برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

اندردختر(دخترهیروبراین ) ٠١:٤٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی زامبی: سلام من اندردختر(دخترهیروبراینم)خیلی دوست‌داشتن داستان زنگیموبراتون تعریف کنم!ولی بایدبراتون ازندگی زامبی بگم۱-زامبی نمی میره ولی بعداروش کشتنشوبهتون میگم۲-معنی زامبی:انسانی که بعدازمرگ دوباره براثربیماری زنده شده باشه وفقط ازانسان هاتغذیه میکنه سادش:آدم خار۳-حالا بریم سر موضوع کشتن زامبی،دستوپاهاشوازبدنش جداکنیدبعدسروبدنشوآتیش بزنیدپیشنهاد میکنم اول سرشوبندازید توآتیش۴-چگونه ازیست گله زامبی خلاص شویم؟۱-خیلی ساده چنتابمب بندازین وصطشون تابمیرن.تموم شدهیروبراین صدام میزنه بایدبرم خداحافظ

ناصر ناچاری ٠١:٣٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی چگوارا : چه ناگوار: متضاد طنز یا جالب نام شخصیت معروف و آزادیخواه کوبایی چگوارا را میتوان چه ناگوار عنوان کرد

حسین فلاحی ٠١:٣٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی مانحن فیه: آنچه ما الان داریم در موردش صحبت می کنیم

اسم من بدبخت است ٠١:٢٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی ژینا: طلاقم کفتوه گشتی راو بازیه ایتر واز بیرن
ژیناو ژیوارو بوبختیه که

Mohamamd ٠١:٢٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی be on the receiving end: در معرض چیزی (معمولا ناخوشایند) بودن
She found herself on the receiving end of a great deal of criticism.
او خودش را در معرض انتقاد وسیعی یافت (دید).

الهام قدوسی ٠١:٢٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی undoable: غیرقابل انجام

Niloo ٠١:٢١ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی Demogerapher: جمعیت شناس

حسن پاپی ٠١:١٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی زراسوند: باسلام ودرود

ایل بختیاری(لربزرگ)همواره به معنای واقعی کلمه وطن پرست بوده وهرجای تاریخ که مرزها وکیان ایران وایرانی درخطربوده این بختیاری هابودن که فدایی وطن شدند
این بختیاری هابودندکه باکمکنادرشاه بافتنه افعانهادراشعال ایران مقابله کردندوحتی تا هندوستان پیش رفتندوقسمتی از خاک ان زمان درپیشاورپاکستان امروزی به پاس قدردانی نادرشاه به بختیاری هاداده شدوامروزه تعدادقابل توجهی ازبختیاری هادرپاکستان وافعانستان هستند

امابه لحاظ تبارشناسی بخش قابل توجهی از تیره هاوطوایف بختیاری اصالتآلرستانی هستند

مانندنوادگان حیدر(حیدرکور)که اصالتاپاپی لرکوچک هستند
وهمچنین تیره کورکور ویتیم وباپیر
همچنین تاجمیوبابامیروشیخ میر درطایفه موری
حتی به احتمالی طایفه میردرزراسوند
وشایدطایفه اولاد

طایفه محترم بهداروند(بختیاروند)هم به گفته ولامدیرمنورسکی شرق شناس معروف روسی اصالتا پاپی هستند وبه احتمال قوی ازتیره"للری پاپی"

امابرعکس این مسئله هم موجودهست

مثلا طایفه حیدروندوگیوه کش ازایل بزرگ جودکی درلرستان وطایفه کائددرایل جودکی اصالتابختیاری هستند

همچنین طایفه رگ رگ وحوسی وندو خییلی ازطوایف لرکوچکاصالتا بختیاری میباشند

Figure ٠١:١١ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی uptick: تغییر یا افزایش جزئی
a small change or upward increase
/A significant/tiny/sharp/notable/serious
global uptick
An undeniable/obvious/impressive uptick

ناصر ناچاری ٠١:٠٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی دشوار :سشوار: متضاد طنز گونه یا شاید صرفا جالب برای کلمه دشوار میتوان سشوار را عنوان نمود

محمد ٠١:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی خرید: بنا به تلفظ حرف ت کدر خراسان به صورت (د)تلظ می‌شود . خرید را میتوان خر شدن هم معنا کرد

علی حقی بستان آباد ٠١:٠٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی توالی: برابر فارسی توالی " تواتر: پیاپی، پیاپِیش،پشت سرهمی،

علی رضا ٠١:٠٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی قلی پور: قله بلندوپهناور

احسان بالانی ٠١:٠٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی it's not that: بحث بر سرِ این نیست که...

دیالوگی از فیلم �Shawn of the Dead�:
It's not that I don't get on with her... (نه اینکه من با اون کنار نیام...)

مهسا ٠١:٠٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی مهسا: امیدوارم تو زندگیتون مهسا داشته باشید بهتره بگم ماه داشته باشید

ویدا ٠١:٠٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی سانیار: اسم خیلی خوب و شیکیه مس اسم های متین و.... میشه هم برای دختر گزاشت هم پسر من اسم پسرم رو سامیار و اسم دخترم رو سانیار گزاشتم

Rez8 ٠١:٠٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی Writing readiness: امادگی نوشتن

سعید نیسی ٠١:٠٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی ابوطیور یک: سلام خواهشن رودخانه دز خیلی نزدیک روستا هست یعنی ر وستای ابطیوریک بدلیل سیل وبالاوپایین آمدن آب قسمت دیواره رودخانه سمت روستا درحال ریزش هست و داره ب روستا نزدیک میشه ک این احتمال داره ب خانه ها برسه و درآینده نزدیک ریزش خانه و یاحتی غرق شدن بچها ب همراه دارد از مسئولین محترم خواهش داریم ک این دیواره رودخانه سنگ ریزی ویاحتی بتن ریزی شود ک دیگر نریزد و جان مردم این روستا ب خطر نندازدامیداوریم ک این مشکل حل شود کوچیک شما سعیدنیسی

محسن روحی راد ٠١:٠٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی in virtue of: به احترام... (به موجب احترامی که دارد)

کورد ٠١:٠١ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی میربلوچ زهی: قابل توجه عزیزان کورد ومیر... سردار کوردهای پاکستان ربنواز کورد نام دارد و محمد عاصم معروف به گیلو فقط شخص با نفوذی در دولت پاکستان است وشخصی قابل 🙏احترام برای کوردها به حساب میاد اما سردار ربنواز کورد سردار طایفه است اگر هم کسی شجره کوردهای پاکستان را دارد برای بنده بفرستد خیلی خیلی ممنون میشوم

علی آقا ٠١:٠٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی تمندگان: مطالبی که در مورد ٱسیاب ودرختان توت وچشمه وخاصه در کهن سال قدیمی نارون گفته شد از زبان قدیمی‌ام روستا صحت وسقم کامل دارد وگویا رودخانه کوچکی هم آب چشمه را هدایت به دشت وسیعی می کرده است
وکارگران ونویسنده شمش فلاورجایی هم گویا فیلمی از درخت وآسیاب دارد

موسی ٠٠:٥٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی disclose: disclose = reveal

علی حقی بستان آباد ٠٠:٥٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی contracts: contracts: "همیدگی " در زبان شناسی فرو شدن یک یک آوا در صدای دیگر را می گویند. این رخداد بیشتر در واکه ها رخ می دهد در همخوان ها کمتر رخ می دهد. معنی دیگر قرارداد ها می باشد
قرارداد، پیمان، عهد: contract: "کنش دویینه: ، "کنش متقابل"

جعفری ٠٠:٥٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی هی: هی با تلفظ hii
همان گونه که در لغت نامه آمده این کلمه معنی هست هم می دهد و مخفف هستی هم می باشد , در گویش شوشتری و شاید برخی از گویش های دیگر زبان پارسی هم معنی هست می دهد .
به نظر بنده کلمۀ " هی " در اصل " ای " بوده که در آن الف اول کلمه به ه تبدیل شده است ؛ اگر این را بپذیریم پس " ای " معنی " هستی " می دهد یعنی هی = ای = هستی .
از سوی دیگر با توجه به این که ب و ن برای امر و نهی کردن در آغاز به فعل می چسبند مانند فعلِ ایست که امر آن بِایست می شود و نهی آن نَایست می شود و نگارش آن ها به همین صورت صحیح است . در کلمۀ ای به معنای هستی هم می توان حرف ن را به آغاز چسباند و آن را منفی کرد و نوشت نَای یا نِای به معنای نیستی یعنی نِای = نیستی . در این صورت بیت زیر از دیوان حافظ بایستی به این شکل نوشته شود .
هان مشو نومید چون واقف نِای (=نیستی) از سر غیب باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور
و کلمۀ نِای نبایستی به صورت نه ای و نئی نوشته شود . با پذیرش فرض بالا مشکلی که برای نگارش کلمۀ نِای وجود داشت حل می شود وبرای نوشتن آن دیگر نیازی به همزه نیست .

زهرا ٠٠:٥٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی Instructs: آموزش دادن

موسی ٠٠:٥٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی revealing: 1. This is an era of bikini swimsuits, Lycra sportswear, revealing underwear and lingerie ads in mainstream newspapers.
این دوره از لباس شنای بیکینی ، لباس ورزشی Lycra ، تبلیغات لباس زیر بدن نما و لباس زیر زنانه در روزنامه های جریان اصلی است.
2. You may even get your significant other to wear some pretty revealing and skimpy clothing.
حتی ممکن است فرد مهم خود را به پوشیدن لباسهایی کاملاً بدن نما و نازک وادار کنید.
3. Revealing confidential information to a rival company could land you in serious trouble with your boss.
افشای اطلاعات محرمانه برای یک شرکت رقیب می تواند شما را با رئیس خود درگیر مشکلات جدی کند.
4. Dennis Quaid sat down with me for a very revealing interview just before his new movie premiered.
دنیس کوئید درست قبل از اکران فیلم جدیدش برای مصاحبه ای بسیار افشاگرانه با من نشست کرد.
5. The document provided a revealing insight into the government's priorities.
این سند دیدی روشن از اولویت های دولت ارائه می داد.

Revealing(adj)= بدن نما(در مورد لباس)،افشاگرانه،عریان کننده،آشکار کننده،روشن کننده یا بازگوکننده مقوله ندانسته

معانی دیگر>>> نمایان کننده


حمید پرهام ٠٠:٥٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی tampon: تمپان (تلفظ دقیق‌تر، �تمپان� است، البته در فارسی بیشتر �تامپون� آوانویسی شده. تمپان با نوار بهداشتی فرق دارد)

علی حقی بستان آباد ٠٠:٤٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی اخته: اخته واژه ایرانی هست که به زبان مغولی و ترکی راه یافته است
و همان واژه آهیختن هست به معنی بیرون کشیدن و اقته چی به معنی کسی بود که کارش بیرون آوردن تخم و خایه "الاغ" و "گاو" و دیگر حیوانات و گاهی حتی نوع انسانها بود هماننددر اورده شدن خایه های آغا محمد خان قاجار)
آما به دلیل اینکه درزبان ترکی /h/ آواها ی h/ & kh/ وجود نداشته گویشوران مغول و ترک آن را اکته چی آوا گویی می کردند. و /ک/ ترکی چیزی نزدیک به ق بوده است . متاسفانه شاد روان دهخدا لغت دانی خوبی بودند ولی واژه شناس نبودند وشور بختانه لغت نامه دهخدا از نظر ریشه شناسی افتضاح هست

مهشید ازاد ٠٠:٤٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی مهشید: مهشید یعنی ماه و خورشید منکه اسمم رو خیلی دوس دارم

الهام قدوسی ٠٠:٤٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی admission: پذیرش

ZAHRA ٠٠:٤١ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی NEPO: آقازاده(NEPOTISM)

علی ادهمی بیدگلی ٠٠:٤١ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی فنج: نام پرندهای رنگین و زینتی که از گنجشک کوچکتر است و اهلی آدمی است.

علی حقی بستان آباد ٠٠:٣١ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی لنگر: در زبان فارسی "لنگر" معنی های بسیار دارد
1-الوار : چوب بزرگی و سخت و درازی که در ساختمان های قدیمی، در اتاق هایی که بزرگ بودند و یا در ساختمان ها عمومی همانند معبد و مسجد و آتشگاه هابرای نگه داشتن دیگر الوارهای سقف از دیواری به دیواری در بام انداخته می شود
2- چوب یافلزی که کشتیرانان به دریا می افکنند تا کشتی با جریان آب حرکت نکند نقش ترمز و ترمز دستی در ماشین را بازی می کند
3- لنگر در نقش صفت نیز برای انسان به کار برده می شود به معنی : سر : رئیس، بزرگ، عامل اصلی ستون اصلی "

رایا ٠٠:٣١ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی رایا: حتی تو کشورهای دیگه هم اسم دختر میذارن و این کاملا جا افتاده حتی کارتونی که ساختن اسم شخصیت اون کارتون که رایاست دختره برین ببینین رایا و آخرین اژدها حالا هی اصرار کنین که پسر خواهشا اسم پسراتونو رایا نذارین چون بعدا حتما اسمشونو عوض میکنن 😊اون ۱۰ در صدی که میگن پسرونس تا چند ساله دیگه کاملا براشون جا میوفته

ghazal ٠٠:٣٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی tuana: این یک اسم ترکی پسرانه هست

محمد حاتمی نژاد ٠٠:٢٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی deficiency needs: نیاز های کمبود

محمد حاتمی نژاد ٠٠:٢٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی Key motive: انگیزه مهم

محمد حاتمی نژاد ٠٠:٢٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٦

واژگان لری( بختیاری) ٠٠:٢٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی چرق: در گفتار لری :
چِرک= عفونت، آلودگی جای زخم یا زیر پوست
چِرق = کثیفی، آلودگی

واژگان لری( بختیاری) ٠٠:٢٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی چرک: در گفتار لری :
چِرک= عفونت، آلودگی جای زخم یا زیر پوست
چِرق = کثیفی، آلودگی

محمد حاتمی نژاد ٠٠:٢٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی Attorney: وکیل

علی باقری ٠٠:٢١ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی thin: واژه ي انگليسي thin به معني رقیق کردن، نازک کردن، کم پشت کردن ، تنک کردن، کم پشت کردن یا شدن، به طور نازک یا رقیق، نازک کردن وجین کردن یا شدن، هرس کردن، (علف هرزه و غیره)و...
با واژه ي " تُنُك " و " تُنُك كردن" فارسي سنجيدني است .
این واژه در زبان روسی در ریخت tonkiy، در زبان سوئدی tunn، لاتین tenues، نروژی tynn، کاربرد دارد.

محمد حاتمی نژاد ٠٠:٢٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی Acceptable: Socially acceptable
جامعه پسند

موسی ٠٠:١٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی revealingly: 1. This is a very slight discrepancy from strict verisimilitude here, but one that revealingly triggers disproportionate reactions among critics.
این یک اختلاف بسیار جزئی از راستی آزمایی دقیق در اینجا است ، اما یک اختلاف آشکارا واکنش های نامتناسب را در میان منتقدان ایجاد می کند.
2. Revealingly, Halberstam's book illustrates several of the shortcomings it purports to dissect.
آشکارا ، کتاب هالبرستام نشان دهنده چندین کاستی است که گویا برای کالبد شکافی است.
3. The town's importance stems from its high location above ground, thus revealingly overlooking nearby cities and towns.
اهمیت این شهر از موقعیت بالای آن در بالای زمین ناشی می شود ، بنابراین به طور آشکار مشرف به شهرها و شهرهای مجاور می شود.

Revealingly= آشکارا،به طور آشکار

معانی دیگر>>> به روشی افشاگرانه

ناشناس ٠٠:١٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی شاخ شدن: یعنی ادعای قدرتمند بودن ، مغرور بودن ، خودخواه

Niloofar ٠٠:١٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی lair: به مکانی گفته میشه که حیوانات وحشی قایم میشن یا استراحت میکنن

محمد حاتمی نژاد ٠٠:١٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی Disguised: تغیر یافته

محمد حاتمی نژاد ٠٠:١٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی Release: ازاد شدن

محمد حاتمی نژاد ٠٠:١٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی Battle: کشمکش

محمد حاتمی نژاد ٠٠:١١ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی never ending: شاید بشه مترادفunlimited