پیشنهاد‌های شایان ارازی (٨١٤)

بازدید
٤٩٢
تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و ایشان بیامدند، قزل و بوقه و کوکتاش و دیگر مقدّمان، و خدمتی چند سره بکردند و آخر بیازردند و به سر عادت خویش که غارت بود باز شدند، چنانکه بازنمایم" ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و ایشان بیامدند، قزل و بوقه و کوکتاش و دیگر مقدّمان، و خدمتی چند سره بکردند و آخر بیازردند و به سر عادت خویش که غارت بود باز شدند، چنانکه بازنمایم" ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر سهو آن بود که ترکمانان را که مُسته خراسان بخورده بودند و سلطان ماضی ایشان را به شمشیر به بلخان کوه انداخته بود استمالت کردند و بخواندند تا زی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر سهو آن بود که ترکمانان را که مُسته خراسان بخورده بودند و سلطان ماضی ایشان را به شمشیر به بلخان کوه انداخته بود استمالت کردند و بخواندند تا زی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر سهو آن بود که ترکمانان را که مُسته خراسان بخورده بودند و سلطان ماضی ایشان را به شمشیر به بلخان کوه انداخته بود استمالت کردند و بخواندند تا زی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر سهو آن بود که ترکمانان را که مُسته خراسان بخورده بودند و سلطان ماضی ایشان را به شمشیر به بلخان کوه انداخته بود استمالت کردند و بخواندند تا زی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و ناصحان وی باز [نه ] نموده بودند که غور و غایت این حدیث بزرگ است و علی تگین بدین یک ناحیت بازنایستد، و وی را آرزوهای دیگر خیزد، چنانکه ناداده آمد ی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر سهو آن بود که ترکمانان را که مُسته خراسان بخورده بودند و سلطان ماضی ایشان را به شمشیر به بلخان کوه انداخته بود استمالت کردند و بخواندند تا زی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"رسولی نامزد کرد تا نزدیک علی تگین رود، مردی سخت جلد که وی را بو القاسم رحّال گفتندی" تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"اعتماد ما بر تو ده چندان است که پدر ما را بوده است، به کار مشغول باید بود و همان نصیحت ها که پدرم را کرده ای می باید کرد که همه شنوده آید که ما را ر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"به دیوان باید رفت که مهمّات ملک بسیار است و می باید که چون تو ده تن استی و نیست و جز تو را نداریم، کی راست آید که به دیوان ننشینی؟" تاریخ بیهقی، با ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بنده را آن خوش تر آید که امروز بر راه وی رفته آید و گذاشته نیاید که هیچکس را تمکین آن باشد که خداوند را گوید که "فلان کار بد کرد، بهتر از آن می با ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"البتّه همداستان نباشم و کس را زهره نیست که درین ابواب با من سخن گوید، چه محلّ هر کس پیداست " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و رای بر آن قرار می گیرد که بدین زودی سوی غزنین نرویم و از اینجا سوی بلخ کشیم و خوارزمشاه را که اینجاست و همیشه از وی راستی دیده ایم و در این روزگار ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"گفت: به از این می خواهم، بی حشمت نصیحت باید کرد و عیب این کارها باز نمود. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و رأی بر آن قرار می گیرد که بدین زودی سوی غزنین نرویم و از اینجا سوی بلخ کشیم و خوارزمشاه را که اینجاست و همیشه از وی راستی دیده ایم و در این روزگار ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بوسهل زوزنی کمانِ قصد و عصبیّت به زه کرد" تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"وزیر بو سهل زوزنی با وزیر حسنکِ معزول سخت بد بود که در روزگار وزارت بر وی استخفاف ها کردی، تا خشم سلطان را بر وی دائمی می داشت و به بلخ رسانید بدو آ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"اکنون به عاجل الحال بوسهل فرمود تا وزیر حسنک را به علیِ رایض سپردند که چاکر بوسهل بود، تا او را به خانه خویش برد و بدو هر چیزی رسانید از انواع استخف ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و کار وزیر حسنک آشفته گشت که به روزگار جوانی ناکردنی ها کرده بود و زبان نگاه ناداشته و این سلطان بزرگ محتشم را خیر خیر بیازرده. " تاریخ بیهقی، باقی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و کار وزیر حسنک آشفته گشت که به روزگار جوانی ناکردنی ها کرده بود و زبان نگاه ناداشته و این سلطان بزرگ محتشم را خیر خیر بیازرده. " تاریخ بیهقی، باقی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و کار وزیر حسنک آشفته گشت که به روزگار جوانی ناکردنی ها کرده بود و زبان نگاه ناداشته و این سلطان بزرگ محتشم را خیر خیر بیازرده. " تاریخ بیهقی، باقی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر عضد الدّوله یوسف گفت: سخت صواب آمد و فرمان خداوند راست، به هر چه فرماید. سلطان مسعود او را بنواخت و خلعتی گرانمایه داد" تاریخ بیهقی، باقی ماند ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر عضد الدّوله یوسف گفت: سخت صواب آمد و فرمان خداوند راست، به هر چه فرماید. سلطان مسعود او را بنواخت و خلعتی گرانمایه داد" تاریخ بیهقی، باقی ماند ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و پدریان را نیک از آن درد می آمد و می ژکیدند و آخر بیفگندندش" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"مشتی غوغا و مفسدان که جمع آمده بودند، مغرورِ آل بویه را گفتند: عامه را خطری نباشد، قصد باید کرد که ما تا دو سه روز ری را به دستِ تو دهیم. " تاریخ ب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چه دانند که آن ثغر جز به حشمت وی مضبوط نباشد" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"تدبیر آن سازند و لطایف الحیل به کار آرند تا من زودتر بازگردم که آثار خیر و روشنایی نمی بینم. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چه دانند که آن ثغر جز به حشمت وی مضبوط نباشد" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"از مسعدی شنودم وکیل در، که خوارزمشاه سخت نومید گشت و به دست و پای بمرد اما تجلّدی تمام نمود تا به جای نیارند که وی از جای بشده است. " تاریخ بیهقی، ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"هر کسی که رسید او را چنان خدمت کردند که پادشاهان را کنند که دل ها و چشم ها به حشمت این مرد آگنده بود" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چنین کنم و علی مرا به کار است شغل های بزرگ را، و این مالشی و دندانی بود که بدو نموده آمد. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چرا به خوارزمشاه ننگریست و اقتدا بدو نکرد؟" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و سلطان بر تخت بود اندر آن رواق که پیوسته است بدان خانه ی بهاری"

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"وی هر کسی را لطف می کرد و زهرخنده می زد" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"وی هر کسی را لطف می کرد و زهرخنده می زد" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"سی غلام اندر آمدند و او را بگرفتند و قبا و کلاه و موزه از وی جدا کردند" تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم "و معتمدان می فرستادند پذیره ی وی دمادم با هر یکی نولطفی و نوعی از نواخت و دل گرمی" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"سلطان طاهر دبیر را گفت حاجب را بگوی که لشکر را بیستگانی تا کدام وقت داده است و کدام کس ساخته تر باشد؟ که فوجی را به مکران خواهم فرستاد" تاریخ بیهقی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"سلطان طاهر دبیر را گفت حاجب را بگوی که لشکر را بیستگانی تا کدام وقت داده است و کدام کس ساخته تر باشد؟ که فوجی را به مکران خواهم فرستاد" تاریخ بیهقی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و فریفته شد به خلعتی و ساخت زر که یافت" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"سلطان اجابت کرد و شراب خواست و بیاوردند و مطربان زخمه گرفتند و نشاط بالا گرفت و شراب دادن گرفتند، چنانکه همگان خرّم باز گشتند مگر سپاه سالار که هرگز ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"دویست هزار درم و اسبی با ستام زر و پنجاه پاره جامه ی نابریده ی مرتفع، و از عود و مشک و کافور چند خریطه؛" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"دویست هزار درم و اسبی با ستام زر و پنجاه پاره جامه ی نابریده ی مرتفع، و از عود و مشک و کافور چند خریطه؛" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

"دویست هزار درم و اسبی با ستام زر و پنجاه پاره جامه ی نابریده ی مرتفع، و از عود و مشک و کافور چند خریطه؛" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"و هفت دواج بیرون گرفتند؛ یکی از آن سیاه و دیگر دبیقی های بغدادی به غایت نادر ملکانه. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و هفت دواج بیرون گرفتند؛ یکی از آن سیاه و دیگر دبیقی های بغدادی به غایت نادر ملکانه. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و هفت دواج بیرون گرفتند؛ یکی از آن سیاه و دیگر دبیقی های بغدادی به غایت نادر ملکانه. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بر اثر رسول استران موکبی می آوردند با صندوق های خلعت خلافت و ده اسب از آن دو با ساخت زر و نعل زر و هشت به جل و برقع زربفت. " تاریخ بیهقی، مجلّد پ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بر اثر رسول استران موکبی می آوردند با صندوق های خلعت خلافت و ده اسب از آن دو با ساخت زر و نعل زر و هشت به جل و برقع زربفت. " تاریخ بیهقی، مجلّد پ ...