پیشنهادهای شایان ارازی (٨٤٨)
"و پس از عهد بگویی خان را که: چون کاری بدین نیکویی برفت و برکاتِ این اعقاب را خواهد بود، ما را رأی افتاده است تا از جانبِ خان دو وُصلت باشد یکی به نا ...
"و پس از عهد بگویی خان را که: چون کاری بدین نیکویی برفت و برکاتِ این اعقاب را خواهد بود، ما را رأی افتاده است تا از جانبِ خان دو وُصلت باشد یکی به نا ...
"و پس از عهد بگویی خان را که: چون کاری بدین نیکویی برفت و برکاتِ این اعقاب را خواهد بود، ما را رأی افتاده است تا از جانبِ خان دو وُصلت باشد یکی به نا ...
"و پس از عهد بگویی خان را که: چون کاری بدین نیکویی برفت و برکاتِ این اعقاب را خواهد بود، ما را رأی افتاده است تا از جانبِ خان دو وُصلت باشد یکی به نا ...
"و پس از عهد بگویی خان را که: چون کاری بدین نیکویی برفت و برکاتِ این اعقاب را خواهد بود، ما را رأی افتاده است تا از جانبِ خان دو وُصلت باشد یکی به نا ...
"و پس از عهد بگویی خان را که: چون کاری بدین نیکویی برفت و برکاتِ این اعقاب را خواهد بود، ما را رأی افتاده است تا از جانبِ خان دو وُصلت باشد یکی به نا ...
"و اگر معتمدی از آن جانب در بابی از آن ابواب سخنی گوید از آن نیکوتر، بشنوی و به حق جواب دهی و مناظره یی که باید کرد بی محابا بکنی، که حکمِ مشاهدت تو ...
"و اگر معتمدی از آن جانب در بابی از آن ابواب سخنی گوید از آن نیکوتر، بشنوی و به حق جواب دهی و مناظره یی که باید کرد بی محابا بکنی، که حکمِ مشاهدت تو ...
"و پس از عهد بگویی خان را که: چون کاری بدین نیکویی برفت و برکاتِ این اعقاب را خواهد بود، ما را رأی افتاده است تا از جانبِ خان دو وُصلت باشد یکی به نا ...
"و اگر معتمدی از آن جانب در بابی از آن ابواب سخنی گوید از آن نیکوتر، بشنوی و به حق جواب دهی و مناظره یی که باید کرد بی محابا بکنی، که حکمِ مشاهدت تو ...
"و اگر معتمدی از آن جانب در بابی از آن ابواب سخنی گوید از آن نیکوتر، بشنوی و به حق جواب دهی و مناظره یی که باید کرد بی محابا بکنی، که حکمِ مشاهدت تو ...
"و اگر معتمدی از آن جانب در بابی از آن ابواب سخنی گوید از آن نیکوتر، بشنوی و به حق جواب دهی و مناظره یی که باید کرد بی محابا بکنی، که حکمِ مشاهدت تو ...
"و اگر معتمدی از آن جانب در بابی از آن ابواب سخنی گوید از آن نیکوتر، بشنوی و به حق جواب دهی و مناظره یی که باید کرد بی محابا بکنی، که حکمِ مشاهدت تو ...
"و به عیب نداشته اند در هیچ روزگار که اندر چنین کارهایِ بزرگِ بانام الحاح کنند، که عهد هرچند درست تر نیکوتر و بافایده تر. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"پس نیکوتر و پسندیده تر آن است که میانِ ما دو دوست عهدی باشد درست و عقدی بدان پیوسته گردد از هر دو جانب، که چون وصلت و آمیختگی آمد، گفت وگوی ها کوتاه ...
"پس نیکوتر و پسندیده تر آن است که میانِ ما دو دوست عهدی باشد درست و عقدی بدان پیوسته گردد از هر دو جانب، که چون وصلت و آمیختگی آمد، گفت وگوی ها کوتاه ...
