nevertheless

/ˌnevərðəˈles//ˌnevəðəˈles/

معنی: باز، هنوز، ضمنا، با اینحال، با اینحال، علیرغم، معهذا، با این وجود
معانی دیگر: بااین همه، با وجود این، با این وصف

بررسی کلمه

قید ( adverb )
• : تعریف: however; in spite of that.
مترادف: all the same, anyhow, anyway, at any rate, however, in any event, nonetheless, notwithstanding, though, yet
مشابه: after all, regardless, still

- She had been warned against trying to see her ex-husband; nevertheless, she went to his place of work and barged into his office.
[ترجمه A-Reza] او در برابر تلاش برای دیدن شوهر سابق خود هشدار داده شده بود؛ با این حال، به محل کار او رفت و به زور وارد دفترش شد. .
|
[ترجمه بابک ر و] به او هشدار داده شده بود در برابر تلاش برای دیدن شوهر قبلیش ، با او جود این او به محل کارش رفت و سر زده وارد دفترش شد
|
[ترجمه ترگمان] با وجود این، به او هشدار داده بودند که شوهر سابقش را ببیند، با این وجود، به محل کارش رفت و به زور وارد دفترش شد
[ترجمه گوگل] او در برابر تلاش برای دیدن شوهر سابق خود هشدار داده بود؛ با این حال، او به جای کار خود رفت و به دفترش رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Men were dying of the cold, but the expedition continued nevertheless.
[ترجمه A-Reza] مردم از سرما می مردند، اما عملیات، با این وجود، ادامه داشت.
|
[ترجمه ترگمان] مردان از سرما در حال مرگ بودند، اما این سفر به هر حال ادامه داشت
[ترجمه گوگل] مرد ها از سرما می میرند، اما این عملیات همچنان ادامه داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He almost never writes or calls, but I consider him a good friend nevertheless.
[ترجمه ترگمان] او تقریبا هیچ وقت نمی نویسد یا زنگ نمی زند، اما با این حال او را دوست خوبی می دانم
[ترجمه گوگل] او تقریبا هرگز نمی نویسد یا تماس نمی دهد، اما من او را دوست خوب می دانم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. he had not slept that night, nevertheless he was alert and energetic the next day
او آن شب نخوابیده بود بااین حال فردای آن شب هشیار و پویا بود.

2. He was very tired; nevertheless he went on walking.
[ترجمه شایان] او با وجود اینکه خیلی خسته بود به راه رفتن ادامه داد.
|
[ترجمه موسسه فرزانه سازان] او بسیار خسته بود, با این وجود به قدم زدن رفت
|
[ترجمه ترگمان]بسیار خسته بود، با این همه راه می رفت
[ترجمه گوگل]او خیلی خسته بود با این وجود او رفت و رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We are going nevertheless we shall return.
[ترجمه ترگمان]با این همه باز خواهیم گشت
[ترجمه گوگل]ما با این وجود ما می رویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. What you said was true but nevertheless unkind.
[ترجمه Tara] آنچه گفتی راست و درست بود اما ب هر حال بی رحمانه و خشونت آمیز بود
|
[ترجمه ترگمان]آنچه گفتی راست بود، اما با این همه نامهربان بود
[ترجمه گوگل]آنچه شما گفتید درست بود اما با این حال غیرممکن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She was very tired, nevertheless she kept on working.
[ترجمه ترگمان]با این همه، بسیار خسته بود، اما همچنان کار می کرد
[ترجمه گوگل]او خیلی خسته بود، با این وجود او کار خود را ادامه داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The news may be unexpected;nevertheless it is true.
[ترجمه ترگمان]این خبر ممکن است غیرمنتظره باشد، با این حال این خبر درست است
[ترجمه گوگل]اخبار ممکن است غیر منتظره باشد، اما این درست است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The two rivals were nevertheless united by the freemasonry of the acting profession.
[ترجمه ترگمان]با این حال، این دو رقیب از لحاظ حرفه بازیگری با یکدیگر متحد بودند
[ترجمه گوگل]با این وجود، دو رقبای توسط فراماسونری حرفه حرفه ای متحد شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Nevertheless, it's good to know you've had good notices, even if you don't read them.
[ترجمه ترگمان]با این حال، خوبه که بدونی تو متوجه خوبی شدی، حتی اگر آن ها را بخوانی
[ترجمه گوگل]با این وجود، خوب است بدانید که یادداشت های خوبی داشته اید، حتی اگر آنها را بخوانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. What you said was true. It was, nevertheless, a little unkind.
[ترجمه ترگمان] چیزی که گفتی حقیقت داشت با این همه اندکی نامهربان بود
[ترجمه گوگل]چیزی که گفتی درست بود با این حال، کمی نگران کننده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. He found the test difficult but nevertheless made a good stab at it.
[ترجمه ترگمان]آزمایش را مشکل پیدا کرد اما با وجود این ضربه خوبی به آن زد
[ترجمه گوگل]او تست را دشوار دانست اما با این حال آن را خوب خنداند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. There was no news; nevertheless we went on hoping.
[ترجمه ترگمان]با وجود این، هیچ خبری نبود، با وجود این امیدوار بودیم
[ترجمه گوگل]هیچ خبری نبود با این وجود ما امیدوار بودیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Our defeat was expected but it is disappointing nevertheless.
[ترجمه ترگمان]شکست ما انتظار می رفت، اما با این حال نا امید کننده بود
[ترجمه گوگل]شکست ما انتظار می رود اما با این وجود ناامید کننده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. His clothes are old and unfashionable, but nevertheless he has a real touch of class.
[ترجمه ترگمان]لباس هایش کهنه و قدیمی است، اما با وجود این یک کلاس واقعی دارد
[ترجمه گوگل]لباس های او قدیمی و غیرمجاز است، اما با این حال او لمس واقعی کلاس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The cop told them to clear out,nevertheless they seemed not to hear.
[ترجمه ترگمان]پلیس به آن ها گفت که همه چیز را روشن کنند، اما به نظر می رسید که چیزی نمی شنود
[ترجمه گوگل]پلیس به آنها گفت برای پاک کردن، اما به نظر می رسید آنها را نمی شنود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

باز (قید)
again, nevertheless

هنوز (قید)
still, yet, nevertheless, however, as yet

ضمنا (قید)
nevertheless, however, simultaneously, at the same time, meantime, meanwhile, by the way, in the interim, withal

با این حال (قید)
yet, nevertheless, nonetheless

با این حال (حرف ربط)
nevertheless, nonetheless

علیرغم (حرف ربط)
nevertheless

معهذا (حرف ربط)
nevertheless, however

با این وجود (حرف ربط)
nevertheless

به انگلیسی

• anyway, anyhow; still, all the same; however
nevertheless means in spite of what has just been said; a formal word.

پیشنهاد کاربران

کمتر پیش می آید . . .
وجمله ی پس از آن منفی می شود
با این وجود
در هرصورت، با این همه، به هرحال، با این اوصاف
با این حال
Nevertheless
Nonetheless
هرچند
با این اوضاع
According to the Oxford English Dictionary, nevertheless and nonetheless are interchangeable; however, strict grammarians insist that nevertheless should be used when referring to something that has occurred, is occurring, or might occur. Nonetheless means in spite of, in contrast to, or notwithstanding
باای حال
بااین توصیفات
باوجود این
Nontheless=Nevertheless=but=yet
همگی از co - ordinatin ها هستند و جملات هم پایه رو میسازند . . . به معنی : با این وجود_با این حال_اما_ولی
nevertheless ( conjunction ) = با این وجود، با این حال، با این همه

Definition = با وجود اینکه ؛ علی رغم واقعیتی که شما به آن اشاره کردید/

مترادف با کلمه : nonetheless

examples:
1 - his project was flawed nevertheless it won second prize.
پروژه او ناقص بود اما با این وجود جایزه دوم را به دست آورد.
2 - she was quite sick; nevertheless, she attended all of her classes.
او کاملا بیمار بود. با این حال ، او در همه کلاسهای خود شرکت کرد.


nevertheless ( adv ) = با این حال، ضمن اینکه

Definition = علیرغم آنچه که قبلاً گفته شد یا به آنها اشاره شد/

examples :
1 - I knew a lot about the subject already, but her talk was interesting nevertheless.
من قبلاً درباره این موضوع چیزهای زیادی می دانستم ، اما با اینحال صحبت های او جالب بود.
2 - Their team hadn’t lost a game the entire season. Nevertheless, we beat them by a huge margin last night.
تیم آنها در کل فصل یک بازی را نباخته بود. ضمن اینکه ، ما شب گذشته آنها را با اختلاف زیادی شکست دادیم.
با وجود اینکه
، با این وجود که
با این همه. . .
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما