برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ak ١٥:٠٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی go out: دست از کار و تلاش برای انجام کاری کشیدن.

RM ١٥:٠٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی sprinkled donut: پراشکی مارپیچی

علي ١٥:٠٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی هیدوچ: هيدوچ جاي اصيل و تاريخي است كه اقوام درازهي و رند و بليدي در انجا ساكن هستند

ak ١٥:٠٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Getting my ass whipped: کسی را به شدت شکست دادن.

موسی ١٥:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی omit: omit(verb) = حذف کردن،از قلم انداختن،نادیده گرفتن،ذکر نکردن،جا انداختن،کوتاهی کردن،قصور کردن،غفلت کردن،به فراموشی سپردن،کنار گذاشتن

Definition = برای به عهده داشتن یا انجام کاری کوتاهی کنید/

مترادف با کلمه : neglect(verb)

examples :
1-He inadvertently omitted some important data from the report.
وی به طور ناخواسته برخی از اطلاعات مهم را از این گزارش حذف کرد.
2-The Prince's tour conveniently omitted the most deprived areas of the city.
تور سیاحتی شاهزاده محروم ترین مناطق شهر را به راحتی نادیده گرفت.
3-She omitted to mention that the gun was loaded.
او فراموش کرد اشاره کند که اسلحه پر شده است.
4- She omitted to mention that she would be away next week.
او فراموش کرد که اشاره کند که او هفته بعد غیبت خواهد داشت.
5-The book omitted any mention of the king's illness.
در این کتاب هرگونه اشاره به بیماری پادشاه حذف شده بود.
6-I’d be upset if my name were omitted from the list of contributors.
ناراحت می شوم اگر نام من از لیست همکاران حذف شود.
7-Omit anything that is likely to offend people
هر چیزی را که احتمالاً موجب آزردگی مردم می شود ، کنار بگذارید
8-This chapter may be omitted
این فصل درسی ممکن است حذف شود

سارافرجپور ١٤:٥٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Make fashion statement: something that you own or wear that is considered new or different, and that is intended to make other people notice you:
Mobile phones make a big fashion statement

سارافرجپور ١٤:٥٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Make fashion statement: باعث جلب توجه شدن

ak ١٤:٥٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی easter bunny: خرگوش عید پاک که برای بچه ها شکلات می آورد.

کاربر آبادیس ١٤:٥٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی licensing: با مجوز

سارافرجپور ١٤:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥

ak ١٤:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی one sided: وقتی یک تیم، تیم مقابلش را به راحتی شکست می دهد.

Mahdi ١٤:٤٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی capture: گرفتن، دریافت کردن

Javad ١٤:٤٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Fielder: بازیکن فوتبال
که خونده میشه بازیکن

پانترا ١٤:٤٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی پانترا: اتش فرشته و زیبا

King ١٤:٤٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی بیوگرافی: پیوگرافی:زندگینامه،توضیح درمورده زندگی يک شخص

ak ١٤:٤٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی straight flush: وقتی در بازی پوکر همان کارت هایی که دوست دارید به قرعه به نامت در می آید.

Farnaz ١٤:٤٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی cvd: Cardiovascular disease
بیماری قلبی - عروقی

sASa ١٤:٤١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی نوب سگ: نوب سگ یا به شیوه صحیح تر (نوب صگ)
به اشخاصی مانند یاسی،مونی و حدیث گفته می شود،که به شدت مبتدی بوده و هروقت کم می آورند صرفا غلط املایی می گیرند.به اینا میگن نوبه صگ

Figure ١٤:٣٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی given to: Used to
Apt to
Inclined

Parisa ١٤:٣٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Type of: انواع مختلف

. ١٤:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Settlers: مهاجران

English User ١٤:٢٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی sellout: منفعت طلبانه، سود جویانه
بی اهمیتی و ناچیز انگاشتن وظیفه و تعهد
فروش تمامی بلیط های یک اجرا

سید وحید طباطباییان ١٤:٢٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی manifestations of violence: بازنمود خشونت_ بازنمود پرخاشگری

کرام ١٤:٢٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی who: س(ازمان) ج(هانی) ب(هداشت) = س.ج‌.ب/سَجب

حمیدرضا ١٤:٢٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Fly Too Close to the Sun: بلند پروازی

Djawad ١٤:٢٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی uninhibited: یکی از دو معنی اصلی واژه inhibit و inhibition یعنی خود را زیاد پاییدن و هر چیزی رو بروز ندادن، کسی که حواسش به تمام کارهایی که میکنه هست و نگاه انتقادی نسبت به احساسات و رفتارهاش داره و راحت و آزاد خودشو بروز نمیده
Uninhibited صفت برعکسشه!
زیاد به خودش اخم و تَخم نمیکنه و با احساساتش راحته

Rozhin ١٤:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی three: three = 3 = سه = ٣

حمیدرضا ١٤:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی shakedown: باج گرفتن
تفتیش اساسی
دست گرمی

مجید سلم آبادی ١٤:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی wood: wood در زبان انگلیسی به معنای چوب هست.

مجید سلم آبادی ١٤:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی دوگه: دوگه در زبان ترکی به معنای برنج است.

آیتوس-شریوش ١٤:١٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی aqua: و درزبان بلوچی که زبانی هندواُروپایی اَست - اُک- گویند

سید وحید طباطباییان ١٤:١٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی counterpoint: دربرابر هم گذاشتن_ درهم‌آمیزی ناسازگاری‌ها

میلاد علی پور ١٤:٠٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی make light of: ساده و بی اهمیت جلوه دادن

سید وحید غ ١٤:٠٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی counterpoint: درهم‌آمیزی ناسازگاری‌ها

کین ١٤:٠٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی An architect: معمار مهندس

امری ١٤:٠٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی ان لهم حسن مآب: انّ لهم حسن مآب
یکون محذوف اسم ان و منصوب و جمله حسن مآب مبتدای موخر و مرفوع مآب مضف الیه و مجرور لهم خبر ان و خبر مبتدا و محلا مرفوع

مرتضی ١٤:٠٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی اتبع: در دستور کار خود قرار دادن ، هدف خود قرار دادن

فرناز ١٤:٠٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی upon my honor: به شرفم قسم

Amirreza ١٤:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی set the table: چیدن میز

سارافرجپور ١٤:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی cornerstone: رکن اساسی

میلاد علی پور ١٤:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی churn: با تکان های شدید پیش رفتن

سارافرجپور ١٤:٠٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی put your cards on the table: بگو چی تو سرته.

میلاد علی پور ١٣:٥٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی snap: حرکتِ سریع، حرکت ناگهانی و تند

Nasim ١٣:٥٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی wears: Wears = می پوشه

محسن ١٣:٥٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی کتایون: به نظر من کتایون معنیش پاک و خالص است همانطور که کاتالینا یا کاتارینا همین معنی رو می ده در نام های یونانی و انگلیسی احتمالا اینها یک ریشه دارن

آتوسا ١٣:٥٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی زندگی پس از زندگی: بدون غایت شناسی معقول و منطقی و شهودی نظریه علمی مه بانگ هرگونه نظریه پردازی در زمینه زندگی پس از زندگی بی پایه و اساس و اوهامی می باشد. شناخت خود ؛ هستی ؛ وجود ؛ جهان و خداوند تنها از طریق شناخت طبیعت و کیهان امکان پذیر و میسّر می باشد و نه از راه غرق شدن در داستان های دینی در قالب آیات و روایات و احادیث انبیاء و اولیاء و تفاسیر قطور و پرحجم و بی محتوای آنها و یا از راه تجربه های دم مرگ. چرخه یا زنجیره تولد و مرگ کلیه افراد انسانی ( و خیلی از موجودات زنده و مفید دیگر ) بین مبداء و معاد از نهایت کمال تا نهایت نقصان و بازگشت به نهایت کمال در پایان سَفَر آفرینش فقط ‌بهمراهی و همگامی و هماهنگی با تسلسل تولد و مرگ های بیشمار کیهان بر اثر نوسانات متوالی انقباض و انبساط هستی و وجود امکان پذیر است و نه از راه جدایی روان ؛ روح ؛ جان و نفس از کالبد به هنگام خواب و یا پس از مرگ.

سارافرجپور ١٣:٥٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی in case: محض احتیاط

کیپاپ لاور اعضم ١٣:٥٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی erupt: فوران کوه اتش نشان ها

Parnian ١٣:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Poison bite: نیش سمی

لنا ١٣:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی mud: گل و لاي،تيرگي