بابک ر و

بابک ر و

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



there is no point٠٢:٤٠ - ١٣٩٩/٠٥/٢٣فایده ای نداره there is no point in apologizing معذرت خواهی فایده ای ندارهگزارش
18 | 0
what's your take on that٢٣:٢٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠٢نظرت چیه؟ what’s your opinion?گزارش
2 | 0
site٠٣:٢٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٩مجموعهگزارش
23 | 1
now١٦:١٠ - ١٣٩٩/٠٢/١٣دیگه he won't be needing any loans now? آیا او دیگر به هیچ وامی نیاز نداره؟گزارش
18 | 1
take an interest in٠٢:٣٤ - ١٣٩٩/٠٢/٠٧علاقه مند شدن به شخصی یا چیزی She took an interest in his work او به کارش علاقه مند شدگزارش
21 | 0
clear out١٣:٥٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٢گرد گیری کردنگزارش
9 | 0
in favor of٠٢:٥٢ - ١٣٩٩/٠١/١٥در حمایت ازگزارش
39 | 1
point of time٠٢:٠٢ - ١٣٩٩/٠١/١٣جایی از زمان زمان مشخصگزارش
12 | 0
fixed٠٣:٠٩ - ١٣٩٩/٠١/١٠معین شده تعیین شدهگزارش
14 | 1
continuously٠٣:٢٥ - ١٣٩٩/٠١/٠٧به طور مداومگزارش
21 | 0
above and beyond١٣:٤٩ - ١٣٩٩/٠١/٠٥فراتر و بالا تر بیش تر از حد انتظار Thank you for going above and beyond to help me get what I want ممنونم از کمک فراتر از انتظار تون به من برای به ... گزارش
25 | 0
go out of my mind١٦:٥١ - ١٣٩٨/١٢/١٨نگران شدن I'm going out of my mind= I'm very worried خیلی نگرانمگزارش
7 | 1
earlier٠١:٥٢ - ١٣٩٨/١٢/١٨قبل ترگزارش
28 | 1
go far٠٠:٤٨ - ١٣٩٨/١٢/١٢پیش رفتن ، کار به جایی رسیدن I never wanted it to go that far هرگز نمیخواستم کار به اینجا برسه گزارش
5 | 1
higher١٦:٤٢ - ١٣٩٨/١١/٢٠قوی ترگزارش
12 | 2
bold٢٣:١٠ - ١٣٩٨/١١/١٢حروف پر رنگگزارش
55 | 0
rusty١٨:٠٧ - ١٣٩٨/١١/١٠فراموش شده ( زبان )گزارش
41 | 1
performing٢٣:٢٧ - ١٣٩٨/١١/٠٥نقش آفرینیگزارش
18 | 1
outrageous١٧:٢٦ - ١٣٩٨/١١/٠٢زنندهگزارش
14 | 0
reduced٢٣:٠٤ - ١٣٩٨/١٠/٣٠کم شده، کوتاه شده، مختصر شدهگزارش
25 | 1
blurb٠٠:٤٩ - ١٣٩٨/١٠/٣٠توضیح پشت جلد کتابگزارش
46 | 1
plot٠٠:٣٧ - ١٣٩٨/١٠/٣٠خط داستانی فیلم یا رمانگزارش
28 | 1
blow١٨:٥٤ - ١٣٩٨/١٠/٢١blow your nose فین کردنگزارش
30 | 2
plenty of٢٢:٢٨ - ١٣٩٨/٠٩/١٣به مقدار کافی ، بیش از اندازه I have a lot of money من خیلی پول دارم ( ولی این پول زیاد بالاخره خرج میشه و تموم میشه ) I have plenty of money من یه ... گزارش
55 | 1
prompts٢١:٠٦ - ١٣٩٧/٠٧/١٥پاسخ های مندرج جواب های حاضرگزارش
136 | 1
tower of strength١٧:٠٥ - ١٣٩٦/٠٩/١٥اسطوره ثلابتگزارش
28 | 1
i twisted my ankle١٢:٤٠ - ١٣٩٦/٠٧/٢٦مچ پایم پیچ خوردگزارش
64 | 1
i dont see why not٠١:١٣ - ١٣٩٦/٠٧/١٠البته چرا که نهگزارش
44 | 0
god to honest١٨:٢٣ - ١٣٩٦/٠٧/٠٦خداییش. ( یکجور قسم دادن ) گزارش
18 | 1
open up١١:٤٧ - ١٣٩٦/٠٧/٠٣درد دل کردنگزارش
186 | 1
take me١٦:١٩ - ١٣٩٦/٠٦/٢٨من را برسان ( به مقصد ) من را بپذیر Take me as I am مرا همینطور که هستم بپذیرگزارش
69 | 1
keep up with١٤:٣٢ - ١٣٩٦/٠٦/٢٨همگام بودنگزارش
334 | 1
dont bother١٤:٢٩ - ١٣٩٦/٠٦/٢٨زحمت نکشگزارش
37 | 1
نیمه گمشده١٢:٢٥ - ١٣٩٦/٠٦/٢٦soulmateگزارش
90 | 1
money burns a whole in his pocket١١:١٩ - ١٣٩٦/٠٦/٢٤پول تو جیبش دوام نمی آوردگزارش
23 | 0
a tower of strength١٧:٠٠ - ١٣٩٦/٠٦/٢١استوره صلابتگزارش
28 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



nevertheless٠١:٤٥ - ١٣٩٨/١٢/١٧
• She had been warned against trying to see her ex-husband; nevertheless, she went to his place of work and barged into his office.
به او هشدار داده شده بود در برابر تلاش برای دیدن شوهر قبلیش ، با او جود این او به محل کارش رفت و سر زده وارد دفترش شد
16 | 1
end up٢٢:٥٠ - ١٣٩٨/١١/١١
• We ended up not going to the movies because it was too late.
کار به آنجا رسید که به سینما نریم چون خیلی دیر بود
18 | 1
accurate١٣:٢٨ - ١٣٩٧/٠٧/٠٩
• It's impossible to be accurate about these things.
غیر ممکنه که در مورد این چیزها دقیق باشه
34 | 1
inside out٠١:٢١ - ١٣٩٧/٠٦/٢٥
• The burglars had turned the house inside out.
دزدها خانه را زیر و رو کرده بودند
12 | 1
inside out٠١:١٠ - ١٣٩٧/٠٦/٢٥
• He knows the place inside out.
او محل را کاملا میداند
16 | 2
inside out٠١:٠٧ - ١٣٩٧/٠٦/٢٥
• It was so windy my umbrella turned inside out.
هوا خیلی طوفانی بود چترم بر عکس شد
16 | 1
inside out٠١:٠٦ - ١٣٩٧/٠٦/٢٥
• You're wearing your sweater inside out.
داری سوییشرت خودت را پشت و رو میپوشی
18 | 0
inside out٠١:٠٠ - ١٣٩٧/٠٦/٢٥
• They turned the place inside out but did not find the thief.
آنها محل را زیر و رو کردند اما دزد را پیدا نکردند
28 | 0