برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1397 100 1

نماز

/namAz/

مترادف نماز: دعا، صلات، فریضه، نیایش

برابر پارسی: نماژ

معنی نماز در لغت نامه دهخدا

نماز. [ ن َ ] (اِ) خدمت و بندگی. (جهانگیری ) (رشیدی ) (انجمن آرا). خدمتکاری. (غیاث اللغات ) (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). بندگی. اطاعت. فرمان برداری. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). || سجده. (رشیدی ). سجود. (برهان قاطع) (انجمن آرا).سر به زمین نهادن. (آنندراج ). سرفرودآوری برای تعظیم. سجده. (فرهنگ فارسی معین ). کرنش. تکریم. تعظیم.
- به نماز آمدن ؛ خم شدن به نشانه ٔ تکریم و تعظیم. (یادداشت مؤلف ).
- در نماز آمدن ؛ سجده کردن. تعظیم کردن :
چو نزدیک رستم فراز آمدند
به پیشش همه در نماز آمدند.
فردوسی.
کنیزان گلرخ فراز آمدند
همه پیش جم در نماز آمدند.
اسدی.
ندانم ابروی شوخت چگونه محرابی است
که گر ببیند زندیق در نماز آید.
سعدی.
|| پرستش. (غیاث اللغات ) (برهان قاطع). ادای طاعت. (برهان قاطع). طاعت و عبادت ایزدتعالی. (انجمن آرا). عبادت و عرض نیاز به سوی خدای عالمیان به طریقی که در شریعت پیمبران وارد شده. (ناظم الاطباء). نیاز. (جهانگیری ) :
چنین گفت امروز شاه از نماز
همانا نیاید به کاری فراز.
فردوسی.
او بیان می کرد با ایشان به راز
سِرّ انگلیون و زنار و نماز.
مولوی.
|| صلوة. (السامی ). نوعی عبادت مخصوص اهل اسلام. (آنندراج ). عبادت مخصوص مسلمانان که به طور وجوب و در شبانه روز پنج بار ادا کنند. صلاة. (از فرهنگ فارسی معین ) :
عهد و میثاق خویش تازه کنیم
از سحرگاه تا به وقت نماز.
آغاجی.
طاعت تو چون نماز است و هر آنکس کز نماز
سر بتابد بی شک او را کرد باید سنگسار.
فرخی.
میان دو نماز پیشین و دیگر به خانه ها بازشدند. (تاریخ بیهقی ص 361). مصلی نماز افکنده بودند نزدیک صدر از دیبای پیروزه. (تاریخ بیهقی ). رسم خطبه ٔ نماز را خطیب به جای آورد. (تاریخ بیهقی ص 293).
گفتم که نماز ازچه بر اطفال و مجانین
واجب نشود تا نشود عقل مخیر.
ناصرخسرو.
نماز را به حقیقت قضا توان کردن
قضای صحبت یاران نمی توان کردن.
خواجه عبداﷲ انصاری.
ب ...

معنی نماز به فارسی

نماز
پرستش، نیاز، سجود، بندگی واطاعت، اظهاربندگی، واطاعت، ازفرائض دین، عبادت مخصوص وواجب مسلمان
( اسم ) ۱ - سر فرود آوری برای تعظیم سجده . ۲ - عبادت مخصوص مسلمانان که بطور وجوب پنج بار در شبانه روز ادا کنند صلاه ( صلوه ) . توضیح نام نمازهای شبانه روزازین قراراست : ۱ - نمازصبح ۲ - نماز ظهر ۳ - نماز عصر ۴ - نماز مغرب ۵ - نماز عشائ .یا ترکیبات اسمی : نماز آدینه .نماز جمعه .یا نماز آفتاب گرفتن . نماز کسوف.یا نماز آ یات.هرگاه آفتاب یا ماه بگیرد یا کسوف و خسوف یا زلزله شود و یا هر حادثه آسمانی وطبیعی که باعث بیم و وحشت مردم گردد نماز آیات واجب میشود و آن دو رکعت است . یا نماز استخاره . نمازی است بدور کعت به نیت استخاره . یا نماز اشراق . صلاه ضحی نماز چاشت . یا نماز استسقائ نماز باران خواستن .خواندن این نمازهنگام کم شدن آب رودخانه ها و کمی باران مستحب است و کیفیت آن مانند نماز عید است جز آنکه بجای قنوت از خداوند تعالی عطوفت خواهند و باریدن باران را مسئلت کنند .یا نماز بامداد . نماز صبح . یا نماز پسین . نماز عصر . یا نماز پیشین . ۱ - نماز ظهر . ۲ - ظهر و دقایق ساعت نخستین بعد از ظهر.یا نماز تسبیح .نمازی است که کیفیت آن مانند نماز جعفر است صلاه تسبیح .یا ۱ - نماز ظهر.تهجد .نماز شب صلاه تهجد . یا نماز جعفر . نمازی است که گویند پیغمبر آنرا به جعفر بن ابی طالب تعلیم فرمود آن چهار رکعت است بدو تشهدود و دو سلام با کیفیتی مخصوص که در کتب ادعیه ثبت است. یا نماز جمعه .نمازی که روز جمعه گزارند. اهل سنت آنرا واجب و شیعه آنرا در غیبت امام مستحب دانند نماز آدینه .یا نماز چاشت . صلاه الاوابین صلاه ضحی . یا نماز حاجت . نمازی که بهنگام در خواست حاجتی از خدا خوانند و آن دور کعت است . یا نماز خسوف . نمازی که بهنگام خسوف ( ماه ) خوانند صلاه خسوف . یا نماز دیگر. ۱ - نماز عصر. ۲ - طرف عصر تا نزدیک غروب .یا نماز شام .نماز مغرب .یا نماز شب.نمازی به هشت رکعت که وقت خواندن آن از آخر شب تا فجر است صلاه الیل . یا نماز شکسته . نماز قصر. یا نماز صبح . نمازی که صبح خوانند و آن شامل دو رکعت است نماز بامداد دوگانه صلاه الفجر صلاه صبح . یا نماز ظهر . نمازی که بلافاصله بعد از ظهر خوانند و آن شامل چهار رکعت است نمازپیشین صلاه الاولی صلاه ظهر . یا نم ...

معنی نماز در فرهنگ معین

نماز
(نَ) [ په . ] ۱ - عبادت ، پرستش . ۲ - عبادت مخصوص مسلمانان که به طور وجوب پنچ بار در ش بانه روز ادا کنند.
( ~. بُ دَ) (مص ل .) تعظیم کردن .
(نَ زِ پَ) (اِمر.) نماز عصر.
( ~ پِ) (اِمر.) نماز ظهر.
( ~ خُ تَ) (اِمر.) نماز عشاء.
(پَ. نَ)(اِ.)آن که پشت امام نمازگزارد، مأموم . مق پیش نماز.
(نَ) (اِمر.) امام جماعت .
( ~. نَ) (اِمر.) وضو.

معنی نماز در فرهنگ فارسی عمید

نماز
۱. (فقه) عبادت مخصوص و واجب مسلمانان که شامل اقامه و حمد و سوره و ذکر تسبیحات واجبئ است و پنج بار در شبانه روز به جا می آورند.
۲. (اسم مصدر) پرستش، نیاز، سجود، بندگی و اطاعت.
۳. (اسم مصدر) [قدیمی] تعظیم کردن در مقابل کسی.
* نماز آیات: (فقه) نمازی که پس از وقوع حادثۀ وحشت انگیز مانند زلزله و صاعقۀ شدید می خوانند.
* نماز بامداد: (فقه) [قدیمی] دو رکعت نماز که پیش از طلوع آفتاب می خوانند.
* نماز بردن: [قدیمی] به خاک افتادن و سجده کردن.
* نماز پیشین: (فقه) [قدیمی] نماز ظهر.
* نماز پسین: (فقه) [قدیمی] نماز عصر.
* نماز خفتن: (فقه) [قدیمی] = * نماز عشا
* نماز شام: (فقه) [قدیمی] نماز مغرب.
* نماز عشا: نماز خفتن که چهار رکعت است و بعد از نماز مغرب گزارده می شود.
۱. کسی که نماز نخواند.
۲. [عامیانه] حائض.
۱. امام جماعت.
۲. کسی که نماز بخواند و دیگران به او اقتدا کنند.
نماز پیشین، نماز ظهر.
شست وشوی دست ورو به ترتیب مخصوص برای نماز خواندن، وضو.

نماز در دانشنامه اسلامی

نماز
یکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد.
"نماز" واژه قرآنی آن "صلاة" و جمع آن "صلوات" است، "صلاة" در اصل به معنای دعاء است که در بعضی از آیات قرآن به همین معنی آمده است. در آیاتی همچون: سوره توبه آیه۹ ، سوره احزاب آیه۵۶ وسوره بقره آیه۱۵۷ ، وجه نامگذاری نماز به صلاة از باب اطلاق جزء به کل است یعنی نماز شامل دعاء هم هست.
نماز در ادیان گذشته
نماز از عباداتی است که هیچ شریعتی از آن خالی نبوده، هر چند که گونه های آن بر حسب شریعت های مختلف فرق داشته است. به دلیل اینکه حضرت ابراهیم (علیه السلام) برپاداری نماز را هم برای خودش و هم برای فرزندش از خدای متعال طلب نمود: «رب اجعلنی مقیم الصلاة و من ذریتی...؛ پروردگارا! مرا به پا دارندۀ نماز قرار ده و از فرزندانم (نیز)...» و حضرت عیسی (علیه السلام) در گهواره از آن سخن گفت: «وأوصانی بالصلاة والزکاة ما دمت حیا؛ و تا زمانی که زنده ام مرا به نماز و زکات توصیه کرده است». جمله "و اوصانی بالصلاة و الزکاة..." اشاره به این است که در شریعت عیسی (علیه السلام) نماز و زکات تشریع شده است.
توجه ویژه خداوند به نماز
نماز در بین عبادات از امتیاز خاصّی برخوردار است، خدای سبحان در آغاز دریافت وحی حضرت موسی (علیه السلام) ضمن اشاره به معارف کلی دین، نماز را انتخاب کرده و می فرماید: «...اقم الصلاة لذکری؛ ... نماز را برای یاد من بپا دار.» از این آیه دو نکته روشن می شود: ۱) نماز اختصاص به شریعت خاتم الانبیاء (صلّی الله علیه وآله وسلم) ندارد. ۲) إقامه نماز باید برای یاد خدا باشد. نماز یکی از بزرگترین عبادتی است که قرآن به آن دعوت می کند. هنگامی که علی (علیه السّلام) با مشکلی برخورد می کرد به نماز بر می خاست و پس از نماز به دنبال حل مشکل به راه می افتاد و آیه را قرائت می فرمود. تکیه گاه درونی انسان صبر و تکیه گاه برونی نماز است. «یا ایها الّذین امنوا استعینوا بالصبر و الصلوة ان الله مع الصابرین؛ ای افراد با ایمان از صبر و استقامت و از نماز (در برابر حوادث سخت زندگی) کمک بگیرید. (همانا) خداوند با صابران است». در این آیه به دو اصل توصیه شده نخست مساله ی خود یاری و اتکا به نفس که به عنوان صبر از آن یاد گردیده و دیگر اتکاء به خداوند که با نماز به آن اشاره شده است. ...


نماز در دانشنامه ویکی پدیا

نماز
نماز یکی از صورت های عبادت و پرستش است که در برخی از دین ها وضع شده است.
نماز در اهل تسنن
واژهٔ نماز واژه ای پارسی است که ایرانیان برای واژهٔ «صلاة» عربی به کار بردند. این واژه به معنای خم شدن، سر فرودآوری برای ستایش پروردگار، احترام و اظهار بندگی و اطاعت است. واژهٔ نماز نام واژه ای از فعل نمیدن فارسی به معنی تعظیم کردن است.
برخی حدس زده اند که این واژه از واژهٔ «ناماسته» در زبان سانسکریت گرفته شده باشد که محتمل نیست.
مفهوم شناسی
نماز نام یک آلبوم موسیقی اثر معین، هنرمند ایرانی است که در سبک پاپ تهیه شده و دارای ۶ آهنگ است.
نصرالله معین
نماز از عبادت های مسلمانان و از ارکان مهم دین اسلام است. واژهٔ نماز معادل فارسی کلمه عربی صلاة یا صلوات است. نماز در نزد اهل سنت یکی از ارکان خمسه (ستون های پنجگانهٔ دین) و در نزد شیعیان یکی از فروع دهگانهٔ دین است.نبو
نمازهایی که بر هر مسلمان، در هر شبانه روز، واجب است عبارت اند از: نماز صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشا. اهل سنت نماز وتر را نیز یکی از نمازهای واجب روزانه می دانند. البته غیر از این نمازها، نمازهای واجب دیگری هم وجود دارند.
عده ای از عارفان بر این باورند که تمام موجودات نیز متناسب با وضع خود در حال حمد و تسبیح خداوند هستند و به آیاتی از قرآن نظیر «و گیاه و درخت سجده می کنند» (به عربی: وَالنَّجْمُ وَالشجَرُ یَسجُدَانِ)، استناد می ورزند.
واژه «صلاة» در عربی، به معنی «درود و تحیت»، «دعا» و همچنین «انعطاف» است. با این حال واژهٔ «نماز» واژه ای فارسی است که در ایران، افغانستان، بنگلادش، هند، پاکستان برای واژهٔ «صلاة» عربی به کار برده می شود. این واژه همچنین در زبان بنگالی، آلبانیایی، بوسنیایی و مقدونیایی، برابر صلاة به کار می رود.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نماز در دانشنامه آزاد پارسی

عبادتی در شریعت اسلامی مشتمل بر اذکار و افعالی که با شرایط ویژه به جا آورده می شود. در احادیث و روایات اسلامی، فاصلۀ بین ایمان و کفر ترک نماز است و اگر نماز کسی نزد خداوند پذیرفته نشود هیچ عمل او پذیرفته نخواهد شد. از رسول خدا (ص) نقل است که بی نماز را شفاعت نخواهد کرد. نماز بر دو گونه است: واجب و مستحب. نمازهای واجب عبارت اند از: نمازهای یومیّه (شبانه روزی)، آیات، نماز قضای پدر که بر پسر بزرگ تر واجب است، و نمازی که با نذر، عهد و قسم واجب می شود. برخی فقها نماز جمعه را هم واجب دانسته اند. اما نمازهای مستحبی اندازه ندارد. در خبر است که نماز مستحبی موجب تقرب بنده به خدا است، هر کس هر چقدر که بخواهد می تواند بخواند. به نمازهای مستحبی نافله گویند. بر هر مسلمان واجب است در شبانه روز هفده رکعت نماز بخواند که به آن نمازهای یومیّه گویند: دو رکعت در صبح، در ظهر و عصر هر کدام چهار رکعت، سه رکعت در مغرب، و چهار رکعت در عشا (بعد از نماز مغرب). با احتساب ۳۴ رکعت نافله جمع نمازهای واجب و مستحب در شبانه روز به ۵۱ رکعت می رسد. البته در روز جمعه، چهار رکعت به نوافل افزوده می شود. همچنین، مسافران نمازهای چهار رکعتی یومیّه را دو رکعتی می خوانند که به آن نماز قَصر یا شکسته می گویند (← مسافر_(فقه)). کیفیت نمازهای یومیّه چنین است: در حالت ایستاده (قیام) نیّت می کنند و تکبیرةالاحرام می گویند. سپس یکی از سوره های قرآن را که سجده ندارد، به دنبال سوره حمد می خوانند (قرائت). آن گاه خم می شوند طوری که دست ها به زانو برسد (رکوع) و عبارتی خاص می گویند (ذکر). بعد می نشینند و پیشانی بر زمین می گذارند (سجده). در سجده نیز گفتن ذکری خاص واجب است. سجده دو بار تکرار می شود، و پس از آن یک رکعت از نماز به آخر می رسد. در پایان رکعت دوم و رکعت چهارم، در حال نشسته ذکری خاص می گویند (تشهد). در رکعت چهارم، پس از تشهد، سلام می دهند و نماز پایان می یابد. واجبات نماز یازده چیز است: نیّت، تکبیرةالاحرام، قیام، رکوع، سجود، قرائت، ذکر، تشهد، سلام، ترتیب و مُوالات (پی درپی بودن اجزای نماز). پنج جزء از واجبات نماز رکن است و بدون آن ها نماز باطل می شود: نیت، تکبیرةالاحرام، قیام، رکوع، و دو سجده. نمازهای یومیّه هر کدام باید در وقت مخصوص یا مشترک خودشان خوانده شوند. در حین نماز نباید به کار دیگری پرداخ ...