"پس نیکوتر و پسندیده تر آن است که میانِ ما دو دوست عهدی باشد درست و عقدی بدان پیوسته گردد از هر دو جانب، که چون وصلت و آمیختگی آمد، گفت وگوی ها کوتاه ...
"پس نیکوتر و پسندیده تر آن است که میانِ ما دو دوست عهدی باشد درست و عقدی بدان پیوسته گردد از هر دو جانب، که چون وصلت و آمیختگی آمد، گفت وگوی ها کوتاه ...
"پس نیکوتر و پسندیده تر آن است که میانِ ما دو دوست عهدی باشد درست و عقدی بدان پیوسته گردد از هر دو جانب، که چون وصلت و آمیختگی آمد، گفت وگوی ها کوتاه ...
"پس نیکوتر و پسندیده تر آن است که میانِ ما دو دوست عهدی باشد درست و عقدی بدان پیوسته گردد از هر دو جانب، که چون وصلت و آمیختگی آمد، گفت وگوی ها کوتاه ...
"پس نیکوتر و پسندیده تر آن است که میانِ ما دو دوست عهدی باشد درست و عقدی بدان پیوسته گردد از هر دو جانب، که چون وصلت و آمیختگی آمد، گفت وگوی ها کوتاه ...
"پس نیکوتر و پسندیده تر آن است که میانِ ما دو دوست عهدی باشد درست و عقدی بدان پیوسته گردد از هر دو جانب، که چون وصلت و آمیختگی آمد، گفت وگوی ها کوتاه ...
"�یا اخی و معتمدی، ابا القاسم ابراهیمَ بن عبدِاللهِ الحصیری، اطال الله بقاءَک ، چنان باید که چون به مجلسِ خان حاضر شوی، سلامِ ما بر سبیلِ تعظیم و توق ...
"�یا اخی و معتمدی، ابا القاسم ابراهیمَ بن عبدِاللهِ الحصیری، اطال الله بقاءَک ، چنان باید که چون به مجلسِ خان حاضر شوی، سلامِ ما بر سبیلِ تعظیم و توق ...
"�یا اخی و معتمدی، ابا القاسم ابراهیمَ بن عبدِاللهِ الحصیری، اطال الله بقاءَک ، چنان باید که چون به مجلسِ خان حاضر شوی، سلامِ ما بر سبیلِ تعظیم و توق ...
"�یا اخی و معتمدی، ابا القاسم ابراهیمَ بن عبدِاللهِ الحصیری، اطال الله بقاءَک ، چنان باید که چون به مجلسِ خان حاضر شوی، سلامِ ما بر سبیلِ تعظیم و توق ...
"�یا اخی و معتمدی، ابا القاسم ابراهیمَ بن عبدِاللهِ الحصیری، اطال الله بقاءَک ، چنان باید که چون به مجلسِ خان حاضر شوی، سلامِ ما بر سبیلِ تعظیم و توق ...
"چون رسولان را بر مراد بازگردانیده شود، با ایشان باید که رسولان آن جانب محروس مضموم گردند که تا چون به حضرت ما رسند، ما نیز آنچه شرط دوستی و یگانگی ا ...
"چون رسولان را بر مراد بازگردانیده شود، با ایشان باید که رسولان آن جانب محروس مضموم گردند که تا چون به حضرت ما رسند، ما نیز آنچه شرط دوستی و یگانگی ا ...
"چون رسولان را بر مراد بازگردانیده شود، با ایشان باید که رسولان آن جانب محروس مضموم گردند که تا چون به حضرت ما رسند، ما نیز آنچه شرط دوستی و یگانگی ا ...
"و نیز با وی تذکره ایست ، چنانکه رسم رفته است و همیشه از هر دو جانب چنین مهادات و ملاطفات می بوده است، که چون به چشم رضا بدان نگریسته آید، عیب آن پوش ...
"چون رسولان را بر مراد بازگردانیده شود، با ایشان باید که رسولان آن جانب محروس مضموم گردند که تا چون به حضرت ما رسند، ما نیز آنچه شرط دوستی و یگانگی ا ...
"و نیز با وی تذکره ایست ، چنانکه رسم رفته است و همیشه از هر دو جانب چنین مهادات و ملاطفات می بوده است، که چون به چشم رضا بدان نگریسته آید، عیب آن پوش ...
"و نیز با وی تذکره ایست ، چنانکه رسم رفته است و همیشه از هر دو جانب چنین مهادات و ملاطفات می بوده است، که چون به چشم رضا بدان نگریسته آید، عیب آن پوش ...
"گفت: سبحان الله العظیم ! اگر عایشه، امّ المؤمنین و این خواهر دو مرد بودندی، هرگز این خلافت به بنی امیّه نرسیدی، این است جگر و صبر، حیلت باید کرد تا ...
"گفت: سبحان الله العظیم ! اگر عایشه، امّ المؤمنین و این خواهر دو مرد بودندی، هرگز این خلافت به بنی امیّه نرسیدی، این است جگر و صبر، حیلت باید کرد تا ...
"گفت: سبحان الله العظیم ! اگر عایشه، امّ المؤمنین و این خواهر دو مرد بودندی، هرگز این خلافت به بنی امیّه نرسیدی، این است جگر و صبر، حیلت باید کرد تا ...
"گفت: سبحان الله العظیم ! اگر عایشه، امّ المؤمنین و این خواهر دو مرد بودندی، هرگز این خلافت به بنی امیّه نرسیدی، این است جگر و صبر، حیلت باید کرد تا ...
"خبر کشتن به مادرش آوردند، هیچ جزعی نکرد و گفت: انّا لله و انّا الیه راجعون ، اگر پسرم نه چنین کردی، نه پسر زبیر و نبسه بوبکر صدّیق، رضی الله عنهما، ...
"خبر کشتن به مادرش آوردند، هیچ جزعی نکرد و گفت: انّا لله و انّا الیه راجعون ، اگر پسرم نه چنین کردی، نه پسر زبیر و نبسه بوبکر صدّیق، رضی الله عنهما، ...
"خبر کشتن به مادرش آوردند، هیچ جزعی نکرد و گفت: انّا لله و انّا الیه راجعون ، اگر پسرم نه چنین کردی، نه پسر زبیر و نبسه بوبکر صدّیق، رضی الله عنهما، ...
"خبر کشتن به مادرش آوردند، هیچ جزعی نکرد و گفت: انّا لله و انّا الیه راجعون ، اگر پسرم نه چنین کردی، نه پسر زبیر و نبسه بوبکر صدّیق، رضی الله عنهما، ...
"خبر کشتن به مادرش آوردند، هیچ جزعی نکرد و گفت: انّا لله و انّا الیه راجعون ، اگر پسرم نه چنین کردی، نه پسر زبیر و نبسه بوبکر صدّیق، رضی الله عنهما، ...
"و سر عبدالله زبیر، رضی الله عنهما، را به نزدیک عبدالملک مروان فرستاد و فرمود تا جثه او را بر دار کردند" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"و سر عبدالله زبیر، رضی الله عنهما، را به نزدیک عبدالملک مروان فرستاد و فرمود تا جثه او را بر دار کردند" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"و سر عبدالله زبیر، رضی الله عنهما، را به نزدیک عبدالملک مروان فرستاد و فرمود تا جثه او را بر دار کردند" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"و سر عبدالله زبیر، رضی الله عنهما، را به نزدیک عبدالملک مروان فرستاد و فرمود تا جثه او را بر دار کردند" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"و سر عبدالله زبیر، رضی الله عنهما، را به نزدیک عبدالملک مروان فرستاد و فرمود تا جثه او را بر دار کردند" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"و سر عبدالله زبیر، رضی الله عنهما، را به نزدیک عبدالملک مروان فرستاد و فرمود تا جثه او را بر دار کردند" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"و سر عبدالله زبیر، رضی الله عنهما، را به نزدیک عبدالملک مروان فرستاد و فرمود تا جثه او را بر دار کردند" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم