پیشنهاد‌های سید محراب میرکریمی (٣٧,٨٩٢)

بازدید
٣٠,٨٦٣
تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

ترتیب درجه های نظامی: recruit / private E - 1 سرباز صفر private E - 2 سرباز دوم private first class سرباز یکم specialist / corporal سرجوخه serge ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

ترتیب درجه های نظامی: recruit / private E - 1 سرباز صفر private E - 2 سرباز دوم private first class سرباز یکم specialist / corporal سرجوخه serge ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦١

ترتیب درجه های نظامی: recruit / private E - 1 سرباز صفر private E - 2 سرباز دوم private first class سرباز یکم specialist / corporal سرجوخه serge ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

⚠️ دوستان دقت کنید که املای صحیح این کلمه consciousness هست!

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

⚠️ دوستان دقت کنید که املای درست این کلمه conscious هست!

پیشنهاد
٣

to be someone who seems to enjoy doing something that you consider unpleasant مثال: She came to work as usual even when she was seriously ill; she's ...

پیشنهاد
٢

to be someone who seems to enjoy doing something that you consider unpleasant مثال: She came to work as usual even when she was seriously ill; she's ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

to be someone who seems to enjoy doing something that you consider unpleasant مثال: She came to work as usual even when she was seriously ill; she's ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

the many different and important ideas, events, or qualities of something مثال: the broad sweep of history

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٩

فرم غیر استانداردِ صفتِ pretty هست

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

If you take evasive action, you deliberately move away from someone or something in order to avoid meeting them or being hit by them. مثال: Both pil ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٧

مهر و موم کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

A noisy party

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

⚠️ فقط دقت کنید که تمامی کلمات زیر صفت هستند و اسم نیستند، برای تبدیل این کلمات به اسم فقط کافیست al را از آخر کلمات بردارید pentagonal = پنج ضلعی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

⚠️ فقط دقت کنید که تمامی کلمات زیر صفت هستند و اسم نیستند، برای تبدیل این کلمات به اسم فقط کافیست al را از آخر کلمات بردارید pentagonal = پنج ضلعی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

⚠️ فقط دقت کنید که تمامی کلمات زیر صفت هستند و اسم نیستند، برای تبدیل این کلمات به اسم فقط کافیست al را از آخر کلمات بردارید pentagonal = پنج ضلعی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

⚠️ فقط دقت کنید که تمامی کلمات زیر صفت هستند و اسم نیستند، برای تبدیل این کلمات به اسم فقط کافیست al را از آخر کلمات بردارید pentagonal = پنج ضلعی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

⚠️ فقط دقت کنید که تمامی کلمات زیر صفت هستند و اسم نیستند، برای تبدیل این کلمات به اسم فقط کافیست al را از آخر کلمات بردارید pentagonal = پنج ضلعی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

⚠️ فقط دقت کنید که تمامی کلمات زیر صفت هستند و اسم نیستند، برای تبدیل این کلمات به اسم فقط کافیست al را از آخر کلمات بردارید pentagonal = پنج ضلعی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

ترتیب 《برابر کردن》 در انگلیسی ⬇️ Double: دوبرابر کردن triple: سه برابر کردن quadruple: چهار برابر کردن quintuple یا pentuple: پنج برابر کردن sextuple ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

used to say that someone deserves praise, or to ask people to show their approval of someone by clapping به افتخارِ. . . اصطلاحی است که در زمان تشوی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

something that seems very good when it is first received, but in fact does great harm to the person who receives it مثال: In a short time, his appoi ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

something that seems very good when it is first received, but in fact does great harm to the person who receives it مثال: In a short time, his appo ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

تابوت مترادف: coffin

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

تشنه ی چیزی بودن مترادف ها: crave for; long for ⚠️ دقت کنید که این phrasal verb در متون ادبی و نمایشنامه ها خیلی کاربرد داره و نه در استفاده روزمره

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

⚠️ دوستان دقت کنید که املای درست برای معنی این واژه ( سلب مالکیت کردن ) است نه صلب!

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

از دماغ فیل افتاده ( صفت ) متکبر

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٥

نسنجیده صحبت کردن گفتن چیزی در موقعیتی کاملا نامناسب

پیشنهاد
٧

( در اصطلاح عامیانه ) گل به خودی زدن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

آب خنک خوردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

صراط مستقیم

پیشنهاد
١

کسی رو آدم حساب نکردن

پیشنهاد
٦

کسی رو آدم حساب نکردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

از خنده روده بر شدن از خنده ترکیدن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

در ذهن نقش بستن در ذهن حک شدن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

تداعی کردن خاطرات

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

تداعی کردن خاطرات

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

تداعی کردن خاطرات

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

طوطی وار حفظ کردن

پیشنهاد
٥

عزم خود را جزم کردن

پیشنهاد
٨

بلای جان وبال گردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

آب و تاب دادن پیاز داغ چیزی رو زیاد کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

آب و تاب دادن پیاز داغ چیزی رو زیاد کردن

پیشنهاد
٦

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

از راه به در شدن ( مثلا افرادی که به مواد مخدر و مشروبات الکلی و. . . رو میارند، از این اصطلاح برای اونها استفاده میکنیم )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

با بیخیالی طی کردن کک کسی نگزیدن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

سپر انداختن ( به معنای تسلیم شدن )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

( در اصطلاح عامیانه ) له و لورده ( کنایه از خسته و سردرگم )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

برگ برنده رو در دست داشتن

پیشنهاد
١

کسی رو از خجالت آب کردن