پیشنهاد‌های سید محراب میرکریمی (٣٧,٨٩٢)

بازدید
٣٠,٨٦٥
تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

کسی رو از خجالت آب کردن

پیشنهاد
١

کسی رو از خجالت آب کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

انگشت تهمت به سمت کسی گرفتن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

از جان مایه گذاشتن ( برای انجام کاری ) جان دادن ( برای انجام کاری ) مثلا میگیم من جونم هم میدم واسه فلان کار

پیشنهاد
٥

خود را به کوچه علی چپ زدن

پیشنهاد
٣

( اصطلاح ) یه سر و گردن بالاتر بودن از

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

این اصطلاح رو میشه پنچر ترجمه کرد مثلا میگیم طرف پنچر شده! یعنی خیلی ناامیده

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

این اصطلاح humorous هست بنابراین میشه اون رو پنچر ترجمه کرد مثلا میگیم طرف پنچر شده ینی خیلی نا امیده

پیشنهاد
٥

آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

به در بسته خوردن به بن بست خوردن

پیشنهاد
٣

( اصطلاح ) سر جنگ داشتن با کسی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

بدون فکر و چشم بسته

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

بدون فکر و چشم بسته

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

( در اصطلاح عامیانه ) تو اوج بودن ( کنایه از موفق بودن است )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

( در اصطلاح عامیانه ) تو اوج بودن ( کنایه از موفق بودن است )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

( در اصطلاح عامیانه ) زندگیِ بر وفق مراد؛ زندگیِ گل و بلبل

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

به روال عادی برگشتن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

از تک و تا افتادن ( در اصطلاح عامیانه ) باتری کسی تمام شدن ( مثلا میگیم فلانی باتریش تمام شد یعنی دیگه انرژی و اشتیاق برای انجام کار هارو نداره ) ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

به روال عادی برگشتن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

به جمعِ . . . . . پیوستن قاطیِ . . . . . شدن مثال: Hey, I heard you'll be joining the ranks at our office next month. Congratulations

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

( در اصطلاح عامیانه ) دست نگه داشتن مثال: I think we should hang fire until the situation becomes clearer. فکر میکنم باید دست نگه داریم تا وضعیت روش ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

( در اصطلاح عامیانه ) دست نگه داشتن مثال: I think we should hang fire until the situation becomes clearer. فکر میکنم باید دست نگه داریم تا وضعیت روش ...

پیشنهاد
٣

پیشنهاد کسی رو رد کردن دست رد به سینه کسی زدن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

پیشنهاد کسی رو رد کردن در اصطلاح عامیانه میگیم دست رد به سینه کسی زدن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٩

روزنه امید، کورسوی امید

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

قسر در رفتن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

قسر در رفتن

پیشنهاد
٨

تیشه به ریشه خود زدن ( در اصطلاح عامیانه ) گل به خودی زدن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

روابط دوستانه و خوبی داشتن مثال: My grandparents have been married for over 50 years and they still get along famously

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

روابط دوستانه و خوبی داشتن مثال: My grandparents have been married for over 50 years and they still get along famously

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

Bad experience Negative experience

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

آزمون نهایی آزمونی که دانش آموزان قبل از دریافت دیپلم باید اون رو پاس کنند رو exit exam می گویند یه چیزی شبیه آزمون نهایی سال دوازدهم مدرسه هست که بع ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

آزمون نهایی آزمونی که دانش آموزان قبل از دریافت دیپلم باید اون رو پاس کنند رو exit exam می گویند یه چیزی شبیه آزمون نهایی سال دوازدهم مدرسه هست که بع ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

جرئت انجام کاری را داشتن ( در اصطلاح عامیانه ) مردِ انجام کاری بودن مثال: Are you man enough to admit that you've been lying? - جرئتش رو داری که ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

جمع کلمه humerus می باشد و خودِ humerus به معنای استخوان بازو می باشد

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

⚠️ دوستان دقت کنید که �برتری� معنای اولویت است نه الویت ( به املای کلمه دقت کنید )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

🔊 دوستان دقت کنید که تلفظ درست این کلمه ( فُسای ) می باشد

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

pentagon = پنج ضلعی hexagon = شش ضلعی heptagon = هفت ضلعی octagon = هشت ضلعی nonagon = نه ضلعی decagon = ده ضلعی دوستان دقت کنید که g در تم ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

pentagon = پنج ضلعی hexagon = شش ضلعی heptagon = هفت ضلعی octagon = هشت ضلعی nonagon = نه ضلعی decagon = ده ضلعی دوستان دقت کنید که g در تم ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٦

pentagon = پنج ضلعی hexagon = شش ضلعی heptagon = هفت ضلعی octagon = هشت ضلعی nonagon = نه ضلعی decagon = ده ضلعی دوستان دقت کنید که g در تم ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٩

pentagon = پنج ضلعی hexagon = شش ضلعی heptagon = هفت ضلعی octagon = هشت ضلعی nonagon = نه ضلعی decagon = ده ضلعی دوستان دقت کنید که g در تم ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٦

pentagon = پنج ضلعی hexagon = شش ضلعی heptagon = هفت ضلعی octagon = هشت ضلعی nonagon = نه ضلعی decagon = ده ضلعی دوستان دقت کنید که g در تم ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

این اصطلاح مترادفِ forever هست اما فرقش در اینه که for keeps غیر رسمی ( informal ) هست

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

⚠️ دوستان دقت کنید که املای درست کلمه در این اصطلاح، haystack است نه haystake

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

رویدادی که فقط یکبار اتفاق می افتد مثال: The high school students assured their principal that the cafeteria food fight was an isolated incident, pro ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

used to say that the filming of a movie or television show or one of its scenes is finished یک اصطلاح در فیلمبرداری است و زمانی که بخواهید اتمام فیل ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٨

used to say that the filming of a movie or television show or one of its scenes is finished یک اصطلاح در فیلمبرداری است و زمانی که بخواهید اتمام فیل ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

تب داشتن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

idiom. "In the house" is a slang expression used to announce someone's arrival. Often, the person who says it is announcing their own arrival. یک اص ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

این عبارت دو تا معنی داره: ۱. سمت راست یک حزب یا گروه سیاسی که عقاید سرسخت سیاسی دارند مخالف آن میشود hard left ۲. عبارتی در رانندگی است که به معنای ...