پیشنهاد‌های سید عباس حسینی (٣٧٥)

بازدید
١,٢٥٠
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• پراکنده بودن، به طور پراکنده توضیع شدن ( در جایی، روی چیزی یا سطحی ) The palm trees dotted around the island درخت های نخل در نقاط مختلف جزیره وجو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• سطح مناسب Teachers need to pitch tests at the right level. معلمان باید تست ها ( آزمون ها ) را در سطح مناسب ارائه کنند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلی ترین معنی ای که می تونم پیشنهاد بدم: • هر نوع وسیله ای ( گوشی، گوشی میکروفون دار، واقعیت مجازی و . . . ) که برای استفاده روی سر مستقر می شود. ت ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• فناوری خاص ( فناوری ای که در بخشی خاص از صنعت و بازار و برای پاسخ به هدف و نیازی خاص کاربرد دارد و استفاده ی عمومی ندارد. ) No longer a niche te ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• املای درستش niche market هستش. به معنی همین کلمه با املای درست در این دیکشنری مراجعه کنید.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

• با تایید معانی دوستان، برای روشن شدن موضوع مثلا خمیر دندان معمولی جزو کالاهای Mass market وخمیر دندان برای دندان های حساس جزو کالاهای Niche market ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• با تایید معانی دوستان، برای روشن شدن موضوع مثلا خمیر دندان معمولی جزو کالاهای Mass market وخمیر دندان برای دندان های حساس جزو کالاهای Niche market ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

یعنی نصف زبان انگلیسی رو فرووووووو کردن تو این یک کلمه ی لامصب عَ بس که معنی داره. معانی رو به شکلی که به هم نزدیک یا برحسب روابط علت معلولی به هم ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• غارتگری باستان شناسی ( حذف غیر قانونی یا دزدیدن آثار باستانی از یک محوطه باستانی است. )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• غارتگر آثار باستانی • غارتگر بناهای باستانی ( کسی که برای یافتن دفینه و عتیقه جات اقدام به حفاری غیر قانونی بناهای تاریخی کرده که منجر به آسیب رسی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. حق الهی ( حق و مشروعیتی که ظاهرا به پادشاه و ملکه داده می شود تا بر کشوری حکومت کند. ) ۲. ( عامیانه ) حق مسلم ( حق انجام کاری یا داشتن چیزی بد ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• ( اسم خاص - با تلفظ فارسی ) هَتَش پِسوت توضیح: اسم اولین زنی که به مقام فرعونیت رسید و حکومت کرد. تلفظ انگلیسی: هَت شِپ سِت

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• ماآت توضیح: در اساطیر مصر الهه ی حقیقت و عدالت، تعادل، نظم و هماهنگی و اخلاق بود که این مفاهیم را به تصویر می کشید.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

• گذشته ی کلمه ی oversee می شه. به این کلمه در این دیکشنری مراجعه کنید. • oversight هم حالت اسمیِ oversee می شه که یعنی نظارت، بررسی، سرپرستی. مع ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• همچنان که زمان می گذرد، . . . • با گذشت زمان، . . .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• سلسله ی اول مترادف: Dynasty I توضیح: سلسله ی اول مصر باستان یعنی اولین سلسله ی پادشاهان مصری را پوشش می دهد که بر مصر یکپارچه حکومت کردند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• سلسله ی اول مترادف: Dynasty I توضیح: سلسله ی اول مصر باستان یعنی اولین سلسله ی پادشاهان مصری را پوشش می دهد که بر مصر یکپارچه حکومت کردند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مترادف far less به معنی: بسیار کمتر

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

May / might / could well • معنی عبارات بالا: احتمالا، محتمل ( برای گفتن اینکه دلیل خوبی برای واکنش، سوال، احساس یا به طور کلی اتفاقی وجود دارد. ) ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

May / might / could well • معنی عبارات بالا: احتمالا، محتمل ( برای گفتن اینکه دلیل خوبی برای واکنش، سوال، احساس یا به طور کلی اتفاقی وجود دارد. ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

• در هر صورت، در هر حال • موضوع هر چه که هست / بود / باشه توضیح : برای نشان دادن اینکه جمله ی شما به طور یکسان در مورد دو یا چند گزینه ای که ذکر کرد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Be subject to debate • جای بحث داشتن ( نامعلوم و نامشخص بودن موضوعی که جای سوال داشته باشد. ) However, again, whether this was the case or not is ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Her intentions are open to question. نیت ( قصد ) او جای سوال دارد. The author's exact meaning is open to question. معنای ( منظور ) دقیق نویسنده ج ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

• صدا و سیما The broadcasting service appointed him news director. صدا و سیما او را به عنوان مدیر خبر منصوب کرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

May / might / could well • معنی عبارات بالا: احتمالا، محتمل ( برای گفتن اینکه دلیل خوبی برای واکنش، سوال، احساس یا به طور کلی اتفاقی وجود دارد. ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