نقل قول های نماز

نمازیکی از گونه های پرستش و نیایش یا فعّال کردنِ عملِ رابطه با خداست (به عنوانِ معبود/خالق) که در برخی از دین ها ، راه های خاصّی برای آن وضع شده است. این نوشتار دربارۀ نماز در همۀ دین هاست.
• «ای مریم، از پروردگارت اطاعت کن و سجده کن و با نمازگزاران نماز بخوان.» -> قرآن، سوره آل عمران، آیه ۴۳
• «آنان که ایمان آورده اند و دل هایشان به یاد خدا آرامش می یابد، آگاه باشید که دل ها به یاد خدا آرامش می یابد.» -> قرآن، سوره رعد، آیه ۲۸
• «آیا به پاسخ اهل دوزخ گوش فرا نمی دهید، وقتی از آنها سوال می شود: " چه چیز شما را گرفتار دوزخ ساخت؟ گویند: ما از نمازگزاران نبودیم.» -> علی بن ابیطالب
• -> نهج البلاغه، خطبه۱۹۰
• «ای کمیل! شأن و مقام تو به خواندن نماز، گرفتن روزه و دادن صدقه نیست. همانا شأن و قدر آدمی آن است که نماز با قلبی پاک انجام پذیرد، مورد قبول خداوند باشد و با خضوع و خاکساری ادا شود.» -> علی بن ابیطالب
• -> بحار الانوار، ج ۷۹، ص ۲۰۷
• « اگر نمازگزار بداند که چقدر از رحمت خداوند را فرا گرفته است، یسرش را از سجده بر نمی دارد.» -> علی بن ابیطالب
• -> غرر الحکم، ج ۵، ص ۱۱۶، ح ۷۵۹۲
• «از شکیبایی و نماز یاری جویید و این دو، کاری دشوارند، جز برای اهل خشوع.» -> قرآن، سوره بقره، آیه ۴۵
• «برای یک بی نماز در مسجد را نمی بندند.» -> ضرب المثل فارسی
• «خدایا من نخستین کسی هستم که به سوی تو روی آورد، و شنید و اجابت کرد. در نماز کسی از من پیش نیفتاد جز رسول خدا.» نهج البلاغه، خطبه ۱۳۱ -> علی بن ابیطالب
• «به یقین خفتن بِه که با دو دلی نماز گزاردن!.» ، نهج البلاغه -> علی بن ابیطالب
• «ای علی!بر خیز و نماز به جا آور، همانا در نماز شفاست.» جامع احادیث الشیعه، ج ۴، ص ۲۸ -> محمد بن عبدالله، پیامبر اسلام
• «به زیادی نماز و روزه و حج و احسان و مناجات شبانه مردم نگاه نکنید، بلکه به راستگویی و امانتداری آنها بنگرید.». بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۱۱۴، ح 5 -> محمد بن عبدالله، پیامبر اسلام
• «خدای یکتا من هستم، هیچ خدایی جز من نیست، پس مرا پرستش کن و تا مرا یاد کنی نماز بگزار.» -> قرآن، سوره طه، آیه ...

