سکینه رضائی

سکینه رضائی سلام. کارشناس ارشد حقوق نفت و گاز دانشگاه تهرانم.
لازم ندیدم که برای هر واژه ای اظهار نظر کنم؛ بلکه تنها سعی کردم فقط معنی یا معانی جدیدی که گره گشا در برخی از متون بودن ر به این فرهنگ اضافه کنم؛ یعنی کیفیت ر به کمیت ترجیح دادم.
از اونجایی که این فرهنگ برام در ابتدای راه در کشف معانی و ترجمه، خیلی موثر واقع شد؛ خواستم در یافتن معانی کاربردی و کمک به ترجمه هاتون، منم سهم کوچکی داشته باشم. ممنونم🍁

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



antidisestablishmentarianism١٩:١٩ - ١٤٠١/٠٧/٠٢مکتبی بوده سابقا به نام مبارک تأسیس گرایی=> Establishmentarian اینها بعد از پیدایش مخالفانی یافتند که در پی شکستشان بودند=> disEstablishmentarian ... گزارش
5 | 0
chips٢١:٤٢ - ١٤٠١/٠٦/١٢صرفا در لهجه و فرهنگ امریکن، چپس یا Chips به معنای چیپس خودمونه، چراکه برای معادل چیپس در لهجه برتیش، واژه crisps وجود داره! واژه Chips در لهجه برت ... گزارش
5 | 0
cupcakes٢٣:٠٣ - ١٤٠١/٠٦/٠١واژه خاصی نیست؛ همون جمع cupcake به معنای کیک فنجانی و کوچیکست؛ که بعیده وقتی جمع استفاده بشه به معنای محاوره ایِ شیرینم و عزیز دل یا قند عسلم باشه!گزارش
2 | 0
most٠٢:٣٧ - ١٤٠١/٠٤/١١اگه قبلش a بیاد به معنی very اما رسمی میشه ؛ متن ذیل ر از دیکشنری کمبریج اوردم: A most : formal very: It was a most beautiful morning. اینم از دیکش ... گزارش
7 | 1
keystone٠٠:٥٦ - ١٤٠١/٠٣/١٩اساسی، اصلی، غالب، بنیادی، بنیانی، عمده، مهم مثال: A keystone species is a species of plants or animals whose absence has a major effect on an ecolog ... گزارش
7 | 0
clear٢٣:١٧ - ١٤٠١/٠٢/٢٩یه معنی جدید بگم براش؟ ؟ - > ( بدون ابر ) مثال: under clear blue skies زیر آسمان آبی بدون ابر مثلن تو مسکو، تو روز رژه May Day ، با هواپیماها اقدا ... گزارش
2 | 0
let alone١٧:٢٤ - ١٤٠١/٠٢/٢٩خلاصه و جامع بگم: 《2》تا معنی کلی داره: 1= معنی خود عبارت: {let ( someone ) alone} بحال خود واگذاردن و رها کردن؛ I tried to let her alone . . . . ... گزارش
7 | 0
love heart٢٢:٥٠ - ١٤٠١/٠٢/٠٣میشه مترادف《heart - shaped 》درنظر گرفت، که معنیش میشه قلب شکل یا به شکل قلب و یا قلبی شکل. مثال : And Sacha gave him a love heart cushion. و ساشا ب ... گزارش
5 | 0
dozen١٧:٥١ - ١٤٠١/٠١/٢٩خیلیا dozen ر مترادف با جین میگیرن، که در حال حاضر، اشتباهه. واژه dozen با دوازده ما دارای ریشه هندواروپایی و معنای مشترکه. درواقع، dozen همون《 ۱۲》 ... گزارش
32 | 0
develop١٤:١١ - ١٤٠١/٠١/٢١معانی ذکر شده در سایت برای این عبارت، تقریبا کامله اما چند نکته مهم گفته نشده: ۱_ معنی ( بیماری یا اشکال و غیره ) دچار شدن یا مبتلا شدن؛ develop صر ... گزارش
14 | 0
clump١٧:٠٤ - ١٤٠١/٠١/١٨clump with به معنای《 لخته شدن 》هست. Red cells of the A group clump with donor blood of the B group; . . . گلبول های قرمز گروه A با خون اهدایی گروه ... گزارش
21 | 0
words fail me٠١:٣٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٢Words fail me! تحت اللفظی میشه : کلمات منو شکست میدن😂 اما این یه Idioms هست و تعریف انگلیسی دقیقش اینه: something that you say when you are so surpr ... گزارش
32 | 1
mushroom١٨:٠٣ - ١٤٠٠/٠٦/٠٧این کلمه جالب ( قارچ ) و البته برای سطح مبتدی، از 2 بخش تشکیل شده: mush ⬅ همون موش خودمونه🐀 room ⬅ واضحه! یعنی اتاق درکل؛ یعنی خونه موش! 🐀🍄 چون ح ... گزارش
28 | 2
elephant in the room١٦:٣٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٧هوا پسه! یا الان اوضاع جور نیست!!! یا هوا ابریه یا یه مزاحم اینجاست. یا یه فضول هست یا خب دیگه چه خبر؟ درکل وقتی میگیم که نباید جلو بقیه حرف ب ... گزارش
9 | 4
why the long face١٦:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/٢٤Why the long face? واژه long ر به معنی دراز، کشیده، کشش دار، بلند ( به معنی دراز ) ، طولی، کشش دار، طولانی، طویل. . . می شناسیم. اما مفهوم این عبار ... گزارش
14 | 1
go off٢٠:٣٢ - ١٤٠٠/٠٥/١٧جدا از اون معانی که دوستان زحمت کشیدین🙏، ممکنه به معنی 《 حرکت کردن از جایی به جای دیگری یا جابه جا شدن》 هم باشه؛ ✅ یه مثال از متون تخصصیح ح نفت و گ ... گزارش
18 | 1
your fly is down١٧:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩همون معادل ( your fly is open ) هست که میشه: 《 زیپت بازه》مشخصا هم منظوشون زیپ شلوار مرد یا پسر هست.گزارش
12 | 1
you gotta be hungry١٢:٣١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨عبارت مشابه این جمله در فرهنگ زبان فارسی، 《 تشنه یِ چیزی بودن》 است. که کنایه از • اشتیاق داشتن، • تشنه بودن و • ارزومند بودنه. ( Gotta= have g ... گزارش
7 | 1
balance of forces١٧:٤٦ - ١٤٠٠/٠٤/٠٨توازن نیروها توازن قدرتگزارش
9 | 1
shoot١٨:٤٦ - ١٤٠٠/٠٣/١٥گاهی به معنای 《 دست از سر کسی برداشتن》ممکن باشه؛ مثلا توی فیلمی، دختره که از دست وراجی برادرش کلافه شده بود، بهش گفت: would you please shoot me که م ... گزارش
12 | 1
go back٠١:١٢ - ١٤٠٠/٠٣/١٥میتونه به معنای برگرداندن یه فیلم یا سریال یا . . . به عقب باشه؛ مثلا توی یه فیلم، مرده که متوجه یه چیز خاصی در فیلم شده بود و می خواست دوباره اون تک ... گزارش
18 | 1
folks١٣:٠٥ - ١٤٠٠/٠٣/١٣به جز معنای مذکور، معمولا در گفتار غیر رسمی و روزمره جهت خطاب به گروهی بیش از 2 نفر به کار میره. که در این صورت معنای خاصی نداره و حتی میتونیم ترجم ... گزارش
57 | 1
drain the swamp٠١:٢٦ - ١٤٠٠/٠٣/٠١معنی انگلیسیش میشه: the expression means to get rid of corruption in business and politics این عبارت به معنای خلاص شدن از شر فساد در تجارت و سیاست ... گزارش
12 | 1
take hands off me١٢:٤٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦به من دست نزن دستت ر بِکشگزارش
12 | 1
سر به سر من نذار١١:٤٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٨don't mess with meگزارش
14 | 1
dad١٥:٢٨ - ١٤٠٠/٠١/١٤گاهی به معنای یارو، فلانی، طرف و اون شخصه مثال: Dad Gone It – Baby! اون بابا، رفته است، عزیزم/ اون ( مرد ) رفته عزیزم/ اون ( یارو/ ) رفته عزیزم / او ... گزارش
18 | 1
struck١٥:١٢ - ١٤٠٠/٠١/١٤گاهی مترادف با impact, hit, bat, beat به معنای حمله کردن، آسیب زدن و صدمه زدنه There's A Sign In The Window انجا یک نشانه لای پنجره هست That He St ... گزارش
25 | 1
black٢٢:١٢ - ١٤٠٠/٠١/١٣گاهی منظور از سیاه، 《 نحس • شوم • نامیمون》 است. مثال It Was Sunday - What A Black Day روز یک شنبه بود. چه روز سیاهی: منظور چه روز شومی یا چه روز نحس ... گزارش
14 | 1
smooth٢٢:٠٣ - ١٤٠٠/٠١/١٣معانی اصلیش صاف، هموار، سلیس، نرم و. . . هست اما گاهی منظور، ویژگی عقلی، خردی و حرفه ای ست؛ به این معنا که اون طرف از لحاظ خرد، زیرک و باهوشه یا از ل ... گزارش
76 | 1
ran underneath٢١:٢١ - ١٤٠٠/٠١/١٣کلمه Ran به معنی دویدنه اما اگه با Underneath همراه بشه، معنی تحت اللفظیش میشه دویدن به زیرِ یا دویدن به طرفِ زیرِ جایی ست که تقریبا معادله 《خزیدن و ... گزارش
14 | 0
crescendo٢١:٠٦ - ١٤٠٠/٠١/١٣معنی اصلیش اوج و افزایش تدریجی صداست اما در ترجمه، معادلهای دیگه ای شاید مناسب باشه؛ مثل : ( صدای یک جیغ بلند، صدایی گوشخراش، صدایی در اوج و. . . ) ... گزارش
21 | 0
come into٢٠:٥٧ - ١٤٠٠/٠١/١٣گاهی مترادف با enter into به معنی {وارد شدن از راهِ. . . } و { داخل شدن از طریقِ . . . } است: مثال: As He Came Into The Window وقتی اون مرد ازطریق پ ... گزارش
18 | 1
got hold of himself٠١:٤٥ - ١٤٠٠/٠١/١٢به معنی به دست آوردن کنترل، در اختیار گرفتن کنترل، زمام امور کسی ر به دست گرفتن، اعمال کنترل یا حتی مهار کردن کسی مثال You've got a hold on my contro ... گزارش
14 | 0
come to١٩:٤٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٩هریک از معانی ذیل میتونه مناسب باشه: منتهی شدن به/ انجامیدن به/بحث از چیزی بودن/ قضیه ختم شدن به/ صحبت بر سر چیزی بودن/ پای . . . در میان بودن/ نوبت ... گزارش
80 | 0
paralyze١٩:١١ - ١٤٠٠/٠١/٠٩به معنی غیر ممکن شدن، نشدنی بودن، تاب نداشتن، بعید/ناممکن شدن، محال شدن، سخت شدن، امکان ناپذیر و غیرمیسر بودن نیز هست؛ مثال: But, girl, my self - con ... گزارش
55 | 0
walk away from١٧:٠٦ - ١٤٠٠/٠١/٠٩به معنی دور شدن از، دست کشیدن از، بی خیال چیزی/کسی شدن و. . . مثال: I never had something that I can't walk away from من هرگز چیزی نداشتم که ( نتونم ... گزارش
76 | 0
can go١٦:٤٩ - ١٤٠٠/٠١/٠٩ادامه دادن، دوام آوردن مثال: I don't know how much longer I can go نمیدونم چقدر دیگر می تونم ادامه دهم نمیدونم چه اندازه توان ادامه دادن دارم. نمیدو ... گزارش
34 | 0
touch١٦:٣٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٩�برای این واژه، علاوه بر مترادف های مذکور که همخوان با معانی اصلی این کلمه هست، مترادف هایی مانند meet و contact اومده که میتوان برداشت نمود: برای ا ... گزارش
44 | 0
countdown١٦:٠٤ - ١٤٠٠/٠١/٠٩معنی لحظه شماری کردن، براش مناسبتره؛ مثال: Every time we have to say goodbye هر بار/هر دفعه که باید خداحافظی کنیم I'm counting down until we say hel ... گزارش
48 | 0
get rude١٧:٠٩ - ١٣٩٩/١٢/٢١بی ادبانه رفتار کردن، گستاخانه برخورد کردن، وقیحانه رفتار کردن، بی ادبانه بودن حرکت و منش فرد، نامحترم و غیر متمدن بودن و. . . مثال: So never mind ... گزارش
34 | 0
pump up١٦:٥٦ - ١٣٩٩/١٢/٢١معنی اصلی این واژه میشه: ( پر از باد کردن ) که یقینا در مورد اشیایی مثل لاستیک و تایر و. . . قابل استفاده است. اما در مورد انسانها، منظور از باد کر ... گزارش
78 | 1
lose head١٥:٠٤ - ١٣٩٩/١٢/٢١از دست دادن اراده و کنترل و خویشتن داری، یه جور حالت احساسیه که انسان به طور قطع در هنگام عاشق شدن، تجربه میکنه؛ لذا، هرکدوم از این معانی ذیل ر پیش ... گزارش
48 | 0
make a move١٤:٥٠ - ١٣٩٩/١٢/٢١هرکدوم از این معانی ذیل ر پیشنهاد میکنم: اقدام کردن، حرکت کردن، رهسپار شدن، شروع کردن، دست بکاری زدن، برخاستن، پاشدن و رفتن، روانه کردن و. . . بر ... گزارش
53 | 1
loose٠٢:٢٩ - ١٣٩٩/١٢/٢١واژه loose به معنای شل و سست کردن، نرم و ازاد و رها کردن و. . . است. و یکی از مصادیق آزاد کردن میتونه رها شدن و فارق شدن از قید و بند عقل و قوه تعق ... گزارش
60 | 1
make sure١٦:٠٩ - ١٣٩٩/١٢/٢٠درسته که به معنای مطمئن شدن و اطمینان حاصل کردنه ولی تو ترجمه، بهتره از عبارتی که ملموس تر و قابل فهمتره، استفاده کرد؛ پس من برای ترجمه این فعل، این ... گزارش
76 | 1
rock٠٣:٢٧ - ١٣٩٩/١٢/٢٠گاهی معنای رقص، حرکت، جنبیدن، چرخش و. . . هم میده. my rock is shining bright رقص من به وضوح جلوه گری میکنه یا رقص من تابانتر میدرخشه یا رقص و چرخش م ... گزارش
57 | 1
pour down٠١:٥٢ - ١٣٩٩/١٢/٢٠جریان یافتن به سمت پایین جاری شدن به سمت پایین اومدن سرازیر شدن و حتی فراگرفتن Let all the heat pour down میشه اینجور ترجمه کرد: بذار ( اجازه بده ) گ ... گزارش
48 | 0
tool kit٢١:٠١ - ١٣٩٩/١٢/١٩ابزار؛ مثال: The fiscal toolkit ابزارهای مالیگزارش
41 | 0
relinquishment٢٠:٥٥ - ١٣٩٩/١٢/١٩به استرداد مناطق توسط شرکت نفتی مسئول عملیات هم گفته میشه.گزارش
39 | 0
continental margin٢٠:٢٦ - ١٣٩٩/١٢/١٩لبه حاشیه قاره؛ جایی که سکوی قاره یکدفعه می افته و معمولا در عمق 200 متری قابل رویته.گزارش
37 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



pluck٠١:٠٨ - ١٤٠١/٠٣/٣١
• Caged birds sometimes pluck out their breast feathers.
پرندگان در قفس گاهی اوقات پرهای سینه خود را می کنند یا با منقارشان می کشند.
0 | 0
pluck٠١:٠٢ - ١٤٠١/٠٣/٣١
• Caged birds sometimes pluck out their breast feathers.
پرندگان در قفس گاهی اوقات پرهای سینه خود را می کنند.
0 | 0
cross١٥:٠٦ - ١٣٩٩/١١/١٦
• The bridge crossed the highway.
این پل از بزرگراه عبور میکند.
62 | 0
altruistic١٤:٢٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٦
• Being an altruistic person, she signed up as a volunteer with an organization that helps the poor.
چون او فردی نوع دوست بود، به عنوان یه داوطلب به سازمانی پیوست که به فقرا کمک میکنه.
99 | 1