اسم عربی - صفحه 31
شاه شاهان
پسر
فارسی، عربی ملکه
همسر پادشاه، شهبانو
دختر
عربی
تاریخی و کهن ملیسی
شیرین و بی دانه
دختر
عربی محمد محمود
ترکیب دو اسم محمد و محمود ( بسیار تحسین شده و ستوده )، از نام های مرکب، ا محمّد و محمود
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد مشتاق
ترکیب دو اسم محمد و مشتاق ( ستوده و آرزومند )، از نام های مرکب، ا محمّد و مشتاق
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد معصوم
ترکیب دو اسم محمد و معصوم ( ستوده و بی گناه )، از نام های مرکب، ا محمّد و معصوم
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد مقداد
ترکیب دو اسم محمد و مقداد ( ستوده و بسیار قطع کننده )، از نام های مرکب، ا محمّد و مِقداد
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد مقصود
ترکیب دو اسم محمد و مقصود ( ستوده و مطلوب )، از نام های مرکب، ا محمّد و مقصود
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد منعم
ترکیب دو اسم محمد و منعم ( ستوده و نعمت دهنده )، از نام های مرکب، ا محمّد و منعم
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد مهتدی
ترکیب دو اسم محمد و مهتدی ( ستوده و هدایت شده )، ( عربی ) از نام های مرکب، ا محمّد و مهتدی
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد مهر
ترکیب دو اسم محمد و مهر ( ستوده و خورشید )، از نام های مرکب، ا محمّد و مهر
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی، کهکشانی محمد میرزا
ترکیب دو اسم محمد و میرزا ( ستوده و شاهزاده )
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد ناجی
ترکیب دو اسم محمد و ناجی ( ستوده و نجات دهنده )، ( عربی ) از نام های مرکب، ا محمّد و ناجی
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد نافع
ترکیب دو اسم محمد و نافع ( ستوده و سودمند )، از نام های مرکب، ا محمّد و نافع
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد نجات
ترکیب دو اسم محمد و نجات ( ستوده و رهایی از خطر )، از نام های مرکب، ا محمّد و نِجات
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد نورالدین
ترکیب دو اسم محمد و نورالدین ( ستوده و نور دین )، از نام های مرکب، ←محمّدونورالدین
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد نویان
ترکیب دو اسم محمد و نویان ( ستوده و سردار )
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد هامان
ترکیب دو اسم محمد و هامان ( ستوده و مشهور )، از نام های مرکب، ا محمّد و هامان
پسر
فارسی، عربی، عبری
مذهبی و قرآنی محمد هدایت
ترکیب دو اسم محمد و هدایت ( ستوده و ارشاد )، از نام های مرکب، ا محمّد و هدایت
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد هشام
ترکیب دو اسم محمد و هشام ( ستوده و سخاوت )، از نام های مرکب، ا محمّد و هشام
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد همام
ترکیب دو اسم محمد و همام ( ستوده و سرور )، از نام های مرکب، ا محمّد و همام
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد همایون
ترکیب دو اسم محمد و همایون ( ستوده و خجسته )، از نام های مرکب، ا محمّد و همایون
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد هورام
ترکیب دو اسم محمد و هورام ( ستوده و پیرو نیکی )، از نام های مرکب، ا محمّد و هورام
پسر
عربی، عبری
مذهبی و قرآنی محمد هومان
ترکیب دو اسم محمد و هومان ( ستوده و نیک اندیش )، از نام های مرکب، ا محمّد و هومان
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد هومن
ترکیب دو اسم محمد و هومن ( ستوده و نیک اندیش )، از نام های مرکب، ا محمّد و هومن
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد وصال
ترکیب دو اسم محمد و وصال ( ستوده و رسیدن به چیزی )، از نام های مرکب، ا محمّد و وصال
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد وهب
ترکیب دو اسم محمد و وهب ( ستوده و بخشش )، از نام های مرکب، ه محمّد و وَهَب
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد کامران
ترکیب دو اسم محمد و کامران ( ستوده و نیک بخت )، از نام های مرکب، ا محمّد و کامران
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی ساهر
بیدار
پسر
عربی متقی
باتقوا، پرهیزگار، پارسا، پرهیزکار، ( اَعلام ) نام بیست و یکمین خلیفه از خلفای عباسی
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی متوکل
کسی که به خدا توکل کند، توکل کننده، باتوکل، آن که ( به خدا ) توکل می کند، ( در قدیم ) تکیه کننده، پ ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی متین رضا
ترکیب دو اسم متین و رضا ( دارای متانت و خشنود )، از نام های مرکب، متین و رضا
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی مجد
بزرگی، بزرگواری، جوانمردی، کوشش کننده، کوشا، بسیار کوشنده، شرف، برتری
پسر
عربی مجدراد
جوانمرد بزرگ
پسر
فارسی، عربی مجدود
نیکبخت، نام شاعر معروف قرن ششم، سنائی غزنوی
پسر
عربی مجذوب
شیفته و جذب شده، شیفته
دختر
عربی مجلله
دارای بزرگواری و عظمت و قدرت و شوکت و جلال، باشکوه و باجلال، دارای بزرگواری، عظمت، قدرت، شوکت و جلال
دختر
عربی مجیبه
مونث مُجیب، پاسخ گو، روا کننده حاجت
دختر
عربی مجیدالدین
دارای قدر و مرتبه ی عالی در دین و آیین
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی مجیده
بزرگوار، بلند مرتبه
دختر
عربی مجیرا
مجیر، پناه دهنده، ( عربی ) ( مؤنث مجیر )
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی مجیرالدین
فریادرس و یاور آیین، پناه دین، پناه دهنده در دین، ( عربی )، ( اَعلام ) مجیرالدین بیلمقانی ( = مجیر ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محب رضا
ترکیب دو اسم محب و رضا ( دوستدار و خشنود )، دوستدار و دوستدارنده ی رضا [منظور امام رضا ( ع ) ]
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محبه
دوستدار
دختر
عربی محترمه
محترم
دختر
عربی محتشمه
دارای حشمت و شکوه، ( عربی ) ( مؤنث محتشم )، ( محتشم، و
دختر
عربی محدث
سخن گو، روایت کننده اخبار و احادیث نبوی، ( در ادیان ) آن که احادیث پیشوایان دینی را می داند و آنها ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محدثه زهرا
ترکیب دو اسم محدثه و زهرا ( سخن گو و روشن تر )، از نام های مرکب، ه محدّثه و زهرا
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی محرم
حرام شده، ماه اول از سال قمری
دختر، پسر
عربی محسن رضا
ترکیب دو اسم محسن و رضا ( تحسین شده و خشنود )، از نام های مرکب، محسن و رضا
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محصون
محفوظ و استوار، درامان، ( در قدیم ) محفوظ، مصون
پسر
عربی محقق
درست و استوار، قطعی و مسلّم، به حقیقت پیوسته، اهل تحقیق، تحقیق کننده، آن که درباره ی موضوعی مطالعه ...
پسر
عربی معمر
طویل العمر و مسن
پسر
عربی معیر
سنجیده شده، نوعی پارچه ی ابریشمی منقش، عیارگیر، ( در تصدی دیوانی ) در دوره ی قاجار مسئول ضراب خانه ...
پسر
عربی مغیث
فریادرس، یاری کننده، نامی ازنام های خدای تعالی، از نام های خداوند
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی مفرح
فرح آور، شاد کننده، شادی بخش، ( طب قدیم ) داروی مقوی قلب، شادی آور، نشاط آور، ( در پزشکی قدیم ) دار ...
دختر
عربی مفضل
برتری داده شده، افزون کرده، ارجح، راجح، ( اَعلام ) مفَضَّل ضبی ( = مفضل ابن محمّد ) : [قرن هجری] نح ...
پسر
عربی مفلح
رستگار، پیروز، نیکبخت
پسر
عربی مقبل
روی آورنده، صاحب اقبال و دولت، قبول کننده، ( در قدیم ) خوشبخت، خوش اقبال، رو کننده به چیزی
پسر
عربی مقبله
مؤنث مقبل، خوشبخت، خوش اقبال
دختر
عربی مقتدر
قدرتمند، مرد توانا
پسر
عربی مقصد
هدف نهایی، غایت
پسر
عربی مقیما
از شاعران قرن یازدهم هجری است که در طهران اقامت داشت، ( اَعلام ) از شاعران قرن یازدهم هجری ( مقیم ت ...
پسر
فارسی، عربی ملائک
ملک، فرشتگان، ( عربی ) ( جمعِ مَلَـک و مَـلأک )، ( در گفتگو ) ( به مجاز ) فرشته
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی منیرو
منیر محبوب
دختر
عربی منیع
استوار و بلند، بلندمرتبه، بلند، رفیع، دارای مرتبه ی بلند
پسر
عربی منیف
مرتفع، بلند، برآمده، افراخته، بزرگ، والا، بلندمرتبه
پسر
عربی مهابت
بزرگی، هیبت
پسر
عربی مهاد
بستر، گهواره، زمین پست، مهد
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی مهادا
مهاد، گهواره، ا ( پسوند نسبت ) )، منسوب به مِهاد، مِهاد
دختر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی مهام
کارهای بزرگ و دشوار، کارهای سخت، کارهایی که اهمیت داشته باشد، ( جمعِ مهِم ) ( در قدیم ) امور مهم و ...
دختر، پسر
عربی مهبا
نرم کوفته شده، نیک ساییده و سحق شده، ( عربی ) ( در قدیم ) ساییده و نرم شده، همراه ماه
دختر
عربی، فارسی مهتدی
هدایت شده، راه راست یافته، راه یافته، رشید، راه راست یابنده
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی مهدی امین
ترکیب دو اسم مهدی و امین ( هدایت شده و امانتدار )، از نام های مرکب، مهدی و امین
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی مهدی پارسا
ترکیب دو اسم مهدی پارسا ( هدایت شده و پاکدامن )، از نام های مرکب، مهدی و پارسا
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی مهدی حسین
ترکیب دو اسم مهدی و حسین ( هدایت شده و نیکو )، از نام های مرکب، مهدی و حسین
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی مهدی صالح
ترکیب دو اسم مهدی و صالح ( هدایت شده و شایسته )، از نام های مرکب، مهدی و صالح
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی مهدیان
هدایت شده
دختر
فارسی، عربی مهدینا
مهدین، هم میهن، ( مَهدین، ا ( پسوند نسبت ) )، منسوب به مَهدین
دختر
فارسی، عربی مهذب الدین
پاک و پیراسته در دین
پسر
عربی مهر آیه
ترکیب دو اسم مهر و آیه ( خورشید و نشانه )، ( مهر = مهربانی و محبت، آیه = نشان، نشانه )، نشان و نشان ...
دختر
فارسی، عربی
طبیعت، مذهبی و قرآنی، کهکشانی مهر زهرا
ترکیب دو اسم مهر و زهرا ( خورشید و نیکو )، محبت و دوستی زهرا، ( به مجاز ) کسی که مهر، محبت و دوستی ...
دختر
فارسی، عربی
طبیعت، مذهبی و قرآنی، کهکشانی مهر سنا
ترکیب دو اسم مهر و سنا ( خورشید و روشنایی )، ( مهر = خورشید، سَنا = روشنایی )، روشنایی خورشید، ( به ...
دختر
فارسی، عربی
طبیعت، کهکشانی مهر سیما
ترکیب دو اسم مهر و سیما ( خورشید و چهره )، ( مهر = خورشید، سیما )، دارای سیمای چون خورشید، ( به مجا ...
دختر
فارسی، عربی
طبیعت، کهکشانی مهر فروغ
ترکیب دو اسم مهر و فروغ ( خورشید و روشنی )، با فروغی چون مهر، ( به مجاز ) زیبا و تابناک
دختر
فارسی، عربی
طبیعت، کهکشانی مهرثنا
ترکیب دو اسم مهر و ثنا ( مهربانی و ستایش )
پسر
فارسی، عربی
کهکشانی مهررضا
ترکیب دو اسم مهر و رضا ( محبت و خشنود )
پسر
فارسی، عربی مهرلقا
ترکیب دو اسم مهر و لقا ( خورشید و چهره )، معشوقی که چهره اش مانند آفتاب درخشان باشد، آفتاب لقا، ( ب ...
دختر
فارسی، عربی
طبیعت، کهکشانی مهرمنیر
خورشید روشن و درخشان، مهر ( فارسی ) منیر ( عربی ) خورشید روشن و درخشان
دختر
فارسی، عربی مهرنور
نور خورشید، آفتاب، ( به مجاز ) زیبارو، ( مهر = خورشید، نور )
دختر
فارسی، عربی
طبیعت، کهکشانی مشانا
منسوب به مشان، ( به مجاز ) دارای حلاوت و شیرینی، ( مشان= نوعی از بهترین خرما، ا ( پسوند نسبت ) )، ( ...
دختر
فارسی، عربی مشرف
ناظر، بیننده، بلندی، نمایان، اشراف دارنده، در تصوف آن که خداوند او را بر ضمایر خلق آگاه می کند
پسر
عربی مشرف الدین
دارای اشراف در دین، نام شاعر بزرگ قرن هفتم، مشرف الدین سعدی شیرازی
پسر
عربی مشفق
مهربان، دلسوز، مهربانی کننده
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی مشهور
معروف میان مردم، نامی، نام دار، بنام، پرآوازه، معروف، بسیار شناخته شده، شهرت یافته، نام آور، ( در ح ...
پسر
عربی مشکات الزهرا
ترکیب دو اسم مشکات و زهرا ( مکان نورانی و درخشنده روی )، ( عربی ) از نام های مرکب، مشکات و زهرا
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی مشیت
اراده، خواست، سرنوشت
پسر
عربی مشید
استوار، بلند
پسر
عربی مشیرالدین
آن که در دین راهنمای دیگران است
پسر
عربی مشیما
منسوب به مَشیم، ( به مجاز ) زیبارو، ( عربی ـ فارسی ) ( مَشیم = باخال و دارای خال، ا ( پسوند نسبت ) ...
دختر
فارسی، عربی