پیشنهاد‌های 𝕍ⅈ𝕧ⅈ𝕏 (٣,٨١٠)

بازدید
١٦,٤٠١
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

سبک ثانویه یا فرعی سبک تابع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

( به سرعت ) بالا رفتن ( به سرعت ) افزایش یافتن به سرعت رشد کردن سریع قد کشیدن مواد مخدر ( به خود ) تزریق کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

( به سرعت ) بالا رفتن ( به سرعت ) افزایش یافتن به سرعت رشد کردن سریع قد کشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

افراط و اغراق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

( از سر خوش شانسی ) موفقیت بزرگ کسب کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

( از سر خوش شانسی ) موفقیت بزرگ کسب کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

( از سر خوش شانسی ) موفقیت بزرگ کسب کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

( از سر خوش شانسی ) موفقیت بزرگ کسب کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

Turn upside down

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

متعهد مطیع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

میان بر از هم گسسته تقسیم شده مجزا دارای اختلاف عقیده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

دارای اختلاف عقیده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

Toing and froing

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

در جا زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

در جا زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

سر خانه اول برگشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

سر خانه اول برگشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

سر خانه اول برگشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

سر خانه اول

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

فرد بی خاصیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

با شکست مواجه شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

مایه شرم مانع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

مصمم تر شدن دو برابر کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

افزایش یافتن زیاد شدن سوار ( اسب و . . . . ) شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

عزم خود را جزم کردن مصمم شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

بلوک سنگفرش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

paving stone

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

عدم توجه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

به سرعت رفتن به سرعت دور شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

( سیم برق ) متصل شده به زمین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

شبکه برق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

butting heads

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

گروه های سنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

اگر به صورت جدا باشد یعنی in it معنیش میشه : قسمتی یا بخشی از چیزی غرق شدن یا کاملاً درگیر شدن در یک موقعیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

In charge or in control of a situations

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

In charge or in control of a situations

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

برو! برو دنبال کارت! به تحصیل رفتن به مدرسه رفتن عامل کمک کننده بودن به دردبخور کاربلد اعطا شدن اصلی اولیه قابل اعتماد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

به طور مسحورکننده به طور مجذوب کننده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

با تکبر و غرور راه رفتن و پرسه زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

با تکبر و غرور راه رفتن و پرسه زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

مدرک شناسایی

پیشنهاد
١٦

علاقمند به انجام کاری یا دستیابی به چیزی بودن

پیشنهاد
١٦

علاقمند به انجام کاری یا دستیابی به چیزی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

علاقمند به انجام کاری یا دستیابی به چیزی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

علاقمند به انجام کاری یا دستیابی به چیزی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

مقصر مشکلات خود دلیل اصلی مشکلات خود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

مقصر مشکلات خود دلیل اصلی مشکلات خود

پیشنهاد
١٥

act in a way contrary to one's own interests مقصر مشکلات خود دلیل اصلی مشکلات خود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

مقصر مشکلات خود دلیل اصلی مشکلات خود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

با اشتیاق کاری را شروع کردن غرق شدن در فرورفتن به فرو کردن زدن به در آب شیرجه زدن به درون چیزی پرتاب کردن