back on track

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• دوباره در مسیر درست
• به ریل خود برگشتن
• دوباره سر و سامان گرفتن
• از سر گرفته شدن و درست پیش رفتن
🔸 مثال ها:
• The negotiations are finally back on track.
مذاکرات بالاخره دوباره در مسیر درست قرار گرفت.
...
[مشاهده متن کامل]

• After months of losses, the company is back on track.
پس از ماه ها ضرر، شرکت دوباره به ریل خود برگشته است.
• His recovery is back on track after the setback.
روند بهبود او پس از آن عقب نشینی، دوباره در مسیر درست قرار گرفته است.

به روال عادی برگشتن
Again on the way to achieving sth
برگشتن به مسیر نرمال