برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

asal ١٢:٥٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی arrest: The thief couldn't believe that anybody can arrest him
سارق باور نمی کرد که کسی بتواند او را دستگیر کند

ak ١٢:٥٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی loony: آدم خل و چل

Armita R ١٢:٥١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی knock on the door: I knock on the door when I want to go to the room



در زدن

💫💥زهرا فتحی💥💫 ١٢:٤٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Obamacare: پلنی برای درمان ارزان قیمت بیماران در آمریکا

امید اسماعیلی ١٢:٤٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی tied down: پیوند و پایبندی

میرحسین سیاوشی خیابانی ١٢:٤٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥

میرحسین سیاوشی خیابانی ١٢:٤٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥

یوسف خسروشاهی ١٢:٤٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Punk out: جا زدن-ترک عمل کردن-ولگردی کردن

He was supposed to ask her out, but he punked out at the last minute.
If he you punked out, your parents would probably clobber you.

امید اسماعیلی ١٢:٤٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی tie down: پیوند و پایبندی

💫💥زهرا فتحی💥💫 ١٢:٤٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Come to a conclusion: به نتیجه ای دست یافتن
به نتیجه رسیدن

Mohammad ١٢:٤٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی viable: Viable از دو قسمت تشکیل شده :
vie able
"vie" در زبان فرانسوی به معنی زندگیه (life)
(ضمناخود همین vie هم برگرفته از کلمه لاتین vita به معنای زندگی هست.)
بنایرین ترجمه تحت لفظی viable میشه قابل زندگی یا یه جورایی قابل بقا یا قابل دوام .
حالا دقیق تر بخواییم بگیم یعنی هر چیزی یا کسی که می تونه فعالیتی که مربوط به اون هست و ازش انتظار میره رو به درستی انجام بده یا اگه قبلا شروعش کرده ادامش بده . در واقع اگه اینجور نباشه قابل اتکا و اعتماد نیست.
this pen is no longer viable : این خودکار دیگه نمی تونه بنویسه و قابل اتکا نیست . (اون کاری که ازش انتظار میره رو انجام نمیده دیگه.)
This plan is viable : این برنامه قابل اتکا هست و میشه روش حساب کرد .
ترجمه فارسیش خارج از این دوتا نیست : �قابل اتکا و اعتماد� یا �ماندنی ، ادامه دار و قابل ادامه زیست�



ak ١٢:٤٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی straight face: چهره عادی و بی تفاوت از شادی یا ناراحتی

Alieh ١٢:٤٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی kur: استراحت درمانی

حمیدرضا خادمی ١٢:٤٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی We got cut off: تماس قطع شد

Fateme ١٢:٤٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥

حمیدرضا خادمی ١٢:٤٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی This is: میشه این هست }و در تماس:
This is Beth. من Beth هستم

Amirreza ١٢:٤١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی mass destruction: کشتار جمعی

رضا عیسی‌زاره ١٢:٤١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی افسار اسب: زمام اسب، طنابی که با آن اسب را می‌بندند.

Armits ١٢:٤١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥

حمیدرضا خادمی ١٢:٤٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Please leave message: لطفا پیام بزار

حمیدرضا خادمی ١٢:٣٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی I have another call: من پشت خطی دارم

حمیدرضا خادمی ١٢:٣٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Oh hold on: گوشیو نگه دار )صبر کن(

حمیدرضا خادمی ١٢:٣٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Call me back on cell: بعدا بهم زنگ بزن

سید وحید طباطباییان ١٢:٣٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی objectify: کالا شدن

حمیدرضا خادمی ١٢:٣٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Fuck: لعنتی

محمد رومزی ١٢:٣٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی top of the line: درجه یک

سید وحید طباطباییان ١٢:٣٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی objectification: کالا شدگی

میلاد علی پور ١٢:٣٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی pull away: راه افتادن، حرکت کردن، جلو رفتن

Rozhan ١٢:٣٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Bologna: سوسیس تولید شده با گوشت

محمد رومزی ١٢:٣٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی render a service: ارائه خدمت ( خدمات ).

Dark Light ١٢:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی fem: Fam : رفیق - مشتی - داشی
Fem : زنانه یا کوناه شده feminine

Replace Emery with Ragnar
Emery feels more fem to me

شاهین ١٢:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی فشنگ: این واژه هم نه پارسی است نه ترکی بلکه یونانی است و گونه دگرگون و پارسی و ایرانیه واژه فوسینگه یونانی است که خود این واژه از یونانی کهن به نام فوسینکس میاد

شاهین ١٢:٢٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی قشنگ: این واژه نه پارسی است نه ترکی بلکه سغدی است و گونه دگرگونه واژه خُشنک است پس میتوان گفت به پارسی نزدیک است اما به ترکی اصلا چرا که زیبا و قشنگ به ترکی میشود گوزل

کاربر آبادیس ١٢:٢٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی microplane: رنده دستی کوچک

مریم فتحی سلمی ١٢:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی cocktail dress: لباس دامن کوتاه (نیمه رسمی)

کاربر آبادیس ١٢:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی vegetable peeler: پوست کن (برای هویج، خیار)

bahar pakniyat ١٢:٢٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی eliminate: مرتفع کردن

ak ١٢:١٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی promulgate: رسما اعلام کردن

Mohammadreza ١٢:١٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی mystery: Yesterday is a history tomorrow is a mystery and today is a gift that why as it named present
معنی:دیروز گذشتست و فردا رمز و راز و امروز کادو است به این دلیل است که نام ان را هدیه گذاشتند

امیر مهدی ١٢:١٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥

ak ١٢:١٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Feed grade: مواد غذایی مناسب برای حیوانات
Material that has been determined to be safe
functional and suitable for its intended use in animal food

poune ١٢:١٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی blockbusters: movies whit good sales.

Mahdi ١٢:٠٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی outside: محیط بیرون، محوطه باز

مجتبی ١٢:٠٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی پادگن: ساده وروان به هر مادهای که باعث شود پادتن یا انتی کور یا انتی بادی در بدن تولید شود پادگن گویندویا دشمنی که دوست را وادار به جنگ می کند

فرید ١٢:٠٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی alternative: انتخاب دیگر، مناسب ترین جانشین، جانشین مناسب،مناسب ترین مورد انتخاب.

مهدی پیمان مهر ١٢:٠٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی twist: twisted ideologies : افکار منحرف

نیلوفر ١٢:٠٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی safety demonstration: اقدامات ایمنی

Farnaz ١٢:٠٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی open handed: گشاده دست، بخشنده، سخاوتمند

علی جادری ١٢:٠٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی flag down: signal to a vehicle to stop, especially by waving one's arm.
"she flagged down a police patrol car"

مهدی ١١:٥٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی ده مستیخون: چون اکثرمردم این منطقه یعنی نوددرصدانهاجهانتیغ هستن بایدجهانتیغ ابادزهک نامگذاری میکردن