ヴァヒド

ヴァヒド Live for ourselves not for showing that to others

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



in a blaze of publicity٠٧:٢٩ - ١٤٠٠/٠٧/٠١بخش وسیعی از تبلیغات را شامل شدن بهش وسیعی از تبلیغات را در بر گرفتنگزارش
0 | 0
up there٠٩:١١ - ١٤٠٠/٠٦/٣٠آنجاگزارش
0 | 0
binge on٠٧:٣٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨خوردن یا نوشیدن مقدار زیادی از چیزی در مدت زمان کوتاهیگزارش
2 | 0
overstructure٠٢:٥٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨هنگامی که زندگی کودکان بیش از حد ساختار یافته است ، بر اساس یک ساختار بسیار سفت و سخت طراحی یا انجام دهند ، آنها مدتی ملال را تجربه می کنند تا زمانی ... گزارش
2 | 0
overstructured٠٢:٥٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨بیش از حد منظم و یا ساختار یافتهگزارش
2 | 0
come up to١٨:٥٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٧پیش کسی آمدن به طرف کسی رفتنگزارش
2 | 0
bump off١٩:١٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٦کسی را به طور ناگهانی از چیزی حذف کردن یا محروم کردن اینترنت کسی را ناگهانی و بی خبر قطع کردن از فهرست پرواز خارج کردن به دلیل نبود جا و در پرواز ... گزارش
2 | 0
nicotine patch١٢:٤٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤چسب ترک سیگارگزارش
2 | 0
genetically modified١٢:٥٢ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣اصلاح شده ژنتیکی از لحاظ ژنتیکی اصلاح شدهگزارش
2 | 0
take home٢٣:٠١ - ١٤٠٠/٠٦/٢١بازگشت به خانه یک نفر دیگر با کسی یا چیزی ● برنده شدن یا کسب دستاورد ● توجه جدی به برخی اطلاعات ، توصیه ها یا دستورالعمل هاگزارش
5 | 0
take something for granted١٦:٢٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢١دست کم گرفتنگزارش
2 | 0
the jury is still out١١:٤٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢١موضوعی که هنوز قطعی نشده یا تصمیم آخری که هنوز گرفته نشدهگزارش
5 | 0
whats the matter٠٧:٥٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢١موضوع چیه؟؟ مشکل چیه؟؟ چه اتفاقی افتاده؟؟؟گزارش
5 | 0
wrapping٢١:٢٨ - ١٤٠٠/٠٦/١٩شکل گرفتن ( حول چیزی ) شکل گرفتن یا جمع شدن یا تشکیل دادن ( برای کار خاصی )گزارش
2 | 0
pulse pumping٢١:٢٣ - ١٤٠٠/٠٦/١٩( وسیله یا شرایط یا موقعیت ) که ضربان قلب بالا ببرد تندکننده ضربان قلبگزارش
2 | 0
to come٢٠:٤٥ - ١٤٠٠/٠٦/١٩آتی آیندهگزارش
2 | 0
exactitude١٨:٥٢ - ١٤٠٠/٠٦/١٥دقیق بودنگزارش
5 | 0
soon to be١٦:١٢ - ١٤٠٠/٠٦/١٥آیندهگزارش
2 | 0
security٠٧:٤١ - ١٤٠٠/٠٦/١٤گیت بازرسیگزارش
2 | 0
play opposite١٩:٠٤ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩نقش بازی کردن با کسی در یک فیلم مخصوصا به عنوان یکی از دو شخصیت اصلیگزارش
2 | 0
crash into٠٣:٥٤ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦به چیزی زدن ( با خودرو ) با چیزی تصادف کردنگزارش
2 | 0
my place٠٧:٣٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٤خانه من محل زندگی منگزارش
2 | 0
make yourself٠٧:١٦ - ١٤٠٠/٠٦/٠٤راحت باش فکر کن خونه خوتهگزارش
2 | 0
hitch١٩:٠٧ - ١٤٠٠/٠٦/٠٢بالا بردن بالا زدن ( لباس ) رایگان سفر کردن سواری رایگان گرفتن ماشین گرفتن کنار خیابان بستن چیزی ( با طناب )گزارش
2 | 0
lined١٦:٢١ - ١٤٠٠/٠٦/٠٢خط دار ردیف ( در امتداد یک دیگر _پشت سر هم ) چین و چروک دارگزارش
5 | 0
craftspeople١٦:١٢ - ١٤٠٠/٠٦/٠٢صنعتگرانگزارش
7 | 0
pre order٢٢:٢٨ - ١٤٠٠/٠٦/٠١سفارش دادن برای کالایی قبلا اینکه برای فروش در دسترس باشدگزارش
7 | 0
running back١٨:٠٢ - ١٤٠٠/٠٦/٠١مهاجم توپ بر مهاجمی که وظیفه اصلی او حمل توپ به جلو استگزارش
5 | 0
running battle١٧:٥٩ - ١٤٠٠/٠٦/٠١جدال طولانی نزاع دیرین نبرد پویا ( نظامی )گزارش
5 | 0
get a result١٦:٢٨ - ١٤٠٠/٠٦/٠١نتیجه گرفتن در ورزش مخصوصا فوتبال برنده شدنگزارش
5 | 0
put to١٨:٢٢ - ١٤٠٠/٠٥/٣٠به کسی منتقل کردن ( به منظور قبول یا رد کردن چیزی ) چیزی را به کسی گفتن از کسی سوال کردن دلیل یا علتی که کسی چیزی را تجربه میکند یا کاری را انجام ... گزارش
5 | 0
negotiating١٧:٣٨ - ١٤٠٠/٠٥/٣٠عبور کردن یا گذشتن از جایی به سختیگزارش
5 | 0
patronizing١٥:٣٨ - ١٤٠٠/٠٥/٣٠مغرور کوچک کننده تحقیر کنندهگزارش
7 | 0
patronize١٥:٣٧ - ١٤٠٠/٠٥/٣٠تحقیر کردن احمق فرض کردن خوار کردن مشتری جایی بودن حمایت مالی و معنوی از یک تشکیلات یا فعالیتیگزارش
9 | 0
artistic bent١٥:٣٨ - ١٤٠٠/٠٥/٢٨مهارت هنری استعداد هنریگزارش
5 | 0
bent١٥:٣٧ - ١٤٠٠/٠٥/٢٨استعداد طبیعی یا مهارت در چیزیگزارش
5 | 0
alzheimers disease١٢:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/٢٨بیماری آلزایمر ( فراموشی )گزارش
7 | 0
sheltered housing١٢:١١ - ١٤٠٠/٠٥/٢٨مسکن اجاره ای برای سالمندان یا بیمارانگزارش
5 | 0
facelift١٢:٠٨ - ١٤٠٠/٠٥/٢٨عمل زیبایی صورتگزارش
5 | 0
in far more case٠٨:١٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧در بیشتر مواقع در بیشتر موردگزارش
7 | 0
by that time٠٢:٢٣ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧در آن زمان در آن موقعگزارش
7 | 0
grey power٠٠:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧یه اسمی که از روی واقعیت برداشته شده معمولا افراد که دارای قدرت مالی یا سیاسی بزرگی هستند موهای جوگندمی رنگ دارنگزارش
12 | 0
hold by٠٠:١١ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧تحت تسلط تحت کنترل تحت اختیار تحت قدرتگزارش
9 | 0
check in counters١٩:١٣ - ١٤٠٠/٠٥/٢٣میز پذیرش ( هتل و فرودگاه و. . . . )گزارش
9 | 0
out of money١٩:٢٨ - ١٤٠٠/٠٥/٢٢بی پول بودنگزارش
9 | 0
awfully small٠٧:٣٥ - ١٤٠٠/٠٥/٢١بسیار کوچک بسیار کم اهمیت بسیار جزئیگزارش
9 | 0
put on١٩:٢٣ - ١٤٠٠/٠٥/١٣پوشیدن گذاشتن ( هدفون و. . . ) گذاشتن ( فیلم و موسیقی ) نمایش اجرا کردن برگزار کردن ( مسابقه و. . . ) آرایش کردن کرم و . . . زدن وزن اضاف ... گزارش
28 | 0
go down١٩:١٤ - ١٤٠٠/٠٥/١١مریض شدن بیماری گرفتن پذیرفتن مورد قبول واقع شدنگزارش
12 | 1
chalk and cheese٠٤:٤٣ - ١٤٠٠/٠٥/١١عبارت کلیشه ای یعنی دو چیز اگر در ظاهر با هم تشابه داشته باشند اما در باطن باهم کاملا فرق دارندگزارش
16 | 0
ram pumps١٨:٥٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩ تلمبه ی قوچی یا رَم پمپ یا آسانسور آبی نوعی تلمبه ی ساده هست که با استفاده از انرژی فشار هوا آب رو تلمبه ی میکنه بدون برق بدون موتور بدون هزینه بیشت ... گزارش
12 | 0