برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها


حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٣:٢٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی رنجیده خاطر: بددل،ملول،مکدر،دلگیر، آزرده دل

محمدپور ٠٣:٢٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی i really do not like to move!: راستش دیگه قادر به حرکت نیستم.
راستش انگار نای جنب خوردن، ندارم.
حقیقتا دیگه نمی تونم از جام جنب بخورم.
You’ve gained five kilos in three months. Oh, yeah. I really do not like to move!
در عرض سه ماه پنج کیلو چاق شده اید. اوه، آره. راستش دیگه نمی تونم از جام جنب بخورم.

حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٣:٢١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی نامی برای دختران: فریماه،درسا،مریم،فریبا،دریا،آتنا،بهاره

عباس اسماعیلزاده ٠٣:١٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی مهین: مهین (با تلفظ متداول "مه یین" ma-i:n")
در گویش دری کاربرد بیشتر دارد و صرفاَ به این معانی:
1 ـ لاغر ـ آدم قد مهین ـ شخص لاغر اندام
2. باریک؛ نازک ـ قلم نوک مهین ـ قلم باریک نوک.
به انگلیسی:
thin
به سویدی (سوئدی)
smal



حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٣:١٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی ایالت امریکا: یوتا،داکوتا،آریزونا،کالیفرنیا،نوادا،نبراسکا

هیرسا ٠٣:١٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی هیرسا: پارسا.پرهیزگار

حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٣:٠٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی باطن: پنهان، ناپدید، نهان، اندرون، داخل، درون، دل، ضمیر، طینت، قلب، نیت، اصل، حقیقت، صریح، ظاهر، خلوت،نهاد

حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٣:٠٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی دبیر: مدرس، معلم، راقم، کاتب، مترسل، محرر، منشی، نویسنده، باسواد، تحصیلکرده،میرزا

حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٣:٠٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦


عباس اسماعیلزاده ٠٣:٠٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی پی تی اس دی: پی تی اس دیPost Traumatic Stress Disorder = PTSD
اختلالات روانی ناشی از آسیبهای ماندگار ـ ناخوشیهای روانی که در اثر صدمات شدید جسمانی یا روانی و یا هر دوی اینها پدید آیند. مبحث بزرگی در روانپزشکی(صحت روانی) و به وِیژه روانشناسی می باشد. ناخوشیهای اختلالات روانی ناشی از آسیبهای ماندگار را از طریق جلسات فراوان و مکرر بیمار با روانشناس از طریق گفت و شنودمیتوان کاهش داد.


حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٣:٠٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦



حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٣:٠١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦



پناهی از دره‌شهر ایلام ٠٢:٥٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی ایل کولیوند: سلام خدمت آقای لطفی ،بنده اهل دره شهر هستم مطلب شما را در خصوص کوچک خان فرخشاهی یا گجر بال چرمی مطالعه نمودم تمام آنچه را که نگارش فرموده بودید را ما به صورت شفاهی و با جزییات از زبان بزرگانمان در گذشته شنیده بودیم و اینکه این شخص به جهت تردد زیاد به این منطقه دارای شهرت بیشتری در بین مردم این دیاربوده البته مردمان هم عصر خودش و چند نسل بعد، از زحمات شما بسیار ممنونم.

Figure ٠٢:٥٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی at the outset: از اول , از ابتدا، از آغاز outset = a begining/start
from the beginning, from the get go, from the strat
.I will just apologize at the outset of this column
We deserve the truth,” he said, “though we already knew it from the outset.

محمدپور ٠٢:٥٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی it's just round the corner: درست لبه نبش است.
درست همین دور و بره.
تقریبا اطراف اون نبشه.
درست این گوشه و کناره.
Where's the bank? It's just round the corner

حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٢:٥٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦

Ies ٠٢:٥١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی ایلیا: سلام من خیلی تحقیق کردم درباره اسم ایلیا که زبان سریانی ریشش برای چه کشوری هستش سریانی ریشش برای یونان هستش و در زمان هخامنشیان هم از این زبان استفاده می‌شده ایلیا یه اسم اصیل و ریشش به یونان میرسه و البته درصد کمی هم به دوره هخامنشیان برمیگرده

حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٢:٤٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی غذای ایرانی: نرگسی،آبگوشت،قرمه سبزی،تاس کباب

حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٢:٤٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦

حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٢:٤١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦

حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٢:٣٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی حفره و روزن: پنجره، درز، دریچه، رخنه، روزنه، سوراخ، شکاف، شکافتگی، منفذ

مهرداد صادقی ٠٢:٣٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی Have it all: هم خدا را خواستن، هم خرما را
همه چیز را با هم خواستن


حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٢:٣٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی محنت: لگ،آزمون، آزمایش، امتحان، بلا، تعب، رنج، سختی، عنا، مرارت، مشقت، اندوه، غصه، غم، کرب، آزار، عذاب، گزند، محنه


حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٢:٣٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦





حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٢:٢٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی خوب،خوش: نیک، خیر، صلاح، نغز، پسندیده، مطلوب، زیبا، قشنگ، خوشکل، جمیل، عالی، زیبنده


موهبت ٠٢:٢٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی Q&A: مختصر شده عبارت question and answer به معنی پرسش و پاسخ
پرسش و پاسخ

Figure ٠٢:١٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی wacked out: ۱- دیوانه، عجیب و غریب unusual, crazy, ridiculous
۲- نئشهUnder the influence of drugs, high, stoned

حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٢:١٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی کتاب دوموسه: کمدی تاین


حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٢:٠٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦

حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٢:٠٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی آمیختگی: آلایش، شایبه، اختلاط، امتزاج، آمیزش، خلط، معاشرت

فرهود ٠١:٥٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی tricky language: زبان دشوار

محمد ٠١:٣٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی darell: محبوب

... ٠١:٣٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