برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Ji ١٧:٠٧ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی evolve: تبدیل شدن یا همان تکامل پیدا کردن

Kim ١٧:٠٤ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی sheerly: کاملا،محض

mina ١٧:٠٣ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی sausages: سوسیس و کالباس

Sunflower ١٧:٠٣ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی Repel: To revolt
To disgust
To sicken
To horrify
To nauseate

To repulse

Kim ١٧:٠٠ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی articulated: بیان شده،ادا شده

راضیه نیک سرشت ١٦:٥٩ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی a Stones throw: A short distance
For example: I can see we are only a stone's throw from the main street.

Sunflower ١٦:٥٨ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی Promulgate: To promote
To announce
To proclaim

To publicize
To spread

Mina ١٦:٥٦ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی messiness: شلختگی

الینا ١٦:٥٥ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی تسخیر ناپذیر: مکان یا چیزی که به راحتی نمی توان آن را بدست آورد

راضیه نیک سرشت ١٦:٥٥ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی down in the dumps: If you're feeling DOWN IN THE DUMPS ,you're feeling depressed.
Down in the dumps is informal.

Leyla ١٦:٥٤ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی phenylenediamine: phenylenediarmins

عاطفه موسوی ١٦:٥٢ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی sullen: ترشرو. غمگین . غم انگیز

Sunflower ١٦:٥٠ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی Corporate: Adj:

of or shared by all the members of a group.


Joint
combined
united
Company
common



Farhood ١٦:٤٨ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی به هر شکلی: in any form

He hates violence in any form
اون آقا از خشونت به هر شکلی‌ش متنفره

Sepide ١٦:٤٧ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی gastropub: A place who you can gotta a great service or food

Farhood ١٦:٤٧ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی In any form: به هر شکلی

He hates violence in any form
اون آقا از خشونت به هر شکلی‌ش متنفره

مهدی ١٦:٤٧ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی معمولات: ت لخابموعت لحد لا

Aida ١٦:٤٦ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی Majoring: رشته تحصیلی
Field of study

Farhood ١٦:٤٦ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی temper: بداخلاق/خشمگین شدن

I hate it when you lose your temper like that
متنفرم از این حالتی که اینطوری بداخلاق/خشمگین میشی

Aida ١٦:٤٣ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی Monash: Monash . It's one of the universities from Australia

Farhood ١٦:٤٢ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی later on: در آینده،
بعداً

we accept this settlement without prejudice to our claim for a better settlement later on
این مصالحه را به شرطی می‌پذیریم که به حق ما نسبت به یک مصالحه‌ی بهتر در آینده صدمه نزند.

فرناز اصیلیان ١٦:٤٢ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی تجار: تاجر

حشمت خان ١٦:٤١ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی جاکش ننه: شخصی که مادرش رییس جنده خانه باشد. فحشی رکیک و سوزناک .

مینا ١٦:٣٦ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی erogenous zone: ناحیه شهوت‌زا

🇪🇸Bad bunny🇪🇸 ١٦:٣٤ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی hang out:
Hang out کلمه ای کاملا غیر رسمی میباشد

بیرون رفتن
وقت گذراندن
Hang out with friends:بیرون رفتن با دوست ها

حسین ١٦:٣٢ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی کرشمه: از مصدر قرشماق ترکی است.

𝓓𝓪𝓻𝓴 𝓛𝓲𝓰𝓱𝓽 ١٦:٣١ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی caucasian: به فردی که از نژاد و ethnicity سفید پوست باشه رو میگن
تلفظ : کا کِی ژِن

🇪🇸Bad bunny🇪🇸 ١٦:٢٥ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی pleasant: Pleasant:nice
دلپذیر . خوشایند
وقی میگوییم چیزی pleasant است منظور این است که آن باب میل ماست و سبب خوشحالی ما میشود.

سمیرا ١٦:٢٤ - ١٣٩٩/١١/٠١

mi ١٦:٢٢ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی transporte: ترابری کردن

bite ١٦:٢٢ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی promax: بسیار سینگل

ساغر ١٦:٢٢ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی ناپذیر: صف نا پذیر
تسخیر نا پذیر

Sunflower ١٦:٢١ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی Charmed: expressing polite pleasure at an introduction

amir ١٦:١٨ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی call emergency: تماس اضطراری

امیرعلی ١٦:١٤ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی shet: شت یعنی
لعنتی
لعنت
لعنت بر این زندگی
کوفت یه این شانس
ریدم تو این زندگی
این چه زندگی کوفتی هست

ولی معنی اصلیش لعنتی میشه

کلا که در موقع بد شانسی میگن


ولی کسی که این کلمه رو میگه تو دلش داره میگه:

خدااااااااااااااااااا این چه زندگی هست لعنت بر اين شانس 😩😓

Farhood ١٦:١٣ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی prejudice: He came to hate the town, with its narrow prejudices
اون مرد بخاطر پیش‌داوری/تعصب/قضاوت تنگ‌نظرانه‌ش از این شهر متنفر بود

Baran ١٦:١٢ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی Classmate: همکلاسی‌های

ایرج هدایتی ١٦:١٢ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی کر به طالع: فرد بسیار بدشانس که پشت سر هم بد می آورد ، طالع بدی دارد.

Negin ١٦:١٢ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی نگین: نگین یعنی باارزش و خاص..‌.
نگین یه اسم گرانبها ، خاص و زیباست...
حتی تاج و انگشتر هم با نگین زیبا میشوند و بدون نگین مانند فلزی بی ارزش هستند و زیبایی ندارند.
نگین یک اسم خاص و ایرانی است که بسیار زیباست و مانند دیگری ندارد😍
من خیلی خوشحالم که خانواده من اسم بیار زیبا و خاص رو به عنوان اسم من انتخاب کردن🤗😘

آرین ١٦:١١ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی گیاه: گیاه آنگونه که در گیاه شناسی Botanic نوشته شده به چیزی می گویند که از ریشه, ساقه و برگ ساخته شده و با کمک تابش خورشیده از مایه های an-organic مایه های اورگانیک می سازد به این ویر ویاد گیاهان را فتو آتوتروپ Photoautotroph می گویند و آن اورگانیسمی است که با تابش خورشید و دی اکسید کربن CO2 و آب انرژی برای ادامه زیست خود را می سازد. این واکنش آنقدر گسترده و پیچیده است که خود دانشی به نام بیوشیمی گیاهی را پدید آورده است. آنگونه که اسدی توسی در گرشاسپنامه و فردوسی* نوشته اند:
میاسای از اندیشه گونه گون// که دانش ز اندیشه گردد فزون|| *چو خواهی که دانسته اید به بر// به گفتار بگشای بند از گهر
در اروپا به گیاهانی بر می خوریم که خانه آغازین آنها در جای دیگری بوده و پیش از آنکه نمونه در این باره بنویسم بایسته است که واژه هایی را بکار ببرم. یکی Neobiota است و آن به گونه هایی از گیاهان می گویند که با دست داشتن آدمی در یک جایی از کره خاکی جا گرفته و در آنجا خانه تازه پیدا کرده و ماندگار شده و از پیش در آنجا نبوده اند. این گیاهان را Neophyten می گویند و جانورانی که بنا بر گفته بالا در جایی زیستگاه تازه پیدا کرده اند Neozoen می نامند. واژه دیگر به انگلیسی Cosmopolitan است که آلمانی آن می شود Kosmopolit و آن به جانداری گفته می شود که زیستگاه یا Biotop در سراسر جهان یا بخشی از آن را که در گزینش او گذاشته اند گسترش پیدا کرده است. گیاهی که می خواهم نام ببرم و در آغاز در سرزمین ما ایران زمین خانه داشته به لاتین Polygonum persicaria است. این گیاه را در آلمان, سوئد, هلند و فرانسه دیده ام. تابستان که به سوئد می رویم به اندازه بسیار زیاد در جنگل کنار جایی که آب هست دیده می شود.

A. M ١٦:١٠ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی Don't let me down: رو مو زمین ننداز.

روشن ١٦:٠٥ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی bastard: عوضی،/ تخم حرام

آریابوم ١٦:٠٣ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی قایم شدن: واژه �قایم� ریخت دیگری از واژه پارسی �گُم� است.

زینب زرمسلک ١٦:٠٢ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی Business process management: مدیریت فرایند کسب و کار

GAM ١٦:٠١ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی empanadas: پیراشکی،سمبوسه

مهراد ١٦:٠٠ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی بی صبرانه: بدون صبر . ناصبرانه . بی صبر

Sf ١٥:٥٨ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی Refine: تصحیح کردن

Asal ١٥:٥٧ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی adding insult to injury: نمک به زخم کسی پاشیدن

زینب زرمسلک ١٥:٥٦ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی integrated business process management: مدیریت یکپارچه فرایند کسب و کار

yasi ١٥:٥٦ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی thing: برای مثال در جمله when jazz become a thing?
یعنی کی سبک جز به وجود اومد؟ کی خلق شد؟