سکینه رضائی

سکینه رضائی سلام. کارشناس ارشد حقوق نفت و گاز دانشگاه تهرانم.
لازم ندیدم که برای هر واژه ای اظهار نظر کنم؛ بلکه تنها سعی کردم فقط معنی یا معانی جدیدی که گره گشا در برخی از متون بودن ر به این فرهنگ اضافه کنم؛ یعنی کیفیت ر به کمیت ترجیح دادم.
از اونجایی که این فرهنگ برام در ابتدای راه در کشف معانی و ترجمه، خیلی موثر واقع شد؛ خواستم در یافتن معانی کاربردی و کمک به ترجمه هاتون، منم سهم کوچکی داشته باشم. ممنونم🍁

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



rock٠٣:٢٧ - ١٣٩٩/١٢/٢٠گاهی معنای رقص، حرکت، جنبیدن، چرخش و. . . هم میده. my rock is shining bright رقص من به وضوح جلوه گری میکنه یا رقص من تابانتر میدرخشه یا رقص و چرخش م ... گزارش
57 | 1
pour down٠١:٥٢ - ١٣٩٩/١٢/٢٠جریان یافتن به سمت پایین جاری شدن به سمت پایین اومدن سرازیر شدن و حتی فراگرفتن Let all the heat pour down میشه اینجور ترجمه کرد: بذار ( اجازه بده ) گ ... گزارش
48 | 0
tool kit٢١:٠١ - ١٣٩٩/١٢/١٩ابزار؛ مثال: The fiscal toolkit ابزارهای مالیگزارش
44 | 0
relinquishment٢٠:٥٥ - ١٣٩٩/١٢/١٩به استرداد مناطق توسط شرکت نفتی مسئول عملیات هم گفته میشه.گزارش
41 | 0
continental margin٢٠:٢٦ - ١٣٩٩/١٢/١٩لبه حاشیه قاره؛ جایی که سکوی قاره یکدفعه می افته و معمولا در عمق 200 متری قابل رویته.گزارش
37 | 0
fracturing٢٠:١٠ - ١٣٩٩/١٢/١٩به《 عملیات ایجاد شکاف در مخزن نفت و گاز 》نیز اطلاق میشه.گزارش
37 | 0
motel١٦:٣٣ - ١٣٩٩/١٢/١٩motor� �hotel یه هتل برای افرادی که با اتومبیل مسافرت می کنن و میتونن ماشین خودشون ر در خارج از اتاقشون پارک کنن. مثال: to stay at a hotel/motel= pu ... گزارش
55 | 0
supervening impossibility of performance١٧:١٢ - ١٣٩٩/١٢/١٨تمام معانی ذیل، به معنای تقریبا واحد و مناسب این عبارتند: عدم امکان اجرای قهری قرارداد تعذر اجرای ناگهانی قرارداد تعذر انجام تعهدات قراردادی بر اثر ... گزارش
44 | 0
armed conflict١٤:١٨ - ١٣٩٩/١٢/٠٤conflict به معنای منازعه و مخاصمه، درگیری، اختلاف، کشمکش، رزم، جنگ، نبرد و. . . است اما armed conflict یه ترم شناخته شده است که باید برای معادل گزینی ... گزارش
83 | 1
atrocity٢٣:٤٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٣به معنی فجیعه / ناگواری / مصیبت و بلاست و در جمع به معنای فجایع و مصائب و بلایاست. After the atrocities of World War II were revealed پس از آشکار ش ... گزارش
62 | 1
post conflict٢٣:٢٩ - ١٣٩٩/١٢/٠٣دوران پس از جنگ/ بلافاصله بعد از پایان یک جنگ/ پس از منازعات مثال: but even its horrors were not enough to compel post - conflict justice. اما حتی ... گزارش
57 | 0
challenge٢٢:٤٢ - ١٣٩٩/١٢/٠٣در حقوق، بهتر از معنای اعتراض برای این واژه، معنای 《ایراد و ایراد به صلاحیت》است. چند تا مثال: The Challenge of Impunity ایراد به معافیت از مجازات یا ... گزارش
74 | 1
externality١٥:٢٦ - ١٣٩٩/١٢/٠٣در حقوق محیط زیست، به عوارض و آثار زیست محیطی یه فعالیت نیز اطلاق میشه.گزارش
71 | 0
shake up٠٠:٣٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٣تعریف انگلیسی این کلمه: a process by which an organization makes a lot of big changes in a short time to improve its effectiveness فرایندیه که طی او ... گزارش
64 | 1
get someone's goat٢٠:٠٣ - ١٣٩٩/١٢/٠٢کفر کسی ر دراوردن، کسی ر به شدت عصبانی کردن و در کل معانی زیر: خشمگین کردن، رنجاندن، عذاب دادن، دلخور کردن، اذیت کردن، بستوه اوردن، عاجز کردنگزارش
83 | 0
fall apart١٧:٣٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٢متلاشی شدن، فرو ریختن و. . . درمورد اشیا درسته اما این فعل درمورد آدما و روح و روانشون، بیشتر کارایی داره که میشه اینجور معنیش کرد: داغون شدن، کنترل ... گزارش
117 | 0
grapevine١٧:١٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٢کلاغِ خبرچین، منبع غیر رسمی It has been learned via the grapevine that the cabinet shakeup is imminent - منابع غیر رسمی خبر میدهند که تغییر اعضای ک ... گزارش
85 | 0
eye to eye١٦:٥٦ - ١٣٩٩/١٢/٠٢به معنای هم زبانی نیست؛ بلکه به معنای همدلی ست. George and Bridget were eye to eye. جورج و بریجت همدل بودند.گزارش
85 | 1
civil tongue١٦:٥١ - ١٣٩٩/١٢/٠٢Keep a Civil tongue به معنای جلوی زبان گرفتن Catherine Kept a Civil tongue کاترین جلوی زبانش ر گرفت.گزارش
64 | 0
copycat١٦:٠٣ - ١٣٩٩/١٢/٠٢گربه کپی کن یا گربه مقلد، ترجمه تحت اللفظی این عبارته، درواقع، این کلمه، یه اسمه و به معنای《 دهن بینی یا فردِ دهن بین》ست که به اصطلاح 《زود باوری》هم گ ... گزارش
80 | 1
with his tail between his legs١٤:٠٧ - ١٣٩٩/١٢/٠٢از انجام کاری ناامید بازگشتن یه اصطلاحه و به معنی《دست از پا درازتر آمدن》یا《دست از پا درازتر برگشتن》که درواقع، کنایه از نرسیدن به هدف یا امیال و آرزوه ... گزارش
67 | 0
tail between one`s leg١٤:٠٤ - ١٣٩٩/١٢/٠٢tail between one's leg 《در حالی که دم در میان پاهایش بود》یه اصطلاحه و به معنی《دست از پا درازتر آمدن》یا《دست از پا درازتر برگشتن》که درواقع، کنایه از نر ... گزارش
57 | 0
at one time١٢:٠٠ - ١٣٩٩/١٢/٠٢در تعریف انگلیسی این عبارت اومده: 《used for saying that something was true in the past, but is not now》 《برای گفتن اینکه چیزی در گذشته درست بوده، اما ... گزارش
67 | 0
take a look at١٦:٠١ - ١٣٩٩/١٢/٠١میتونه این معانی ر داشته باشه: نگاه کردن به؛ زیرنظر گرفتن، توجه کردن، نظارت کردن بر . . . مثال: Okay, well, I may have noticed some tiny little 《mi ... گزارش
62 | 1
self induced٢٣:٥٧ - ١٣٩٩/١١/٣٠در حقوق میتوان معادل《 مستند به فعلِ. . . یا مستند به تقصیرِ. . . . یا تحتِ کنترلِ. . . یا تَعمّدی . . . . یا دانسته. . . یا از روی عمد. . . یا عمدی. ... گزارش
67 | 0
overrule٢٣:١٨ - ١٣٩٩/١١/٣٠در حقوق به معنای اینکه《 دادگاه بالاتر، نظر دادگاه پایین تر ر نقض کنه》. متضاد آن uphold به معنی تأیید کردن و ابرام کردنه.گزارش
74 | 0
proferentem١٤:١٧ - ١٣٩٩/١١/٢٩میتونه هریک از این معانی ر داشته باشه: راجح، پیشنهاد کننده، زبان یا نحوه ی بیان انشاء کننده یا تدوین گر یا نگارنده ی قرارداد / بند عقدی / شرط ضمن عقد ... گزارش
78 | 0
pugnance٢١:١٢ - ١٣٩٩/١١/٢٢ستیزه، جنگ، مخالفت، تضاد، جدال، جدل، حرب، خصومت، دشمنی، ستیز، ضدیت، عناد، کشاکش، مجادله، محاربه، منازعه، مناقشه، نبرد، نزاع و. . . مثال: Pugnance to ... گزارش
80 | 0
contra proferentem٢٠:١٥ - ١٣٩٩/١١/٢٢درحقیقت، کاملترش《 contra proferentem rule 》هست که یه اصطلاحه و یه قاعده به معنای《 قاعده ی خلاف راجح 》که اصولا در حقوق قراردادها و تفسیر اونا، جایگاه ... گزارش
87 | 0
cruise round١٨:٠٧ - ١٣٩٩/١١/٢٢تمام معانی ذیل، به معنای تقریبا واحد و مناسب این عبارتند: سفر با کشتی در . . . گشت زنی در دریا دور تا دورِ. . . سفر دریایی با کشتی در حوالی. . . گ ... گزارش
74 | 0
naval review١٧:٤٢ - ١٣٩٩/١١/٢٢تمام معانی ذیل، به معنای تقریبا واحد و مناسب این عبارتند: 1_ مراسم سان دیدن از رژه کشتی های نیروی دریایی 2_ گذشتن پادشاه/فرمانده/رهبر و. . . از برابر ... گزارش
67 | 0
innocent٢٣:٥١ - ١٣٩٩/١١/٢١بدون سوء نیت یا بدون قصد تقلب یا غیر عمدی Wholly innocent misrepresentation تدلیس بدون سوء نیتگزارش
83 | 1
in respect of something٢٣:١٩ - ١٣٩٩/١١/٢١ترجمه آن میتواند: 《 راجع به، مربوط به و. . . و حتی - ِ یا کسره 》باشد. مثال: the partial performer will have a claim on a quantum meruit basis in re ... گزارش
71 | 0
supervening events١٥:٤٨ - ١٣٩٩/١١/٢١به معنای وقایع ناگهانی یا به اصطلاح قوه قهریه یا حوادث غیرمترقبه یا فورس ماژور مثال: the loss that is occasioned by supervening events. . . خسارتی ک ... گزارش
64 | 0
discharge١٤:٥٩ - ١٣٩٩/١١/٢١در متون حقوقی، discharge بیشتر به معنای《 به پایان رسیدن و انفساخ》 است تا اتمام، لغو یا فسخ و. . . مثال: UNDER the doctrine of frustration a contrac ... گزارش
103 | 1
handle a stick٠٠:٢١ - ١٣٩٩/١١/٢١اصطلاحی ست برای پرسیدن اینکه آیا شخصی میتونه ماشین دنده ای ر رانندگی کنه. gear stick= دنده ( ماشین )گزارش
62 | 0
stand to reason١٦:٠١ - ١٣٩٩/١١/٢٠اصطلاحی کم کاربرد و تعریفی که از آن شده: ( منطبق بودن با دلیل ) اما درترجمه، عبارات ذیل، بهتر است: به وضوح یا obviously _ صدالبته، به طور قطع و مسلم ... گزارش
69 | 0
stripper١٥:٤٦ - ١٣٩٩/١١/٢٠یه اسمه و تعاریفی که از آن شده: 1_کسی که کارش اینه که لباسهای خود ر به روشی که از نظر جنسی هیجان انگیز ست، درمیآورد تا مردم ر سرگرم کنه. 2_ ابزار ... گزارش
126 | 1
eery١٥:٣٢ - ١٣٩٩/١١/٢٠واژه eery همان eerie است و با همان معنا که به معنای وهم اور، ترساننده و . . . است. درواقع eery ، انسان یا چیزی ست که ایجاد کننده احساس عجیب، مرموز و ... گزارش
62 | 0
doppleganger١٥:٣٠ - ١٣٩٩/١١/٢٠doppleganger = look - alike of someone همزاد = موجودی کاملن شبیه به هر شخص که از جنس جن و پری خلق میشه، در جایی به نام دنیای از ما بهتران به طور هم ز ... گزارش
62 | 0
up to this point١٥:٢٨ - ١٣٩٩/١١/٢٠به معنای 《تا اینجایِ . . . تا این قسمتِ. . 》چیزی ست یا تا فلان بخش یا پارت در سریالها و. . . مثال: Kids, up to this point in the story. . . بچه ها، ... گزارش
69 | 0
be cool١٦:٢١ - ١٣٩٩/١١/١٨ممکنه به معنای ( pardon ، forgive و . . . ) باشه اما کاملا غیر رسمی و دوستانه. درواقع، یه جور اصطلاح عامیانه برای بخشیدنه. 《we're cool. بخشیدمت》 گزارش
80 | 1
hell١٥:٣٧ - ١٣٩٩/١١/١٨1_ این واژه، گاهی معنای �جهنم و درک و. . . داره. you'll catch hell شما به درک خواهید رفت. 2_ اما، گاهی هم معنای《 اشتباه، خبط، خطا، سقیم، سهو و . . ... گزارش
85 | 0
jump through hoops٢٠:٤٨ - ١٣٩٩/١١/١٧جدا از اون تعاریفی که دوستان لطف کردن، به عقیده حقیر، برا درک معنای این عبارت، شما فقط کافیه به ترجمه تحت اللفظیش نگاه کنین، که میشه 《 پرش از طریق حل ... گزارش
97 | 1
turns out١٨:٤١ - ١٣٩٩/١١/١٧بنده برا این کلمه، این مترادف ها ر پیشنهاد میکنم: Result ● Outcome ● end ● eventuate ● ensue لذا؛ می تونیم این ترجمه ها ر برای این کلمه برگزینیم: 1_ ... گزارش
110 | 0
agree to disagree١٥:٢٢ - ١٣٩٩/١١/١٧برای پایان دادن به دعوای لفظی، وقتی نظرات 2 نفر یا 2 گروه، متفاوت و حتی عکس دیگری ست. بخصوص درمواردی استفاده میشه که 2 نفر یا یکی از طرفین می دونن ک ... گزارش
159 | 1
guy ropes١٧:٠٤ - ١٣٩٩/١١/١٦طناب ها / ریسمان ها/ بند ها/ کمند ها guy ropes همان ropes است. Ropes called guy ropes. مثال: Tie guy ropes to the furniture. طناب ها را به مبلمان ... گزارش
69 | 0
survive١١:٣٧ - ١٣٩٩/١١/١٦در ترجمه این فعل، مفهوم ( تنازع بقا ) نهفته است؛ لذا پیشنهاد میشه که در معنی کردن این فعل، مفهوم جنگ و جدال و کشمکش برای جان سالم به در بردن، گنجانده ... گزارش
117 | 2
brownie٢٣:٥٨ - ١٣٩٩/١١/١٥عضو گروه پیشاهنگی دختران خردسال / دختر پیشاهنگ شش و هشت ساله/ عضو سازمان تربیتی مخصوص ( پیشاهنگی ) دختر بچه ها مثال: Oh, sarah, it’s pictures of me w ... گزارش
87 | 1
rose٢٠:٥٠ - ١٣٩٩/١١/١٥میتونه معنای خاصی هم داشته باشه. مثلا عبارت یه رز انگلیسی، یه ضرب المثله: An English Rose; A sweet, pretty girl. یعنی دختری نازنین و زیبا. گزارش
94 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده