پیشنهاد‌های شایان ارازی (٨١٤)

بازدید
٤٩٦
تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"و بر اثر رسول استران موکبی می آوردند با صندوق های خلعت خلافت و ده اسب از آن دو با ساخت زر و نعل زر و هشت به جل و برقع زربفت. " تاریخ بیهقی، مجلّد پ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"کاری ساختند که کسی به هیچ روزگار بر آن جمله یاد نداشت، چنانکه از دروازه های شهر تا بازار خوازه بر خوازه و قبّه بر قبّه بود تا شارستانِ مسجدِ آدینه ک ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"ایشان چون شنیدند که امیر نزدیک نشابور رسید، خواستند که خوازه ها زنند و بسیار شادی کنند. " "کاری ساختند که کسی به هیچ روزگار بر آن جمله یاد نداشت، چ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بقیتی از هزیمتیان که هر جایی پنهان شده بودند، چون شب آمد، بگریختند. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بویهی اسب تازی داشت خیاره، با چند تن که نیک اسبه بودند، بجستند" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بویهی اسب تازی داشت خیاره، با چند تن که نیک اسبه بودند، بجستند" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"ایشان را هزیمت کردند هزیمتی هول" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"ایشان را هزیمت کردند هزیمتی هول" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بویهی اسب تازی داشت خیاره، با چند تن که نیک اسبه بودند، بجستند" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"حسن فرمود تا علامتِ بزرگ را پیشتر بردند و با سوارانِ پخته ی گزیده حمله افگند به فیروزی" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"حسن فرمود تا علامتِ بزرگ را پیشتر بردند و با سوارانِ پخته ی گزیده حمله افگند به فیروزی" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"حسن فرمود تا علامتِ بزرگ را پیشتر بردند و با سوارانِ پخته ی گزیده حمله افگند به فیروزی" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این بدان می گوییم تا خونی ریخته نگردد و بغی را سویِ تو افگندیم. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"جمله کشاورزان و وکلا و بزرگان توانگر را و هر که را بازمی خواندند، بگرفتند و مالی عظیم از ایشان بستدند و عزیزانِ قوم ذلیل گشتند" تاریخ بیهقی، مجلّد ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"جمله کشاورزان و وکلا و بزرگان توانگر را و هر که را بازمی خواندند، بگرفتند و مالی عظیم از ایشان بستدند و عزیزانِ قوم ذلیل گشتند" تاریخ بیهقی، مجلّد ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"جمله کشاورزان و وکلا و بزرگان توانگر را و هر که را بازمی خواندند، بگرفتند و مالی عظیم از ایشان بستدند و عزیزانِ قوم ذلیل گشتند" تاریخ بیهقی، مجلّد ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"که املاکِ ایشان موقوف مانده است و اوقافِ اجداد و آباء ایشان هم از پرگار افتاده و طرق و سبلِ آن بگردیده. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنگه اشارت کرد به قاضی مختارِ بوسعد که اوقاف را که از آنِ میکائیلیان است به جمله از دستِ متغلّبان بیرون کند و به معتمدی سپارد" تاریخ بیهقی، مجلّد پن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و آن اوقاف زنده گردد و ارتفاعِ آن به طرق و سبل رسد. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"که املاکِ ایشان موقوف مانده است و اوقافِ اجداد و آباء ایشان هم از پرگار افتاده و طرق و سبلِ آن بگردیده. " "و آن اوقاف زنده گردد و ارتفاعِ آن به طرق ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"آنگه اشارت کرد به قاضی مختارِ بوسعد که اوقاف را که از آنِ میکائیلیان است به جمله از دستِ متغلّبان بیرون کند و به معتمدی سپارد" تاریخ بیهقی، مجلّد پ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

که املاکِ ایشان موقوف مانده است و اوقافِ اجداد و آباء ایشان هم از پرگار افتاده و طرق و سبلِ آن بگردیده. " "و آن اوقاف زنده گردد و ارتفاعِ آن به طرق ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

که املاکِ ایشان موقوف مانده است و اوقافِ اجداد و آباء ایشان هم از پرگار افتاده و طرق و سبلِ آن بگردیده. " "و آن اوقاف زنده گردد و ارتفاعِ آن به طرق ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

که املاکِ ایشان موقوف مانده است و اوقافِ اجداد و آباء ایشان هم از پرگار افتاده و طرق و سبلِ آن بگردیده. " "و آن اوقاف زنده گردد و ارتفاعِ آن به طرق ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

که املاکِ ایشان موقوف مانده است و اوقافِ اجداد و آباء ایشان هم از پرگار افتاده و طرق و سبلِ آن بگردیده. " "و آن اوقاف زنده گردد و ارتفاعِ آن به طرق ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"مجلسِ مظالم و درِ سرای گشاده است، هر کسی را که مظلمتی است، بباید آمد و بی حشمت سخنِ خویش گفت تا انصافِ تمام داده آید. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

آنگاه اگر پس از این کسی بر راه تهوّر و تعدی رود، سزای خویش ببیند. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

آنگاه اگر پس از این کسی بر راه تهوّر و تعدی رود، سزای خویش ببیند. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"مجلسِ مظالم و درِ سرای گشاده است، هر کسی را که مظلمتی است، بباید آمد و بی حشمت سخنِ خویش گفت تا انصافِ تمام داده آید. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"مجلسِ مظالم و درِ سرای گشاده است، هر کسی را که مظلمتی است، بباید آمد و بی حشمت سخنِ خویش گفت تا انصافِ تمام داده آید. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"مجلسِ مظالم و درِ سرای گشاده است، هر کسی را که مظلمتی است، بباید آمد و بی حشمت سخنِ خویش گفت تا انصافِ تمام داده آید. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"مجلسِ مظالم و درِ سرای گشاده است، هر کسی را که مظلمتی است، بباید آمد و بی حشمت سخنِ خویش گفت تا انصافِ تمام داده آید. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"و قاعده ی کارها به نشابور در مرافعات و جز آن همه به رسم قدیم بازبرند" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"و اکنون می فرماییم به عاجل الحال تا رسم هایِ حسنکیِ نو را باطل کنند" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و اکنون می فرماییم به عاجل الحال تا رسم هایِ حسنکیِ نو را باطل کنند" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و خداوندِ تو را و هر کس که بی فرمانِ سلطان ما اینجا آید، زوبین آبداده و شمشیر است. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

"و خداوندِ تو را و هر کس که بی فرمانِ سلطان ما اینجا آید، زوبین آبداده و شمشیر است. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"مشتی غوغا و مفسدان که جمع آمده بودند، مغرورِ آل بویه را گفتند: عامه را خطری نباشد، قصد باید کرد که ما تا دو سه روز ری را به دستِ تو دهیم. " تاریخ ب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"حسنِ سلیمان گفت: این مشتی اوباش اند که پیش آمدند از هر جایی فراز آمده، به یک ساعت از ایشان گورستانی توان کرد. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"از بهر بزرگ زادگیِ تو که دست تنگ شده ای و بر ما اقتراحی کنی، تو را حقّی گزاریم"

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بازگرد که تو سلطان و راعی ما نیستی. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"جنگی قوی به پای شد و چند بار آن مخاذیل نیرو کردند در حمله اما هیچ طرفی نیافتند که صفِّ حسن سخت استوار بود. چون روز گرم تر شد و مخاذیل را تشنگی دریاف ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"وقت نماز دیگر حسن منادی فرمود که دست از کشتن و گرفتن بکشید که بیگاه شد. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"جنگی قوی به پای شد و چند بار آن مخاذیل نیرو کردند در حمله اما هیچ طرفی نیافتند که صفِّ حسن سخت استوار بود. چون روز گرم تر شد و مخاذیل را تشنگی دریاف ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و همه لشکر بر نشستند و پیش شدند با کوکبه ی بزرگ و تکلف بی اندازه، سپاه سالار در پیش، کوکبه ی دیگر قضاة و سادات و علما و فقها و کوکبه ی دیگر اعیان در ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون از نان خوردن فارغ شدند، نزل ها بیاوردند از حدّ و اندازه گذشته و بیست هزار درم سیمِ گرمابه" "بسیار خوردنی و نزل فرستادند و چیزی بخوردند و به گرم ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون تحیّت امیر بر آمد، امیر بر پای خاست و بساط تخت را ببوسید و پس بنشست. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون از نان خوردن فارغ شدند، نزل ها بیاوردند از حدّ و اندازه گذشته و بیست هزار درم سیمِ گرمابه" "بسیار خوردنی و نزل فرستادند و چیزی بخوردند و به گرم ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر از تخت به زیر آمد و مصلّی باز افگندند که یعقوب لیث بر این جمله کرده بود. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و نعوت سلطانی این بود که نبشتم: ناصر دین الله، حافظ عباد الله، المنتقم من اعداء الله، ظهیر خلیفة الله امیرالمؤمنین. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم