کهترست باز گویم گفتِ کوته بهترست

١ سال پیش
٠ رأی

باید بدانیم که هنر در متون ادب فارسی به معنای امروزی «art» نبوده و مقصود از هنر ، فضل و برتری‌ست، و هنرمند در متون کهن اغلب فردِ فاضل و خردمند است، اینجا هم «کهتر» یعنی کمترین ، خردترین ، کوچکترین، در ...

١ سال پیش
٣ رأی
تیک ١٢ پاسخ
٩١١ بازدید
١٦,٠٠٠
تومان

بیت نکشیدیم شرابی به رخ تازه صبح سینه ای چاک نکردیم به اندازه صبح  به چه نکته‌ای اشاره دارد و چه ارتباطی با مفهوم صبح دارد؟    

١ سال پیش
٢ رأی

شراب نوشی به هنگام طلوع آفتاب و ابتدای صبح، یا در اصطلاح -صبوحی نوشیدن- رسمی متداول و دیرآشنا بوده،   حضرت سعدی:«تا خلوتیان سحر از خواب درآیند مستان صبوحی به مناجات برآرید» حضرت حافظ:«تا کی می ...

١ سال پیش