knock someone down
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• ( با ماشین ) زدن، زیر گرفتن ( کسی را )
• نقش بر زمین کردن، با ضربه نقش بر زمین کردن
• ( مجازی ) کسی را از نظر روحی در هم شکستن
• ( در حراج ) به کسی فروختن ( تابلو یا کالا به بالاترین پیشنهاد دهنده )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
"The boxer knocked his opponent down with a powerful right hook. "
بوکسور حریف خود را با یک ضربه راست قدرتمند نقش بر زمین کرد.
"The constant criticism from his boss really knocked him down for a while. "
انتقادهای مداوم رئیسش واقعاً مدتی روحیه او را در هم کوبید.
"The antique vase was finally knocked down to the bidder in the back of the room. "
گلدان آنتیک در نهایت به پیشنهاددهنده انتهای سالن فروخته شد.
• ( با ماشین ) زدن، زیر گرفتن ( کسی را )
• نقش بر زمین کردن، با ضربه نقش بر زمین کردن
• ( مجازی ) کسی را از نظر روحی در هم شکستن
• ( در حراج ) به کسی فروختن ( تابلو یا کالا به بالاترین پیشنهاد دهنده )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
بوکسور حریف خود را با یک ضربه راست قدرتمند نقش بر زمین کرد.
انتقادهای مداوم رئیسش واقعاً مدتی روحیه او را در هم کوبید.
گلدان آنتیک در نهایت به پیشنهاددهنده انتهای سالن فروخته شد.
کسی را سرکوب کردن؛
کسی را تخریب کردن
کسی را تخریب کردن
با چونه زدن قیمت را پایین آوردن
( با انتقاد و . . . ) روحیه ی کسی را خراب کردن
( با انتقاد از او ) کوبیدن کسی
( با انتقاد از او ) کوبیدن کسی
خوردن زمین توسط چیزی