برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

محمد ٠٨:٥٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی لانتور: هفت دست سیرابی ۱ لانتور است

طاها نشاط ٠٨:٥٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی noughts and crosses: دوز بازی(در آمریکا)
Tic-tac-toe(در بریتانیا)

مهدی کائینی ٠٨:٥٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی tinker with: وَر رفتن

Figure ٠٨:٥٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی pulley: قرقره
a simple machine consisting of a wheel with a groove around it in which a rope can run to change the direction or point of application of a force applied to the rope.

م ٠٨:٥٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی marrying: مچ شدن . جفت شدن

English User ٠٨:٥٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی get something right: چیزی رو درست فهمیدن
?Let me get this right: you want me to lend you $1,000
کاری رو دست انجام دادن
When you're making a measurement be careful to get it right
چیزی رو در ست بیان کردن
They never get the facts right.

مهدی کائینی ٠٨:٥١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی geopolitics: جغراسیاست

مسعوداختیاری ینگجه ازسراب ٠٨:٤٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی شنبل: درترکی اذری شمبل به معنی الت جنسی پسران زیر۱۵سال میگویند

مهدی کائینی ٠٨:٤٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی articulate: خوش‌بیان؛ فصیح

Maede ٠٨:٤٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی morbidity of: ابتلا به

Saye ٠٨:٤٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی distingushed: برجسته.ممتاز.سرشناس

Maryam ٠٨:٣٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی recognized: ثبت شده

ممد يخه ارو ٠٨:٣٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی Amp:diphereline: امپول ديفرلين براي بيماري هاي بد خيم پروستات در مردان و بعضي از بيماري هاي زنان مثل بلوغ زود رس كاربرد دارد .
امپول فوق در نوع ٣/٧٥ هر بيست و هشت روز و در نوع
١١/٢٥ هر سه ماه يكبار تزريق عضلاني ماهيچه اي ميشود . بهترين ان مربوط به ipsen فرانسه است . اخيرا در ايران همين امپول ساخته شده ولي پزشكان نوع فرانسوي انرا تجويز مى كنند.

Maede ٠٨:٣٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی delving into: جستجوکننده

Maede ٠٨:٢٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦

Farzane Daremi ٠٨:٢٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی از نزدیک: up close = from a short distance away
از نزدیک
Have you ever seen an elephant up close
تا حالا از نزدیک یک فیل دیدی؟
He has spoken to the president several times up close.
او چندین بار از نزدیک با رئیس جمهور صحبت کرده است.

Seyyedalith ٠٨:٢١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی medically: دارویی؟

Behsa ٠٨:١٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی مهسا: مهسا مانند ماه تابان
مانند ماه فروزان🌛😍😍🥰

سجاد خلج منفرد ٠٨:١٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی in recent memory: در گذشته ای نه چندان دور -- در دوران اخیر

مجتبی م ٠٨:١٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی bring in: سود دِه بودن

Seyyedalith ٠٨:١٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی most commonly: اکثرا / غالبا

Seyyedalith ٠٨:١١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی trigger point: نقطه‌ی تحریکی

Seyyedalith ٠٨:٠٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی classically: به طور معمول

مهدی ادیب ٠٨:٠٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی gundain: گوندین

Figure ٠٨:٠٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی brawl: نزاع/ دعوای پر سر و صدا ( چه با کتک کاری چه بدون آن) people who are fighting can be said to be brawling, whether or not they are using their
. fists
A rough war of words

سجاد خلج منفرد ٠٧:٥٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی bank run: هجوم بانکی (=هجوم جمع زیادی از مشتریان بانک ها برای برداشت سپرده هایشان به دلایل اقتصادی مختلف)

مجتبی م ٠٧:٥٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی overleveraged: خرج اضافه گذاشتن رو دست.
بدهی تحمیل کردن.
بدهی گردن گرفتن.

Seyyedalith ٠٧:٥٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی prototypic: نمونه‌ی معمول / نمونه‌ی بارز

عبدالله ٠٧:٠١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی محبور: شایسته
آراسته

جمشیدیان ٠٥:٤٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی اتابکان لر کوچک: 🔰خاندان خورشیدی (اتابکان لر) حاکمانی که با حمایت مردم منطقه به حکومت این دیار رسیدند. .
#جنگرو : jangro (جنگجو)
🔹باستناد از منابع، آثار و نشانه های معتبر تاریخی و اظهارات مورخان و نویسندگان بزرگی همچون هنری فیلد، رابینیو و ولادیمیر مینورسکی خاور شناس برجسته روسی، خاندان خورشیدی از قبایل اصیل ایرانی آسیای صغیر، منطقه (قامشلو، دیرک) که در جنگ چالدران از سرزمین ایران جدا و به تصرف امپراطوری عثمانی در آمد و اکنون جزء مناطق کردنشین کشور سوریه است، بودند .
(توضیح : در دوران شاه طهماسب صفوی و شکست در جنگ چالدران مناطق مهمی از خاک ایران به تصرف امپراطوری عثمانی در آمد. سپس بعد از جنگ جهانی اول امپراطوری عثمانی نیز فرو پاشید و در سال 1923 میلادی با کمک انگلیس کشورهای ترکیه. سوریه و عراق کنونی از آن سربرآوردند. اکنون نواحی کوهستانی و کردنشین این سه کشور همان سرزمینی است که توسطه امپراطوری عثمانی از خاک ایران جدا شده بود) .
🔹این خاندان (خورشیدی) که از تبار #دیرک بودند در منطقه جنگروی طرهان ساکن و به نام این منطقه (جنگروی) مشهور شدند .
شاه شجاع خورشید سرسلسله این خاندان در سال۵۷۰ ه-ق با یکپارچه کردن تمام طوایف منطقه توانست حکومت مستقلی جدا از حکومت اعراب و سلجوقیان در لرستان (پیشکوه و پشتکوه) تشکیل دهد. این خاندان که تا سال ۱۰۰۶ (ه ق) حکومت این ناحیه مهم را در دست داشتند برای مردم منطقه حاکمانی شایسته و برای غرب کشور پاسدارانی شجاع و از جان گذشته بودند .
رابینو (ص ۲۳) خاندان خورشیدی همواره از حمایت همه جانبه دریکوندها برخوردار بودند .
عاقبت پس از قرنها حکومت شرافتمندانه در سال ۱۰۰۶ (ه ق) آخرین حاکم از این خاندان (شاهوردیخان) بدلیل تمرد و عصیان و اعلام استقلال از حکومت صفوی توسطه شاه عباس اول کشته شد و سلسله خاندان خورشیدی منقرض گردید. #دریک
●قبایل متعدد پهله در نواحی کوهستانی ترکیه، سوریه و ایران سکونت دارند ( شوبرل ص ۲۰ )
●فیلی ها از عناصر لک و از شعب فرعی لُرها هستند (کرزن، جلد دوم، ص ۲۶۹-۲۷۰)
۱- سلسله والیان لرستان/دکتر روح الله بهرامی صفحات ۶۱ تا ۶۳
۲- الحوادث‌الجامعه�ص ۱۵۵ (ترجمه فارسی بخش دوم ص ۱۲۱)
۳-تاریخ سرزمین ایلام / تالیف ناصر راد .
۴-مردم شناسی ایران / هنری فیلد / ترجمه عبدالله فریار .
#دیرک_بالاگری_وه #دریکوند #خرم_آباد #پلدختر #ایلام #کرمانشاه #دهلران #سیمره #دره_شهر #اندیمشک #کوهدشت #معمولان #رومشکان #دیرکوند #بیرانوند #حسنوند #کاکاوند #ترکاشوند #یعقوبوند #زینی_وند #نجفوند #ساتیاروند #طالبوند #مرادعلیوند #کردلیوند #کرفوند #خورشیدوند ...

مرتضی بزرگیان ٠٥:٤٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی filing: تشکیل پرونده

جمشیدیان ٠٥:٣٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی بالاگریوه: ..بالاگرّیوَه. آوایش درست آن = بالا گرّی (گرا) وَه که به معنای قامت آتشین (تیز و جسور) است .

ممد ٠٤:٥٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی کمپر: کمپر به کسی میگن لا علف ملفا یا توخونه منتظر میونه تا یه انمی بیاد پارش کنه😂 که معمولا هم نا موفقند😁

اغلو ٠٤:٣٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی یورش: فارسای عزیز لطفاً لغات تورکی را جعل نکنین، این لغت از اساس تورکیست

محمدمھدی ٠٤:٠٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی shet: شت یعنی وای

عدیله ٠٤:٠٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی عدیله: معنی عدیله یعنی همانند



حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٣:٤٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦





اغلو ٠٣:٣٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی غیرت: اساساً این واژه ترکی است و غین و قاف در زبون فارسا وجود ندارد
ترک ملیتی

اغلو ٠٣:٣٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی قدر: اساساً این واژه ترکی است و غین و قاف در زبان فارسا وجود ندارد
ترک ملیتی


حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٣:٣١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦

اغلو ٠٣:٣١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی غول: کلا واژه‌های که غین و قاف دارند ترکی‌اند
غول یک لغت ترکیست

حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٣:٢٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی حرکت و قیام: تحرک، تکان، جنبش، نهضت، رحلت، کوچ، عزیمت، سیر، گردش، اهتزاز، نوسان، رفتار، عمل، وول

مهندس مهران فروردین ٠٣:٢٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی world government: حکومت جهانی