strike gold

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( عامیانه ) به گنج رسیدن، موفقیت بزرگ ناگهانی به دست آوردن
• ( استعاری ) به جواهر رسیدن، به نتیجه عالی رسیدن
• ( در تجارت/هنر ) موفقیت چشمگیر و پر سود ( اغلب غیر منتظره )
• ( تحت اللفظی ) رگه طلا پیدا کردن ( در معدن )
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
"The actor struck gold with his first movie role, winning an Oscar for his performance. "
آن بازیگر با اولین نقش سینمایی خود به موفقیت بزرگی رسید و برای بازی اش برنده اسکار شد.
"The company hopes to strike gold with its new electric vehicle model. "
شرکت امیدوار است با مدل جدید خودروی برقی خود به موفقیت/ نتیجه بزرگی برسد.
"The archaeologist struck gold when he discovered a previously unknown tomb of an Egyptian pharaoh. "
باستان شناس وقتی مقبره ناشناخته قبلی یک فرعون مصری را کشف کرد، به گنج رسید ( کشف بزرگی کرد ) .

( از سر خوش شانسی ) موفقیت بزرگ کسب کردن
دو تا معنی داره
۱ - در معدن :به طلا رسیدن
۲ - در کار و مسئولیت : بسیار موفق بودن - پنجه طلا بودن
کار و بار کسی طلا شدن
to have great success with something
Be lucky
شانس اوردن
be very successful in an undertaking or enterprise
بسیار مؤفق شدن

پیدا کردن طلا ( منظور ثروتمند شدن به خاطر چیزی )