• در متونی که به گروگان گیری اشاره ندارد یعنی : ○ به حصار خود در آوردن ○ در گرو ( وثیقه ) خود در آوردن یا نگه داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

• کارگر یا کارمند چند مهارتی توضیح: نوعی پرسنل عملیاتی که دارای مهارت های لازم برای پوشش بیش از یک شغل است. مترادف: Multi skilled worker

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

• کارگر یا کارمند چند مهارتی توضیح: نوعی پرسنل عملیاتی که دارای مهارت های لازم برای پوشش بیش از یک شغل است. مترادف: Multi skilled employee

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

• در مورد شخص: خود انگیخته و خود جوش، خود شروع کننده خود رو توضیح: فردی که به اندازه ی کافی با انگیزه یا جاه طلب است و نیازی به محرک بیرونی برای ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

۱. چاره، راه حل، دستاویز، توسل ( برای حل مشکل ) ۲. متوسل شدن ( برای حل مشکل ) ۳. حق قانونی وصول از ( مراجعه به ) ضامن ( در صورتی که بدهکار اصلی پرد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

• حقوق تعطیلات یا مرخصی توضیح: هر نوع پرداختی است که کارفرما در طول تعطیلات یا مرخصی ( کامل یا ساعتی ) به کارمندان ارائه می دهد؛ یا ممکن است به شکل ...

پیشنهاد
٠

• کسی یا چیزی را مسئول چیزی دانستن • چیزی را به پای کسی یا چیزی گذاشتن تعریف به انگلیسی: To make or hold s. o/ sth/ a group of people , responsible ...

پیشنهاد
٠

• کسی یا چیزی را مسئول چیزی دانستن • چیزی را به پای کسی یا چیزی گذاشتن تعریف به انگلیسی: To make or hold s. o/ sth/ a group of people , responsible ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

• رویکرد غیر مداخله گرانه ( عدم دخالت مستقیم یا شخصی در چیزی یا روندی ) مترادف: Hands - off approach

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

• رویکرد غیر مداخله گرانه ( عدم دخالت مستقیم یا شخصی در چیزی یا روندی ) مترادف: Hands - off policy

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

• در نتیجه، نتیجتا • به دنبال آن The study shows how television and, by extension, the media, alter political relationships. این مطالعه نشان می دهد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

• املای درستش Collapsed هستش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

۱. اخطار، هشدار یا اطلاع با زمان کم برای آماده سازی ۲. معادل های فارسی: • دقیقه ی نود، دقیقه ی نودی، در دقیقه ی نود • لحظه یا دم آخری، در لحظه یا دم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

• اگر منظور دسته یا گروه باشد، املای درستش flock است. به کلمه با املای درست در این دیکشنری مراجعه کنید.

پیشنهاد
٠

• به دقت فکر کردن و در نظر گرفتن جوانب چیزی هنگام تصمیم گیری It may be fairly cheap to buy, but you've got to take into consideration the money you'l ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

• به دقت فکر کردن و در نظر گرفتن جوانب چیزی هنگام تصمیم گیری It may be fairly cheap to buy, but you've got to take into consideration the money you' ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

• به طور کلی به معنای مشارکت کردن در چیزی ( بحث، پروژه، امر اقتصادی و غیره ) هستش. معادل های فارسیش: • مشارکت کردن • پیشنهاد، ارائه یا فراهم کردن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبارت bring something to the table به طور کلی به معنای مشارکت کردن در چیزی ( بحث، پروژه، امر اقتصادی و غیره ) هستش. معادل های فارسیش: • مشارکت کرد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

So much so, that the global financial crash was entirely inevitable. به حدی که سقوط مالی جهانی کاملاً اجتناب ناپذیر بود. I was fascinated by the ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

So much so, that the global financial crash was entirely inevitable. به حدی که سقوط مالی جهانی کاملاً اجتناب ناپذیر بود. I was fascinated by the ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

• مجسمه ی صوتی • مجسمه سازی صوتی • مجسمه سازی صوتی کردن توضیح: مجسمه سازی صوتی به سبکی از مجسمه و مجسمه سازی گفته می شود که در آن مجسمه یا هر نوع شی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

• چند حسی ( وابسته یا مربوط به حواس چندگانه ) Multisensory approaches are far more effective in learning than using only one. روش های چندحسی در یا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معانی پیشنهادی دوستان مناسبه، فقط مرتب می کنم که از پراکندگی در بیاد و یه توضیح اضافه می کنم. •هنر اینستالیشن • هنر چیدمان یا چیدمان هنری • هنر نصب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

• هنر چیدمان • چیدمان هنری • هنر اینستالیشن • هنر نصب یا نصبیات با هر معنی که بیشتر حال می کنی می تونی استفاده کنی. از art installation هم می شه ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

• هنر آشپزی توضیح: این اصطلاح به تهیه، پخت، در ظرف گذاری، ارائه و سرو غذا اشاره دارد و در مورد غذاهای اصلی، پیش غذاها و مخلفات آنها کاربرد دارد، نه د ...