ارتباط محتوایی با نماز

نماز در جدول کلمات

نماز در وقت
ادا
نماز ظهر
پیشین
نماز غیر جماعت
فرادی
نماز مستحب
نافله
نماز مستحبی
نافله
نماز یک رکعتی
وتر
پشت سر امام جماعت نماز خواندن
اقتدا
جهت نماز گزاردن
دعایی که بعد از نماز خوانند
تعقیب
سمت نماز گزاردن
قبله

معنی نماز به انگلیسی

prayer (اسم)
خواهش ، تقاضا ، دعا ، نماز

معنی کلمه نماز به عربی

نماز
صلاة
صل
قداس
قداس

نماز را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد پیام عباسی
ارتباط برقرار کردن باخداوند
بهار لشنی زند حسنوند
معنی لغت نماز
نماز یک واژه ی لکی است . نماز برگرفته از( نِمِز nemez یا نِزم nezm) در زبان لکی است در زبان لکی (نِزم یا نِمز) به معنی کوتاه است همانگونه که (بَرز barz) در این زبان به معنی بلند است در نتیجه انسان در موقع رکو و سجود زمانی که خَم میشود قد او کوتاه میشود و در واقع (نِزم) میشود بلند شدن و کوتاه شدن در جمع بندی لکی نِزم و بَرز = نماز
زبان لکی با بیش از سی هزار واژه ی مستقلبه عنوان یک زبان غنی و مستقل ثبت میراث ملی شد
مرضیه
آیا واژه نماز و صلاه هم معنی هستند؟
پرسش و پاسخپرسمان نماز
آیا واژه �نماز� درفارسى و �صلاه� در عربى از ابتدا به معناى همین افعال و حرکاتِخاص به کار رفته است؟

