برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Mary ١٦:٢٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی ask for: پرسیدن

موسی ١٦:٢٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی outlandish: outlandish(adj) = عجیب و غریب،نا متعارف،غیر عادی

Definition = عجیب و غیرمعمول و دشوار است برای قبول یا دوست داشتن/غیر متعارف و غیر معمول/

مترادف با کلمه : bizarre

an outlandish hairstyle/outfit = مدل مو / لباس عجیب و غریب
Outlandish behaviour = رفتار غیر عادی

examples:
1-She liked to dress in outlandish clothes.
او دوست داشت لباسهای عجیب و غریب بپوشد.
2-From a practical standpoint, this task is somewhat outlandish.
از نظر عملی ، این کار تا حدودی غیر عادی است.

ak ١٦:٢٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی bring it in: بیاید داخل. بفرمایید داخل.

مانیا ١٦:٢٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی یاشا: من که تا الان نشنیده‌اسم یاشا نه پسر و نه دختر
ولی به نضر من به دختر بیشتر میاد

مروا ١٦:٢٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی مریه: مِرْيَةٍ
فرهنگ واژگان قرآن
شک و تردید

سعید پهلوان ١٦:٢٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی اثر ایوان تور گنیف: آسیه واولین عشق . ابله سرنوشت . سیلاب بهاری . فاوست. مومو. زن روستائی . خاطرات یک شکارچی . پدران وپسران. خاک بکر . دود .

Hasti♡ahmady ١٦:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی exercise cycle: دوچرخه ورزشی

مانیا ١٦:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی یاشا: من که تا الان نشنیدم یاشا اسم پسر یا اسم دختر
ولی به نضر من به دختر بیشتر میاد

ماریا ١٦:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی phrase mongering: استفاده (به ویژه عادی) از عبارات پر آب و تاب یا چشمگیر.

مرضیه ١٦:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی کرخه: رود سیمره بر اثر ادامه خشکسالی‌ و برداشت بی‌رویه از منابع آبی به‌طور کامل در حال خشک شدن است و اکنون جز بستر خشک رودخانه نشانی از حیات وجود ندارد.

رود سیمره از به هم ریختن دو رود گاماسیاب (جنوب نهاوند) که از کوه گرین از غرب به شهرستان دلفان و شهرستان سلسله (الشتر)،در استان لرستان سرچشمه می‌گیرد و رود قره‌سو در کرمانشاه ، تشکیل و پس از عبور از بخش هلیلان در ناحیه‌ای به نام کشکان خرم‌آباد (پل کشکان) به این رود می‌پیوندد.

این رودخانه در عمق دره‌ای وسیع و طولانی از شمال به سمت جنوب رشته کوه‌های زاگرس به طول ۷۷۵ کیلومتر عبور کرده و در دزفول، رودخانه‌ی کرخه را تشکیل می‌دهد.


مرضیه ١٦:١٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی سیمره: سیمره :
رود سیمره بر اثر ادامه خشکسالی‌ و برداشت بی‌رویه از منابع آبی به‌طور کامل در حال خشک شدن است و اکنون جز بستر خشک رودخانه نشانی از حیات وجود ندارد.

رود سیمره از به هم ریختن دو رود گاماسیاب (جنوب نهاوند) که از کوه گرین در استان لرستان (غرب بروجرد) سرچشمه می‌گیرد و رود قره‌سو در کرمانشاه ، تشکیل و پس از عبور از بخش هلیلان در ناحیه‌ای به نام کشکان خرم‌آباد (پل کشکان) به این رود می‌پیوندد.

