اسم با حرف ب - صفحه 7
کسی که از اعمال زشت پرهیز کند ( نگارش کردی
پسر
کردی بیژه
ویژه، خالص
دختر
فارسی بیساران
بی سرها، بی دلیل قتلعام شدةها، نام روستایی نزدیک سنندج ( نگارش کردی
پسر
کردی بیسان
بی همتا، بی مانند، جالیز ( نگارش کردی
دختر
فارسی، کردی بیستان
جالیز، جالیز ( نگارش کردی
دختر
کردی بیستون
محل عبادت خدا، خانه یا کاخی کةدرآن ستون نباشد، محل و کوهی سنگی نزدیک کرمانشاه که فرهاد برای رسان ...
پسر
کردی بیسو
بی گمان، کمینگاه شکارچی، کمینگاه شکارچی ( نگارش کردی
دختر
کردی بیشو
بی حد، بی اندازه، بی اندازه ( نگارش کردی
دختر
کردی بیگ رد
بدون رقیب، کنایه از بسیار زیبا، کنایه از بسیار زیبا ( نگارش کردی
دختر
کردی بیگم
ملکه مادر، عنوان زنان ارجمند، خانم، خاتون، به صورت پسوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می س ...
دختر
ترکی بیلاش
مفقود الاثر ( نگارش کردی
پسر
کردی بیلو
جویبار کوتاه مدت ( نگارش کردی
دختر
کردی بینادخت
دختر بابصیرت، ( بینا، دخت = دختر )
دختر
فارسی بینر
بیننده ( نگارش کردی
پسر
کردی بینیار
بیننده، بیننده ( نگارش کردی
دختر
کردی بیور
بی بهره، عدد میلیون در ریاضی ( نگارش کردی
دختر
کردی بیورد
نام چند تن از شخصیتهای شاهنامه
پسر
فارسی
تاریخی و کهن بیورزاد
نام سپهسالاری در زمان اشکانیان
پسر
فارسی
تاریخی و کهن بیوی
انسان بی آزار، سلامت ( نگارش کردی
دختر
کردی بیکژ
هموار، صاف ( نگارش کردی
دختر
کردی بیکن
بدون رقیب، یگانه، یگانة ( نگارش کردی
دختر
کردی