* عدهاى معتقدند واژه نماز درلغتِ فارسى از لفظ پهلوى نماک (namac)گرفته شده که آن هم از ریشه ایرانِباستان واژه�نم�(nam) به معناى خم شدن و تعظیم کردن گرفته شدهاست. (1)
از جملهمعانى نماز در کتابهاى لغت فارسى عبارتند از: بندگى، اطاعت، سجود، پرستش، خدمتکارى و فرمانبردارى. (2)
برخى معتقدند �صلاه� از ریشه عبرى گرفته شده و به معناى کنیسه یهودیان است؛ به نظر نولدکه (3) �صلوه� از لفظ عبرى �صلوها� مشتق است (4). چنانکه لفظ �صلوات� در آیه 40 سوره حج: (…لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ) نیز به همین معنا مىباشد. (5)
راغب مىنویسد: اصل �صلاه� براى دعا بوده و از باب نامگذارى کل به نام اجزایش، بر نماز که بخشى از اجزاى آن دعا است (6) اطلاق گشته. صاحب قاموس هم به دنبال دیدگاه مرحوم علامه طباطبائى(رحمه الله) �صلاه� را به معناى توجه و انعطاف گرفته است وافعالى را که مسلمانان باآن کیفیت خاص انجام مىدهند، نیز یکى از مصادیق توجه و انعطاف به خداوندمىداند.(7)
این واژه در اصطلاح بر عبادتى مخصوص با کیفیتى خاص اطلاق مىشود(8) . درآیه: (هُوَ الَّذِی یصَلِّی عَلَیکُمْ وَمَلاَئِکَتُهُ لِیخْرِجَکُم مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَکَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیماً) (9) نیز صلاتى که به خداوند نسبت داده شده، به معناى رحمت ویژه خداوند در حق مؤمنان است.(10)
———————————————————————
1. بن خلف تبریزى،برهان قاطع،تحقیقمحمد معین، ج4، ص2167.
2. همان؛برهان قاطع،فرهنگدهخدا،ج14،انتشارات دانشگاه تهران،ص22731.
3. دانشمندآلمانى که آثارى در زمینهعلوم قرآن دارد.
4. ر.ک:دکتر محمد خزائلى،احکام قرآن، ص 338.
5. ر.ک:راغباصفهانى،مفردات الفاظالقرآن،ماده صلا.
6. ر.ک: همان، مفرداتالفاظالقرآن.
7. ر.ک:سیدعلى اکبرقرشى، قاموس قرآن، ج4، ص149ـ148. جهت مطالعه بیشتر ر.ک:دکتر محمد خزائلى،احکام القرآن، ص338ـ340.
8. همان؛ برهان قاطع، همان مفردات الفاظ القرآن، محمد سیدگیلانى، ص285.
9. احزاب، آیه43.
10. ر.ک:علامه طباطبایى، المیزان فى تفسیر القرآن، ج16، ص335.
دیارا
نِم درگویش استان لرستان به معنی خم شدن است.
محمد
گریه کردن بعضی اساتید ادب گویند نماز در مواقعی به معنای گریه کردن است
مجتبی پاپی
من فک میکنم کلمه نماز در زبان فارسی جمع دو کلمه نما یعنی نشان دادن.وناز کردن یعنی افتخار کردن است یعنی عاشقی که کاری در جلب توجه معشوق کرده حالا با نشون دادن و ناز کردن میخواهد در اوج لذت با معشوق دیدار و حرف بزند
عذرا
نماز با تلفظ درستش ناماز(نام آز)یک کلمه ی تورکی است.از دسته کلماتی که آخرش آز دارند.مثل آراز،آواز،ساز(ساز قالماق،ساز پالماق)،باز(پرنده ی شکاری،عادت کردن مثل هوسباز و قومار باز)،دیاز،ایواز(عیوض غلط است)،آیاز،داز(تاس=طاس=کچل)،راز(ر در تورکی باید یا قبل از خودش و یا بعد از خودش یک حروف صدا(سدا)دار بیاید....کلماتی که اولشان نام دارند.مثل نامیک،نامدار،نامور،نامجو،نام آور....................نماز خواندن با کتاب خواندن فرق دارد.نامازی قیلدیم....نامازی اوخودوم(فعل خواندن پارسی از اوخوماق تورکی گرفته شده است).نام از تورکی به اینگلیسی رفته شده است.نی م
علی باقری
نماز : دکتر کزازی واژه نماز را با واژه ی نرم و خم از یک ریشه می داند و می نویسد : ((" نرم "در اوستایی نمره namra بوده است . به معنی آنچه می تواند خمید . ستاک نم ، همان است که در " نماز " نیز بکار برده شده است ؛ در نماز ، به کرنش ، بالا را می خمانند .))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 220.)
در جای دیگر می نویسد :نماز با همین ریخت در پهلوی کار برد داشته است . ریخت سغدی آن نماچ بوده است . ستاک واژه ، نم nam ، در اوستا نمه nama به معنی خم شدن است .
((به رسم نماز آمدندیش پیش
وزو برگرفتند آیین خویش.))
(همان ، ص 234.)
همچنین در با لا نوشته ی یکی از دوستان(دیارا ) نوشته ی دکتر کزازی را تایید می کند که نوشته اند : ((نِم درگویش استان لرستان به معنی خم شدن است.))
به نظر نگارنده نماز یعنی راز و نیازی که توام با خم شدن بدن به نشانه ی کرنش و بندگی است .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اهمیت نماز   • رکعت های نماز   • متن نماز   • حدیث نماز   • حقیقت نماز   • نماز چند رکعت است   • تحقیق نماز   • آموزش نماز   • معنی نماز   • مفهوم نماز   • تعریف نماز   • معرفی نماز   • نماز چیست   • نماز یعنی چی   • نماز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نماز
کلمه : نماز
اشتباه تایپی : klhc
آوا : namAz
نقش : اسم
عکس نماز : در گوگل

آیا معنی نماز مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )