dot around

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( اشیا یا افراد را ) در نقاطِ مختلفِ یک فضا پخش کردن / پراکنده کردن
• ( در معنایِ توصیفی ) چیزی را به صورتِ نامنظم در یک مکان قرار دادن
• ( در دستورِ جابه جایی ) جابجا کردن و در جاهایِ مختلف گذاشتن
...
[مشاهده متن کامل]

• تفاوت آن با "scatter" در این است که "scatter" به پخش شدنِ تصادفی اشاره دارد، در حالی که "dot around" به پخش شدنِ حساب شده و هدفمند اشاره می کند.
🔸 مثال ها:
• "The organizers dotted chairs around the hall for the guests. "
برگزارکنندگان صندلی ها را در نقاطِ مختلفِ سالن برایِ مهمانان قرار دادند.
• "They dotted fans around the room to improve air circulation. "
آنها پنکه ها را در نقاطِ مختلفِ اتاق گذاشتند تا گردشِ هوا بهبود یابد.
• "The city has dotted bike - sharing stations around the downtown area. "
شهر ایستگاه هایِ اشتراکِ دوچرخه را در مناطقِ مختلفِ مرکزِ شهر پخش کرده است.

• پراکنده بودن، به طور پراکنده توضیع شدن ( در جایی، روی چیزی یا سطحی )
The palm trees dotted around the island
درخت های نخل در نقاط مختلف جزیره وجود دارند.
به طور پراکنده مشخص شدن ( مثلا در نقشه )
The palm trees dotted around the island
نخل ها مشخص شده اند در نقاط مختلف جزیره