گرین :
رشته‌کوه گَرین یا گرو از رشته کوه‌های بزرگ غرب ایران است که بیشتر مساحت آن در شمال استان لرستان و بخشی نیز در استان‌های همدان و کرمانشاه است. گرو در ادامهٔ چکاد اشترانکوه می‌باشد و طول آن به بیش از ۱۸۰ کیلومتر می‌رسد. این رشته کوه در استان کرمانشاه به کوه‌های پرو و بیستون می‌پیوندد. قله‌های بلند آن عبارتند از: بازگیر (۳۶۰۰متر)، هژده یال (۳۵۹۰ متر)، ولاش (۳۶۳۰ متر)، یال کبود (۳۵۱۰ متر)، هیگره (۳۵۴۵ متر) سه کوزان (۳۴۴۰ متر)، برنجه (٣٥٨٦ متر)، برف هل (۳۲۹۰ متر)، غازچغا (۳۲۰۰ متر)، پیازکاران (۳۱۵۰ متر) و شاه نشین (۲۹۷۷ متر). گرین از غرب به شهرستان دلفان و شهرستان سلسله (الشتر)، از شمال به شهرستان نهاوند، از شرق به شهرستان بروجرد و از جنوب به شهرستان خرم‌آباد محدود می‌شود. گرین در گویش محلی گرّو یا گرّی garri نیز خوانده می‌شود و در گویش لکی گروین garvin نامیده می‌شود. این رشته کوه یکی از کانونهای آبگیر دائمی استانهای لرستان و همدان است که رودهای دز و گاماسب را تغذیه می‌کند. سرابهای فراوانی در دو سوی این کوه وجود دارد (گیان، گاماسیاب، کهمان، کرتیل، اسبی، چله، خسروی، نظامی، پنبه مسجد، نیزه و…) و آب آشامیدنی بروجرد و نیز آب مورد نیاز کشاورزی دشت سیلاخور نیز از همین سرابها تأمین می‌شود. صعود به کوه گرین از روستاهای غرب شهر بروجرد (ونایی و فیال)، شرق دلفان(روستاهای برخوردار، ایرانشاهی،الفسانه و...) جنوب نهاوند (از مسیر روستای وراینه و سراب گاماسیاب) یا شمال الشتر امکان‌پذیر است. راه اصلی صعود به قله یال کبود از مسیر سراب گاماسیاب در شرق دلفان و در مسیر نورآباد-نهاوند است که داشتن جان‌پناه با ظرفیت ۳۰ نفر و آب آشامیدنی و سرویس بهداشتی مناسب، بهترین مسیر صعود به خصوص برای بانوان است. این مسیر صعود توسط دیرکهای بلند نشانه گذاری شده که راهنمای مناسبی برای کوهنوردان به خصوص در فصل زمستان است. دهکده ده حیدر و وراینه دو روستا در دامنه گرین در هستند. دهکده ییلاقی ونایی در پای این کوه قرار دارد. این کوه خرس، کفتار، گرگ و روباه دارد و در گذشته پلنگ نیز داشته‌است. راه صعود به قلهٔ ولاش هم از ونایی است و هم از روستای پرسک در شرق الشتر ( لرستان ).

این رودخانه در عمق دره‌ای وسیع و طولانی از شمال به سمت جنوب رشته کوه‌های زاگرس به طول ۷۷۵ کیلومتر عبور کرده و در دزفول، رودخانه‌ی کرخه را تشکیل می‌دهد.

موسی ١٦:١١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی omission: omission(noun) = حذف،جاافتادگی،غفلت،فروگذاری،از قلم افتادگی

Definition = واقعیت نادیده گرفتن چیزی که باید در آن گنجانده شده باشد ، یا چیزی که در آن گنجانده نشده است/

examples:
1-Measures to control child employment are a glaring (= very obvious) omission from new legislation to protect children.
اقدامات برای كنترل اشتغال كودكان ، حذف آشکار (یا بسیار واضح) قانون جدید برای حمایت از كودكان است.
2-There are some serious errors and omissions in the book.
برخی اشتباهات و حذفیات جدی در این کتاب وجود دارد.
3-The fans believed that the omission of Heacock from the team was a serious mistake.
هواداران اعتقاد داشتند که حذف هایکاک از تیم اشتباه جدی بود.
4-We are not responsible for the omission of information from this website.
ما مسئولیتی در قبال حذف اطلاعات از این وب سایت نداریم.
5-The play was shortened by the omission of two scenes.
نمایش به خاطر حذف دو صحنه کوتاه شده بود.
6-His paper had several notable omissions
مقاله وی چندین حذف قابل توجه داشت

Parya ١٦:٠٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Tasks: مشاغل

Mahdi ١٦:٠٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Carves: کنده کاری

١٦:٠٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥

Parya ١٦:٠٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Tasks: مالیات

محمد ١٦:٠٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی meat and potato: در اصطلاح به معنی مهمترین یا اساسی ترین اصل و اساس چیزی است.

میترا بهنام مجتهدی ١٦:٠٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی lossusing: هدررفت

(برای آب و خاک به‌کار برده‌می‌شود.)

Mobina ١٥:٥٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Bachelor: Bachelor زن مجرد

RM ١٥:٥٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی coffee machine: دستگاه قهوه‌ساز

كسرا گرديني ١٥:٥٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی demoralized: مستاصل
درمانده
ناتوان

سیما احمدی ١٥:٥٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی corner: داخل یک فیلم به معنای خفت کردن هم بکار برده شده بود

موسی ١٥:٥٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی omitted: omitted(adj) = حذف شده،از قلم افتاده/لغو شده،ناتمام،نادیده گرفته شده/حواس پرت،شیفته،فراموشکار/فقدان،کمبود/

Definition = مستثنی یا کنار گذاشته شده/انجام نشده یا تمام نشده/عدم توجه به آنچه گفته می شود یا انجام می شود/در مواقعی که انتظار می رود یا قرار است وجود نداشته باشد یا در آن گنجانده نشود/

examples:
1-Many of the omitted suggestions are those that would be routinely suggested by family therapists.
بسیاری از پیشنهادهای نادیده گرفته شده پیشنهادهایی است که به طور معمول توسط خانواده درمانگر پیشنهاد می شود.
2-The Chinese and English versions are truncations with a significant number of lines being omitted.
نسخه های چینی و انگلیسی برش هایی با تعداد قابل توجهی از خطوط حذف شده است.
3-I suppose that the documents were supplied in paper form, with the omitted sections blacked out.
من تصور می کنم که اسناد به صورت کاغذی ارائه شده اند ، در حالی که قسمتهای نادیده گرفته شده حذف شده است.

سارا ١٥:٤٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی رنسانس: نوزایش یا تجدید حیات

Sara ١٥:٤٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Examples: نمونه ها

Zahra ١٥:٤٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی this is: این هست

Mohsen ١٥:٤٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی spool: اسپول در پایپینگ صنعتی به عنوان قطعات پیش ساخته به منظور نصب و مونتاژ راحت تر گیج ها و سایر اجزای متصل شده به آن مورد استفاده قرار می گیرد.اسپول در پایپینگ پتروشیمی مجموعه ای از لوله های با طول های مختلف است که در دو انتهای لوله ها فلنج متصل شده،بنابراین فلنج ها می توانند بر یکدیگر منطبق شده و توسط پیچ مونتاژ شوند.
استفاده از اسپول در پایپینگ خطوط لوله بیشتر در پایپینگ پتروشیمی و پالایشگاه که نیازمند سیستم پایپینگ دقیق و بدون خطا می باشد مورد استفاده قرار می گیرد.در پایپینگ پتروشیمی نیاز به انتقال سیالات و گازها از نقطه ای به نقطه دیگر است و این سیستم انتقال نیازمند تعداد زیادی اجزا ارتباطی می باشد.

امید اسماعیلی ١٥:٤٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی bubbly: بشاش

shaghayeghnema ١٥:٤٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی wonder drug: به معنی داروی ضعیف

علیرضا قانع ١٥:٤١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Deburring: پلیسه گیری درسته

آرزو ١٥:٤٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی یارا: با توجه به معنی اسم یارا؛ به نظرم برازنده‌ی یک پسر هست..و من هم تصمیم دارم اسم پسرم رو که چهار ماه دیگه به دنیا میاد؛ یارا بذارم..

الهام خانشدی ١٥:٣٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی cravings: آرزوها ، اشتیاق ها

K.s ١٥:٣٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی context: If you want to be our employment you need to have some special contexts

Is it right???

دستان ١٥:٣٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی دستان: نام من هم معنی دلیر وشجاع میدهد هم به معنی نغمه،آهنگ،سرود،نوا میباشد همچنین نام پدر رستم نیز میباشد.حتی معنی نیرنگ وفریب وحیله هم میدهد. پیروز سربلندباشید

دلارام ١٥:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی issued: منتشر شده

sepideh.dng ١٥:٢٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی wonder: از خود پرسیدن درباره ی موضوعی که آرزوی دانستنش را دارید:

But that doesn't stop science fiction writers, who keep exobiologists on their toes, wondering what the first truly silicon-based life forms would be like

اما این جلوی نویسندگان داستان�های علمی-تخیلی، کسانی که بر اگزوبیولوژیست�ها تاثیر می�گذارند و از خود می-پرسند که شکل اولیۀ زندگی مبتنی بر سیلیکون چگونه است را نمی�گیرد.

فرید ١٥:٢٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی specialized: تخصصی، پیشرفته

سحر نجات پور ١٥:٢٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥

سحر نجات پور ١٥:٢٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی آبخور: آبشخور
روزی، قسمت و نصیب

کورش صادقی ١٥:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی المان: اعراب گذاری رو به برنامتون اضافه کنید، عالی میشه.

محسن هنرجو ١٥:٢٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی computing paradigm: الگوی برنامه نویسی (در علوم کامپیوتری)؛
یک مبانی نظری در رشته علوم کامپیوتری؛ یک چارچوب فکری در رشته کامپیوتر

ام یاسین ١٥:١٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی مستورات: زنان پوشیده شده اسم مفعول هست

Zahra ١٥:١٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی give an excuse: بهونه اوردن

RM ١٥:١٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی work the night shift: در شیفت شب (نوبت‌کاری شب) کار کردن.

ak ١٥:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی whats up doc: چه خبر، اوضاع و احوال چطوره؟

_________ ١٥:١٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی celebrations: جشن ها

ak ١٥:١٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی contact sport: ورزش های برخوردی مانند بسکتبال

موسی ١٥:١٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی neglect: neglect(verb) = omit(verb)
به معناهای : حذف کردن، از قلم انداختن،نادیده گرفتن،کوتاهی کردن،غفلت کردن،فراموش کردن،کنار گذاشتن

ak ١٥:١٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Push around: در بازی‌های ورزشی یعنی به شدت شکست خوردن.
push teaming around

میلاد علی پور ١٥:٠٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی severely: با تحکم، به حالتِ تندی، به شکلِ زننده ای، با تُندی